پانصد واژه از يك حكيم
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۸۱۶۹
درباره همدردي ولي‌امر مسلمين با ملت پاكستان

پانصد واژه از يك حكيم

فراز كوتاه 5 دقيقه‌اي رهبر معظم انقلاب در خطبه هاي نماز عيد فطر تنها در پانصد واژه روشن‌ترين تصوير از پاكستان را ارائه كرد؛ اصل ماجراي سيل را گفت. به علل طبيعي‌اش كه خشم رود عظيم سند باشد اشاره كرد و با توصيف دقيقي كه از نقشه جغرافيايي بلا كرد، عمق فاجعه را به تصوير كشيد.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي،‌ متن زير در مورد بيانات رهبر انقلاب در مورد سيل پاكستان در خطبه هاي عيد فطر مي باشد: 

پاكستان در پانصد واژه

اين فراز كوتاه 5 دقيقه‌اي رهبر انقلاب تنها در پانصد واژه روشن‌ترين تصوير از پاكستان را ارايه كرد.

اصل ماجراي سيل را گفت. به علل طبيعي‌اش كه خشم رود عظيم سند باشد اشاره كرد و با توصيف دقيقي كه از نقشه جغرافيايي بلا كرد، عمق فاجعه را به تصوير كشيد.

او نيازهاي ضروري مردم، وضعيت سابق و حال فعلي‌شان را گفت و با كلي آمار، اطلاعات و عدد چيدماني را درست كرد تا يادمان بيايد پاكستان از هندوستان جدا شد، چون پاك‌ها از هندوها جدا شدند و پاك‌ها يعني مسلمانان. مردان و زنان غيرتمندي كه حاضر نشدند از دين و آئين خود كوتاه بيايند.

يادمان آورد كه آقاي خامنه‌اي مردم پاكستان را خوب مي‌شناسد.

او سال‌ها سال پيش اقبال لاهوري را در ايران زنده كرده و به ادبيات و فرهنگ اردو، بهايي ويژه داده است. و هركس كه نداند آقاي خامنه‌اي خوب مي‌داند كه چه مريدهاي با صفايي در آن ديار دارد.

آري! خيلي از شيعيان پاكستان مقلدين اويند و مرجع تقليد در برابر مقلدانش وظايفي دارد. او پيش از اين‌ها به پاكستان سفر كرده بود و آن مردم پاك برايش گل‌باران كرده‌اند.

آن روزها رئيس جمهور ايران سر سفره‌شان نشسته بود و اين روزها به حق‌گذاري نان و نمك هم كه شده به خروش آمده است. حق سلام و عليكي به جاست.

سرشار از عاطفه

سيدعلي حسيني خامنه‌اي گرچه به عاطفه و لطافت طبع شهره است، اما در مقابل امواج احساسات دروني‌اش خوب مي‌ايستد. و اين را كساني خوب فهم مي‌كنند كه در سفرها و ديدارهاي صميمي وي با جوانان بسيجي يا دانشجو و نيز خانواده شهدا حضور داشته‌اند. آقاي خامنه‌اي در اين ديدارها اغلب مواجه است با هزاران بمب احساس و اشك؛ با هزاران علاقه قلبي قديمي دروني كه با ديدنش به منصه و بروز مي‌رسند. اما او با سلطه و كنترلي كه بر احساسات خود دارد، كمتر متاثر مي‌شود.

اساسا يك فرق مهم او با خيلي‌ها اين است كه عنان احساسش را رها نمي‌كند. نه كه فقط در اين موج مواج دروني به كاري دست نمي‌زند، بل سخنراني هم نمي‌كند.  و اهل علم مي‌دانند كه براي يك سخنران اين فضلي است كه سخت به دست مي‌آيد. و براي يك رهبر اين شرطي است لازم. اما در اين فراز، جنابش دوبار به شدت متاثر شد. در جايي ميان كلام كه كسي فكر نمي‌كرد بايد تا اين اندازه غم مردم پاكستان را در دل راه داد و با آن مردم مظلوم غصه‌دار همدردي كرد!

خبر از نزديك

بار ديگر به اين پانصد واژه نگاهي بياندازيد. سيد علي حسيني خامنه‌اي از دو ميليون پاكستاني آواره شده، از روزه‌داري‌شان، از مزارع و مراتع ويران شده و  از آب و غذا و پوشاك نداشته آن‌ها چنان سخن مي‌گويد كه انگار به چشم و با تمام وجود ديده كه چه به سر اين مردم آمده است.

هرچند جنابش چند باري اشاره كرد به گزارش‌هايي كه به دستش رسيده، ولي حرف‌هاي رهبر را حتي از خبرنگارِ دور از مردم واحد مركزي خبر هم نشنيده بوديم.

واقعا گزارش گرفتن يك مسئول هم انگار آدابي دارد. و راست گفته‌اند كه نمايندگان رهبر انقلاب صعب‌ روزي و بوالعجب كاري دارند. آنها بايد براي سوالات بسياري كه از همه جاي ماموريت‌شان پرسيده مي‌شود، جواب موثقِ مستند آماده كنند.

بي‌تفاوتي اسلامي؟!

بيداري اسلامي يكي از كليدواژه‌هاي طلايي رهبر انقلاب در بيست و پنج سال گذشته است. به اين فراز نگاه كنيد: «اين فقط خطاب به شما ملت ايران نيست، خطاب به همه‌ى دنياى اسلام است، خطاب به همه‌ى ملتهاست، خطاب به همه‌ى مسلمانهاى كشورهاى مسلمان است، خطاب به كنفرانس اسلامى است؛ همه بايد همت كنند، بايد كمك كنند. جمع شده‌اند، گفتند حالا يك ميليارد، دو ميليارد! كو اين نياز عظيم اين ملت؟!»

رهبر از روند عملكرد كشورهاي اسلامي راضي نيست. كشورهاي اسلامي و ملت‌هاي مسلمان را در اين بخش از سخنان مخاطب قرار مي‌دهد. خطابي از سر درد. درد بي دردي‌شان! آنچه روشن است اينكه فرياد بايد كشيد بر سر اين ملت‌ها و دولت‌هاي خواب‌آلوده‌ي بي تفاوت! بر سر خودمان! همه بيدارها بايد داد بزنند. همهمه به كار نمي‌آيد. و البته اين هم يك بعد قضيه است. بعد تبديل تهديد به فرصت. استفاده از پتانسيل فطري انساني درد مشترك و هميت اسلامي! استفاده از سيلي هولناك براي بيداري اسلامي!

قصه قصه آدمي است!

«مردم ما بايد همت كنند. دولت جمهورى اسلامى كمك‌هايى كرده است، بعضى از مردم كمكهائى كرده‌اند، لكن اينها كافى نيست، بيشتر بايد كمك كنيم. اين وظيفه‌ى همه‌ى ماست. برادران مؤمن ما، برادران مسلمان ما در آنجا دچار يك چنين مصيبت بزرگى شده‌اند.»

همين دو خط. آن طرف‌ترش را هم نخواندي نخوان! تكليف روشن است. حكم حكومتي و ولايي نيست. حكم سياسي و عقيدتي نيست. زيدي و حنفي و شافعي و مالكي ندارد. حتي هندو و گبر و مسلم هم فرقي ندارد. بني آدمند. خلايقند و  حكم انساني و بشري. كدام برترند. انسانيت يا مذهب و مليت؟ وجدان بشري يا  اختلافات قومي  و قبيله‌اي؟ اسلام انسان مي‌خواهد. و انسان هدايت مي‌شود. تو بگو ديپلماسي عمومي هم در اين فراز هست. باشد. بگو مخاطب مردمند و اين يعني انقلاب اسلامي، انقلاب مردم است نه دولت‌ها. بگو وظيفه يعني واجب. هرچه هست، من همان اولي را مي‌گويم. قصه قصه آدمي است.

سو استفاه سياسي از بلاي طبيعي

«ما از بى‌ثباتى سياسى پاكستان نگرانى داريم. قدرتهاى متجاوز و سلطه‌طلب از اين وضعيت دارند استفاده ميكنند، فرصت‌طلبها دارند سوءاستفاده ميكنند. بعضى از دولتهاى متجاوز ميخواهند پاكستان را به پادگان نظامى خودشان تبديل كنند.»

كسي كه در جايگاه يك استراتژيست بلد باشد تهديد را به فرصت تبديل كند؛ دست بازيگران ديگر ميدان را هم خوب مي‌خواند. همان شطرنج بازي كردن است انگار! حواست به يك دو حركت بعدي حريفت باشد. حريفت البته اگر دشمنت باشد و دشمنت اگر تاريخ زندگي‌ات را با انواع خباثت‌ها پر كرده باشد، ديگر بازي نمي‌خوري و به ديگران هم زنهار مي‌دهي كه مبادا بي حواسي كنند. كه پاكستان منضم افغانستان شود. اين هشدار مهم تنها در 30 واژه مي‌پراند خواب آن كس را كه خود را به خواب نزده باشد.

اين‌ها شرح كه نه تنها برداشت‌هاي مخاطبي از مخاطبان رهبر انقلاب است. مخاطبي كه عمق جانش از بغض رهبرش سوخت. پانصد واژه از يك حكيم "دريايي است خودش"!

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار