
نگاهی به تاریخچه «علامت» در عزاداری؛ یادگار حماسی سلسله آل بویه/ وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم
گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو_سیده زهرا حسینی؛ عزاداری در رثای آزاد مردان تاریخ از سالهای دورِ افسانهها و عزا بر مرگ سیاوش تا اسلام و اقامه ماتم بر شهدای دشت کربلا در فرهنگ و تاریخ ایرانیان سبقهای غنی دارد؛ دهه اول محرم، اما بیشتر از هر زمان دیگری حال و هوای خاصی در میان شیعیان پدید میآورد و بی شک آنچه که در این ایام بسیار ارزشمند است توجه به نمادها و آیینها است چراکه بررسی رسوم در محرم خود به نوعی مردمشناسی و دینشناسی است و به دلیل ارزش بالای آن، در جامعه دینی اهمیت دارد؛ این دهه فرصت مناسبی است تا به مهمترین نمادها و معانی در این آیین دیرینه نگاهی داشته باشیم و حسینیه دانشجو با انتخاب تعدادی از این آیینها و نمادها و همچنین بازخوانی کوتاهی از تاریخچه و فرهنگ آیین عزاداری در ماه محرم سعی دارد به آگاهی و معرفتی نسبت به این آیین دست پیدا کند، پس در این ایام با ما همراه باشید تا تاریخ و فرهنگ آیینیمان را با هم ورق بزنیم.
روز سوم محرمالحرام؛ علامت(علم)
علم معمولاً در جلوی صف سوگواران حرکت داده میشود. علمهای قدیمیتر معمولاً پایهای دارند که واژههای دینی بر روی آن برنگاشته شدهاست و دو اژدها یا شیر با دهان باز از آن پاسداری میکنند. گاهی پهنای علمها به ۳ متر تا ۱۰ متر هم میرسد و غالباً ۱۱ زبانه دارد که زبانه میانی بزرگتر از بقیه میباشد. حد فاصل زبانهها را هم با اشیاء فلزی که به شکل کبوتر و طاووس و لاله و گنبد و بارگاه و ... ساخته شده بود، پر میکردند. به کسی که علم را با خود حمل میکند، علمدار میگویند. این شخص پایه علم را که از چوب ساخته شده، داخل بند تسمهای که به کمر و شانه خود بسته، قرار میدهد و با آن حرکت میکند. علم و پرچم از وسائلی است که در جنگها از اهمیت اساسی برخوردار بود. البته بین علم و پرچم تفاوتهایی وجود داشتهاست و از نظر اهمیت هم درجه بندی شدهاند. علم شمال کشور با علم بخشهای مرکزی ایران اختلاف دارد.

قدیمیترین علمهای ایرانی در کاخ توپقاپی استانبول نگهداری میشود. این علمها از غنایم جنگی است و پس از تصرف شهر تبریز توسط سپاهیان عثمانی، شاه سلیم آنها را به استانبول منتقل کرد که پس از رواج تشیع در زمان شاه اسماعیل مورد استفاده دستهها قرار میگرفت، از صفحهای آهن به صورت تیغهای باریک و بلند ساخته میشد. در راس آن علامت و نشان سنتی و قومی قبیله و در شیعه مذهبان نام الله یا نام الله و محمد و علی یا نام الله و پنج تن نقره کاری (نقره کوبی) یا کنده کاری میشد. تیغه باریک و بلند آهنین با صفحهای مدور و بزرگتر در انتهای تیغه که دارای قابی از فلز بود خاتمه مییافت. دور این قاب را با سرهای اژدها که از هنرهای چینی و ژاپنی اقتباس شده بود، میآراستند. این علمها بر روی دستهای چوبی یا فلزی قرار میگرفت و پیشاپیش دستهها حمل میشد.
در سالهای بعد، بخصوص در دوران زندیان و قاجاریه، تزئینات دیگری به علمهای دسته اضافه شد و عزاداران مذهبی در ایام سوگواری یا بزرگداشت و تشریفات دیگر آنها را به کار میبرند.
از آنجا که بشر قابل ترقی است و هر چیز رشد و کمالی دارد با رونق گرفتن عزاداری، لازم شد سروصورت بهتری به این بیدقها بدهند. به همین دلیل پیکانِ سربیدقها کم کم قد کشید و به صورت سرنیزه درآمد و رنگهایشان متغیر شد. رنگ سیاه که نشانهی عزا بود، رنگ سرخ را که شهادت و غرق به خون شدن شهدا را میرساند. رنگ سبز که مورد علاقه پیغمبر (ص) بود و نوادهاش هم آن را دوست داشت، مورد استفاده قرار گرفت.
روایتهایی هم برای استفاده از رنگها ساخته شد که امام حسن (ع) لباس سبز میپوشیده، امام حسین (ع) رنگ سرخ به تن میکرده است. رنگ سفید نیز به عنوان اینکه هیچکدام از امامان اندیشه جنگ با معاویه و یزید نداشتند و پرچمشان باید رنگ سفید باشد، مطرح بود.
پس از آن لازم شد، پیکانها را روی کلاهخودها بزنند و لازم دیدند که دو پر بلند را در دو طرف کلاه خود وصل کنند. سپس برای آنکه سر و شکل بهتری پیدا کند آن را به وسیله شالهایی پوشانده و زیورهایی به آن بسته شد و نام آن را «طوق» گذاشتند.
درباره مساله حمل علم نیز اگر حامل میخواست آن را مستقیم حرکت دهد، نمیتوانست جلوی خودش را ببیند و اگر میخواست جلوی خود را ببیند باید آن را به سمتی بخواباند که صورت زشتی پیدا میکرد به همین دلیل بهتر دیده شد که شالهایش را به شانههای علامت آویزان کنند، به همین دلیل احساس شد بهتر است آن را از ورق پولاد قابل انعطاف تهیه کرده و شکل بدهند. از این به بعد طوق که سابقه بیشتری داشت به جای خود ماند و اسم علامت و ساخت آن با سه تیغه که یکی در وسط و بلندتر و دو تیغه دیگر کوتاهتر در اطرافش بود به تصویب رسید.
بعد از طوق و پیکان، پنجهای در شباهت به دست بریده ابوالفضل العباس نیز به روی علم اضافه شد. همچنین زمانی دو فانوس مانند از مکعبی به نشانهی شام غریبان از آهن ساخته و دو کبوتر فلزی به نشانه اینکه از کربلا خبر کشته شدن اولاد پیغمبر را به مدینه میبرد، اضافه شد، همچنین چند پر بلند به نشانه دلاوری سپاهیان اسلام زینت بخش علم شد و کمکم از تیغهها یک زنگوله به شباهت زنگ کاروان حسین (ع) آویزان شد.
به این ترتیب علامت پنج تیغهای ساخته شد که هم تیغههایش بلندتر از تیغههای علامتهای سابق بود و علاوه بر بلندی و پهنی چم و خم زیادتر و انعطاف بیشتری داشت. تمام آن نیز با تیزاب کاری و آب طلاکاری ساخته شد. به علاوه فانوسها و کبوترهای بیشتری به آن اضافه شد و آهنهای دو سر صلیب واری به صورت اژدهای با دهن باز و زنگولههایی که از زیرش آویزان شده بود، به کاربرده شد.
این همان علامتی بود که با راه افتادن دسته قزاقخانه پیشاپیش علامتهای سه تیغه سابق حرکت میکرد. گفته میشود رضاخان بعد از رسیدن به حکومت و استقرار قدرت، اولین کاری که انجام داد قدقن کردن سینه زنی، دسته و روضه خوانی بود.
در زمان محمدرضا شاه نیز هر سال به تیغههای علم اضافه شد تا به ۳۳ تیغه رسید و از حمل فردی و دو سه نفره گذشت و لازم بود که این علامتها در کامیون حمل شود. آن زمان علمهایی از جمله (علم شاه غلام)، (علم قدم)، (علم حسین رمضان کچل)، (علم علی یخی) و (علم هفت کچلان) از جمله معروفهای آن زمان بودند.
بهترین علم، علمی بود که از روی علم قزاقخانه ساخته شود تا تیغههایش بلند و پهنتر و زینت آن بیشتر باشد. اما این هنر نیز به مرور زمان به افول رفت. با آنکه همه آهنگرها و چلنگرها علامت ساز شده بودند و مساجد و تکایا و حتی قهوهخانه را از هنر خود اشباع کردند، اما این هنر نیز مانند هنرها و کارهای دیگر از نظر کیفی به ابتذال کشیده شد. فقط حلبی، آهن پارههای آب ورشو داده شده که زرق و برق پیدا کرده که از عرض و طول پیش رفته و تیغههایشان به سی و چند تیغه و پهنه آنها به ۱۰، ۱۲ متر رسید.
علم آرایی و علم گردانی در شهرستان بشرویه اینگونه است که هر طایفه و قبیلهای علم مخصوص به خانواده خودش را از روز اول محرم میبندد و تا روز ششم محرم علمها را به حسینیه حاج علی اشرف میبرند و از روز هفتم محرم هر روز در دو نوبت بعدازظهر و شب علمها را با آئین خاص دور حسینیه میچرخانند.
چرخاندن علمها به دور حسینیه تعداد مشخصی ندارد و معمولا از ۷ یا ۸ دور شروع میشود وگاهی به ۲۰ تا ۲۵ دور هم میرسد؛ چرخاندن علمها به عواملی از جمله وقت و زمان باقی مانده، توان و قدرت چاووش خوانها و توان و قدرت بدنی (خستگی) علمدارها، بستگی داشته که تا روز عاشورا ادامه داشته و ظهر روز عاشورا علمها را به قتل گاه برده و هر قوم و فامیلی پارچههای علم مخصوص خودشان را باز کرده و تا محرم سال آینده در خانه و یا محل دیگری نگهداری میکنند. داشتن علم در آئین محرم بشرویه یک منزلت است. علمها به یک اندازه نیستند و کوچک، بزرگ دارند، اما هیچ تاثیری در سطح اجتماعی خانواده صاحب علم ندارد بلکه همه نمادی هستند از یاران امام حسین (ع) و هیچکدام بر دیگری برتری ندارد.
براساس وقف نامه حسینیه تمام خدمتگذاران این مراسم میزان ۵/۷ کیلوگرم (یا به عبارت خود وقف نامه «به سنگ محل ۵ من») از محل موقوفات یا نذورات حسینیه در پایان محرم گندم دریافت میکنند. همچنین اطعام دادن به عزاداران در ظهرهای محرم نیز از محل موقوفات تأمین میشود.
مشارکت بانوان در مراسم علم بندان از ویژگیها و شاخصهای این آیین محرمی در شهرستان بشرویه میباشد و این مراسم در تیرماه سال جاری در فهرست ملی میراث فرهنگی ناملموس به ثبت رسیده است.