پايان حمله نظامي به ايران عقب نشيني شرم آور ايالات متحده است
به گزارش گروه سياسي «شبكه خبر دانشجو»، گوين داير در نشريه آلماني برلينر اومشاو با ترسيم فضايي از حمله احتمالي آمريكا به ايران، اين امر را «بلوف» عنوان كرده و مينويسد: کلارک چهار سال پيش در مصاحبه با نيويورک تايمز فاش کرد در ابتداي دهه 90 دولت کلينتون خيلي جدي حمله به ايران را مورد بررسي قرار داد، اما کارشناسان نظامي، دولت را برحذر داشتند.
در ادامه اين مطلب آمده است: کلارک گفت: «بعد از بحث هاي طولاني، بالاترين مقام هاي ارتش نتوانستند درباره سياستي به توافق برسند که ايالات متحده بتواند به اين هدف برسد.» طراحان پنتاگون در 15 سال گذشته برنامه حمله به ايران را بارها مرور کرده اند و هنوز هم به نتيجه نرسيده اند که آمريکا چگونه مي تواند پيروز شود.
داير در مطلب خود تصريح مي كند: ترس از سلاح اتمي ايران نيست که رئيس ستاد ارتش آمريکا را به تعلل واداشته تا جنگ عليه ايران را شروع کند؛ اين اسلحه وجود ندارد و تمام توجيه حمله در اين خواهد بود که مطمئن شوند اين سلاح هيچ گاه هم وجود نخواهد داشت.
وي ميافزايد: نکته اينجاست که آمريکا نمي تواند غير از ترساندن ايران با اسلحه اتمي کاري بکند تا ايران را واقعاً به زانو درآورد و به تقاضاي ترحم وادارد؛ آمريکا مي تواند تأسيسات هسته اي و نظامي ايران را با خاک يکسان کند، اما هر آنچه از بين ببرد، ظرف چند سال دوباره ساخته مي شود، بنابراين لشکرکشي آمريکا به ايران به هيچ رو انجام شدني نيست.
داير با بيان اين كه در ايران 80 ميليون نفر زندگي مي کنند و تقريباً همه وطندوستان پرشوري هستند که با اشغال کشورشان به دست بيگانه مبارزه مي کنند، نوشته است: ايران سرزميني کوهستاني است و چهار برابر عراق؛ ارتش ايران در حال حاضر 450 هزار نيرو دارد، کمي کمتر از ارتش ايالات متحده، البته ايران برخلاف آمريکا نيروهاي خود را در بيش از ده ها کشور پراکنده نکرده است.
وي ميافزايد: اگر قرار باشد کاخ سفيد چيز بيشتري از اقدام هاي کوچک نظامي در امتداد ساحل جنوبي ايران پيشنهاد کند، ژنرال هاي بلندپايه آمريکايي با اعتراض استعفا خواهند کرد؛ بدون گزينه جنگ زميني، تنها وسيله فشار آمريکا بر سياست ايران تهديد به بمب هاي بيشتر است، اما اگر قرار به استفاده از بمب اتمي نباشد اين اهرم فشار چندان قانع کننده نخواهد بود؛ ايران به نوبه خود مجموعه اي از گزينه ها را در اختيار دارد که بر آمريکا فشار بياورد.
در ادامه اين مطلب آمده است: فقط قطع صادرات نفت ايران قيمت نفت را در اين بازار محدود به آسمان خواهد برد؛ حدود هفت درصد نفت معامله شده در سطح جهان از ايران مي آيد، ايران همچنين مي تواند جلوي 40 درصد صادرات نفت جهاني را بگيرد؛ به اين شکل که نفت کش هاي حامل نفت عراق و عربستان و ديگر کشورهاي خليج فارس را با موشک هاي ضد کشتي نور غرق کند.
اين مطلب با تاكيد بر قدرت نظامي ايران تاكيد مي كند: موشک هاي ضد کشتي نور نسخه اي از موشک هاي چيني «واي جي 82» است که در داخل توليد مي شود؛ اين موشک بردي برابر 200 کيلومتر دارد تا به همه گلوگاه هاي خليج فارس برسد. با دو برابر سرعت صوت تنها يک متر بالاي سطح آب پرواز مي کند و به آساني با رادار قابل رهگيري نيست. دقت هدف گيري آن را 98 درصد ارزيابي مي کنند.
تحليلگر آلماني با اشاره به موقعيت جغرافيايي ايران نوشته است: ساحل کوهستاني ايران تمام قسمت شمالي خليج فارس را گرفته است و اين موشک ها را مي توان از سکوهاي پرتاب سياري شليک کرد که به آساني پنهان شدني هستند؛ اين موشک ها مي توانند به سادگي کشتي هاي نفت کش را غرق کنند و ظرف چند روز قيمت هاي بيمه براي نفت کش هايي که مي خواهند وارد شوند به ميزاني بالا خواهد رفت که تمام صادرات نفت از منطقه متوقف خواهد شد.
وي ميافزايد: موشک هاي ايراني پايگاه هاي نظامي ايالات متحده را در ساحل (عربيِ) جنوبي خليج فارس هدف خواهند گرفت و متحدان ايران در لبنان يعني حزب الله با موشک به اسرائيل حمله خواهند کرد. ايالات متحده گزينه ديگري در صورت بالا گرفتن کار ندارند غير از کاربرد سلاح هسته اي، و فشار بر آمريکا براي پايان دادن به جنگ روز به روز افزايش پيدا خواهد کرد، در حالي که صنعت و حمل و نقل در سراسر جهان متوقف خواهد شد.
پايان کار، عقب نشيني شرم آور ايالات متحده و تثبيت نهايي موقعيت ايران به عنوان قدرت تعيين کننده منطقه اي در خليج فارس خواهد بود. اينها نتايج تفکرات راهبردي در پنتاگون بود و مولن آنها را مي شناسد.
داير در پايان مطلب خود خاطرنشان كرده است: بنابراين طرحي براي حمله به ايران وجود دارد، اما مولن ترجيح مي دهد استعفا کند تا اينکه بخواهد اين طرح را به اجرا درآورد؛ همه اين حرف ها بلوف است./انتهاي پيام/