کد خبر:۹۷۶۴۴
مناظره رسايي و زيباكلام - 3
زيباكلام: آمريكاستيزي از ادبيات ماركسيستي بعد از انقلاب نشات گرفته است
استاد علوم سياسي با اشاره به اينكه بايد موضوع استكبارستيزي را از دو جنبه بررسي كنيم، گفت: عدهاي معتقدند آمريكاستيزي در جوهره انقلاب بوده، اما اعتقاد بنده بر اين است كه آمريكاستيزي از ادبيات ماركسيستي بعد از انقلاب نشات گرفته است.
به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، صادق زيباكلام در مناظره اي كه با حضور حميد رسايي در خصوص 13 آبان و چگونگي شكل گيري آن در سالن شهيد مطهري دانشگاه تربيت مدرس برگزار شد، اظهار داشت: تاريخ محكمه قضاوت نيست كه چهره هاي تاريخي را به عنوان متهم احضار كرده و آنان را بازخواست كند.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در ادامه به بيان دستاوردهاي دوران رضاشاه پرداخت و گفت: تاريخ فهم تحولات در جامعه است.
وي با اشاره به اينكه براي قضاوت تاريخي بايد تحولات را بدرستي درك كنيم، افزود: تاريخ مجموعه اي از سپيدي و سياهي هاست و حق هر دانشمند و صاحبنظري است كه بر اساس مطالعه خود به قضاوت برسد.
زيباكلام با بيان اين مطلب كه فهم تحولات، مقدم بر قضاوت است، بيان داشت: ما در فهم صحيح تحولات سياسي – اجتماعي در علوم انساني دچار مشكل هستيم.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با بيان اين مطلب كه من ولايت فقيه را در چارچوب قانون اساسي مي پذيرم، گفت: ولايت فقيه در چارچوب اصل 110 قانون اساسي قابل پذيرش است.
وي با اشاره به اينكه من مخالف اين حرف هستم كه بايد قانون اساسي را به خاطر در راس بودن ولايت فقيه و رهبري پذيرفت، افزود: در اين صورت بايد فاتحه قانون اساسي را خوانده و ديگر سخن از قانون اساسي بر زبان نياوريم.
زيباكلام در ادامه به چگونگي تهيه پيش نويس قانون اساسي اشاره كرد و با بيان اين مطلب كه در پيش نويسي كه امام و مراجع تاييد كرده اند، چيزي با عنوان ولايت فقيه مطرح نبوده است، افزود: بنده ولايت فقيه را در چارچوب قانون اساسي قبول دارم.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با اشاره به اينكه خيلي ها از همان اوايل معترض بودند كه ولايت فقيه ديكتاتوري را به همراه دارد، افزود: بايد اصل ولايت فقيه از همان ابتداي انقلاب مورد بررسي قرار گيرد كه چه افرادي اعم از روحاني و غير روحاني ولايت فقيه را قبول داشتند و چه كساني قبول نداشتند.
وي با اشاره به اينكه تعريفي كه امروز از ولايت فقيه ارائه مي شود با تعريفي كه در سال 58 و 59 صورت گرفته، متفاوت است، بيان داشت: ولايت فقيه سال 59 در چارچوب قانون بود، ولي ولايت فقيهي كه امروز آقايان از آن دم مي زنند در جايگاه ولايت است.
زيباكلام با اشاره به اينكه ولايت فقيه سال 59 خاكي و زميني و پاسخگو در قبال اقداماتش بود، گفت: بايد ببينيم ولايت فقيه سال 89 تا چه اندازه پاسخگو است.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در ادامه با بيان اين مطلب كه سياست مشخص خاتمي در دوران اصلاحات، تنش زدايي بود، در خصوص رابطه با آمريكا گفت: همان زمان موضوعاتي مبني بر اينكه دولت خاتمي قصد نشان دادن پرچم سفيد به آمريكا را دارد در جامعه مطرح شد.
وي با اشاره به اينكه موضوع استكبارستيزي بايد از دو جنبه بررسي شود، تصريح كرد: عده اي معتقدند آمريكاستيزي در جوهره انقلاب بوده، اما بنده اعتقادم بر اين است كه آمريكاستيزي از ادبيات ماركسيستي بعد از انقلاب نشات گرفته است.
زيباكلام در خصوص مذاكره بازرگان با مسئولان آمريكا اظهار داشت: بازرگان و ابراهيم يزدي و چند تن ديگر در سالگرد جشن الجزاير جزو مهمانان بودند كه در اين جشن مسئولان كشورهاي مختلف از جمله آمريكا نيز حضور داشتند؛ در حاشيه اين مراسم، ملاقاتي بين مسئولان ايران و آمريكا صورت گرفت.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران اضافه كرد: بنده به طور دقيق نمي دانم كه اين ملاقات به خواست طرف ايراني صورت گرفته يا آمريكايي، اما آن چه مهم است اين است كه اين ملاقات به منظور مشخص شدن وضعيت و تكليف اموال و دارايي هاي ايران كه در زمان رژيم گذشته براساس قراردادهاي بين دو كشور جا به جا شده بود، صورت گرفت.
وي با اشاره به اينكه در اين ملاقات برژنيسكي اعلام كرد كه ما با ايران تخاصم و دشمني نداريم و در صدد براندازي نيستيم، گفت: در اين ملاقات برژينسكي اعلام كرد كه ما خواهان داشتن روابط عادي با ايران هستيم، به همين دليل از نظر دولت كارتر، ارائه تسليحات تدافعي كه قرارداد بين دو كشور ايران و آمريكا بوده است، مشكلي ندارد.
زيباكلام اضافه كرد: طبق گفته گيتس، يكي از مسئولان آمريكايي آن زمان كه شاهد ملاقات بود، در پايان اين ملاقات بازرگان از مسئولان آمريكايي سوال مي كند كه شما چه زماني شاه را به ايران تحويل مي دهيد.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران اضافه كرد: پس از بازگشت بازرگان به ايران بسياري از افراد وي را مورد بازخواست قرار مي دهند كه چرا در خصوص اين ملاقات از امام كسب اجازه نمي كند كه در پاسخ بازرگان مي گويد، نه من امير اعلم هويدا هستم كه تمام ريز و درشت كارهايم را به امام اطلاع دهم و نه امام محمدرضا پهلوي.
وي با تاكيد بر اينكه عده اي آمريكاستيزي را ذات و جوهره انقلاب مي دانند، افزود: لذا بر اساس اين رويكرد يكي از بنيان هاي فكري انقلاب اسلامي بايد ضديت با آمريكا باشد.
زيباكلام تصريح كرد: به همين دليل آمريكاستيزي بايد مولود و معلول انقلاب باشد، لذا اشغال سفارت آمريكا و قطع رابطه با اين كشور بخشي از ذات انقلاب اسلامي به شمار مي آيد.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اينكه رويكرد ديگري نيز در اين راستا وجود دارد مبني بر اينكه آمريكاستيزي بنا به دلايل جامعه شناختي سياسي و اجتماعي، بعدا بر انقلاب اسلامي سوار شد، تصريح كرد: بنده نيز به عنوان يك محقق سياسي معتقدم كه آمريكاستيزي بعدا به عنوان جنبه و جلوه اي از انقلاب در آمد.
وي با اشاره به اينكه پذيرش اين رويكرد به بررسي تاريخي و نقش ماركسيست ها و ادبيات آنان مربوط است، بيان داشت: در بررسي تاريخي مي بينيم كه در دهه 20 پس از سقوط رضا شاه، عده اي از كساني كه عليه رضا شاه مي انديشيدند گروه موسوم به 53 نفر - بعد از سقوط رضا شاه از زندان آزاد شدند؛ اين ها همان زندانيان ماركسيستي بودند.
زيباكلام با اشاره به اينكه در برهه اي نيز شاهد هستيم كه روشنفكرترين جريان اسلام گراي ما سر از ماركسيست در مي آورد، گفت: اگر ادبيات شريعتي را نيز بررسي كنيم، درمييابيم كه نشات گرفته از ادبيات ماركسيست است.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران اضافه كرد: جريان راديكال و پيش رو بشدت ملهم و متاثر از ادبيات ماركسيست بود.
وي با اشاره به اينكه پس از انقلاب جريان ماركسيستي تلاش داشت كه اين تصور را در اذهان بوجود آورد كه بين رهبران انقلاب، البته بجز امام، با آمريكا بده و بستان هايي صورت گرفته است، بيان داشت: حزب توده مواضع ضد امپرياليستي داشت و بنده معتقدم آمريكاستيزي از ادبيات ماركسيست ها نشات گرفته است.
زيباكلام اضافه كرد: ما شاهديم جريان راديكال اسلامي آرام آرام به جريان ماركسيستي مي پيوندد، لذا در چنين شرايطي اشغال سفارت آمريكا شكل مي گيرد.
اين محقق دانشگاهي با بيان اين مطلب كه دانشجويان اسلام گرا براي آن كه در عمل، مبارزه با امپرياليسم را نشان دهند، سفارت آمريكا را اشغال كردند، گفت: براي به زانو در آوردن ماركسيست ها، اشغال سفارت آمريكا از سوي دانشجويان اسلام گرا رخ داد كه بعد از اشغال سفارت شاهد پيوستن حزب جمهوري، روحانيت و حاكميت با آن بوديم.
وي به جريان گروگان گيري در سفارت آمريكا اشاره و عنوان كرد: اين گروگان گيري براي جريان راديكال داراي مواهبي بود كه در راستاي آن جبهه ملي و نهضت آزادي را كوبيدند./انتهاي پيام/
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در ادامه به بيان دستاوردهاي دوران رضاشاه پرداخت و گفت: تاريخ فهم تحولات در جامعه است.
وي با اشاره به اينكه براي قضاوت تاريخي بايد تحولات را بدرستي درك كنيم، افزود: تاريخ مجموعه اي از سپيدي و سياهي هاست و حق هر دانشمند و صاحبنظري است كه بر اساس مطالعه خود به قضاوت برسد.
زيباكلام با بيان اين مطلب كه فهم تحولات، مقدم بر قضاوت است، بيان داشت: ما در فهم صحيح تحولات سياسي – اجتماعي در علوم انساني دچار مشكل هستيم.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با بيان اين مطلب كه من ولايت فقيه را در چارچوب قانون اساسي مي پذيرم، گفت: ولايت فقيه در چارچوب اصل 110 قانون اساسي قابل پذيرش است.
وي با اشاره به اينكه من مخالف اين حرف هستم كه بايد قانون اساسي را به خاطر در راس بودن ولايت فقيه و رهبري پذيرفت، افزود: در اين صورت بايد فاتحه قانون اساسي را خوانده و ديگر سخن از قانون اساسي بر زبان نياوريم.
زيباكلام در ادامه به چگونگي تهيه پيش نويس قانون اساسي اشاره كرد و با بيان اين مطلب كه در پيش نويسي كه امام و مراجع تاييد كرده اند، چيزي با عنوان ولايت فقيه مطرح نبوده است، افزود: بنده ولايت فقيه را در چارچوب قانون اساسي قبول دارم.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با اشاره به اينكه خيلي ها از همان اوايل معترض بودند كه ولايت فقيه ديكتاتوري را به همراه دارد، افزود: بايد اصل ولايت فقيه از همان ابتداي انقلاب مورد بررسي قرار گيرد كه چه افرادي اعم از روحاني و غير روحاني ولايت فقيه را قبول داشتند و چه كساني قبول نداشتند.
وي با اشاره به اينكه تعريفي كه امروز از ولايت فقيه ارائه مي شود با تعريفي كه در سال 58 و 59 صورت گرفته، متفاوت است، بيان داشت: ولايت فقيه سال 59 در چارچوب قانون بود، ولي ولايت فقيهي كه امروز آقايان از آن دم مي زنند در جايگاه ولايت است.
زيباكلام با اشاره به اينكه ولايت فقيه سال 59 خاكي و زميني و پاسخگو در قبال اقداماتش بود، گفت: بايد ببينيم ولايت فقيه سال 89 تا چه اندازه پاسخگو است.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در ادامه با بيان اين مطلب كه سياست مشخص خاتمي در دوران اصلاحات، تنش زدايي بود، در خصوص رابطه با آمريكا گفت: همان زمان موضوعاتي مبني بر اينكه دولت خاتمي قصد نشان دادن پرچم سفيد به آمريكا را دارد در جامعه مطرح شد.
وي با اشاره به اينكه موضوع استكبارستيزي بايد از دو جنبه بررسي شود، تصريح كرد: عده اي معتقدند آمريكاستيزي در جوهره انقلاب بوده، اما بنده اعتقادم بر اين است كه آمريكاستيزي از ادبيات ماركسيستي بعد از انقلاب نشات گرفته است.
زيباكلام در خصوص مذاكره بازرگان با مسئولان آمريكا اظهار داشت: بازرگان و ابراهيم يزدي و چند تن ديگر در سالگرد جشن الجزاير جزو مهمانان بودند كه در اين جشن مسئولان كشورهاي مختلف از جمله آمريكا نيز حضور داشتند؛ در حاشيه اين مراسم، ملاقاتي بين مسئولان ايران و آمريكا صورت گرفت.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران اضافه كرد: بنده به طور دقيق نمي دانم كه اين ملاقات به خواست طرف ايراني صورت گرفته يا آمريكايي، اما آن چه مهم است اين است كه اين ملاقات به منظور مشخص شدن وضعيت و تكليف اموال و دارايي هاي ايران كه در زمان رژيم گذشته براساس قراردادهاي بين دو كشور جا به جا شده بود، صورت گرفت.
وي با اشاره به اينكه در اين ملاقات برژنيسكي اعلام كرد كه ما با ايران تخاصم و دشمني نداريم و در صدد براندازي نيستيم، گفت: در اين ملاقات برژينسكي اعلام كرد كه ما خواهان داشتن روابط عادي با ايران هستيم، به همين دليل از نظر دولت كارتر، ارائه تسليحات تدافعي كه قرارداد بين دو كشور ايران و آمريكا بوده است، مشكلي ندارد.
زيباكلام اضافه كرد: طبق گفته گيتس، يكي از مسئولان آمريكايي آن زمان كه شاهد ملاقات بود، در پايان اين ملاقات بازرگان از مسئولان آمريكايي سوال مي كند كه شما چه زماني شاه را به ايران تحويل مي دهيد.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران اضافه كرد: پس از بازگشت بازرگان به ايران بسياري از افراد وي را مورد بازخواست قرار مي دهند كه چرا در خصوص اين ملاقات از امام كسب اجازه نمي كند كه در پاسخ بازرگان مي گويد، نه من امير اعلم هويدا هستم كه تمام ريز و درشت كارهايم را به امام اطلاع دهم و نه امام محمدرضا پهلوي.
وي با تاكيد بر اينكه عده اي آمريكاستيزي را ذات و جوهره انقلاب مي دانند، افزود: لذا بر اساس اين رويكرد يكي از بنيان هاي فكري انقلاب اسلامي بايد ضديت با آمريكا باشد.
زيباكلام تصريح كرد: به همين دليل آمريكاستيزي بايد مولود و معلول انقلاب باشد، لذا اشغال سفارت آمريكا و قطع رابطه با اين كشور بخشي از ذات انقلاب اسلامي به شمار مي آيد.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اينكه رويكرد ديگري نيز در اين راستا وجود دارد مبني بر اينكه آمريكاستيزي بنا به دلايل جامعه شناختي سياسي و اجتماعي، بعدا بر انقلاب اسلامي سوار شد، تصريح كرد: بنده نيز به عنوان يك محقق سياسي معتقدم كه آمريكاستيزي بعدا به عنوان جنبه و جلوه اي از انقلاب در آمد.
وي با اشاره به اينكه پذيرش اين رويكرد به بررسي تاريخي و نقش ماركسيست ها و ادبيات آنان مربوط است، بيان داشت: در بررسي تاريخي مي بينيم كه در دهه 20 پس از سقوط رضا شاه، عده اي از كساني كه عليه رضا شاه مي انديشيدند گروه موسوم به 53 نفر - بعد از سقوط رضا شاه از زندان آزاد شدند؛ اين ها همان زندانيان ماركسيستي بودند.
زيباكلام با اشاره به اينكه در برهه اي نيز شاهد هستيم كه روشنفكرترين جريان اسلام گراي ما سر از ماركسيست در مي آورد، گفت: اگر ادبيات شريعتي را نيز بررسي كنيم، درمييابيم كه نشات گرفته از ادبيات ماركسيست است.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران اضافه كرد: جريان راديكال و پيش رو بشدت ملهم و متاثر از ادبيات ماركسيست بود.
وي با اشاره به اينكه پس از انقلاب جريان ماركسيستي تلاش داشت كه اين تصور را در اذهان بوجود آورد كه بين رهبران انقلاب، البته بجز امام، با آمريكا بده و بستان هايي صورت گرفته است، بيان داشت: حزب توده مواضع ضد امپرياليستي داشت و بنده معتقدم آمريكاستيزي از ادبيات ماركسيست ها نشات گرفته است.
زيباكلام اضافه كرد: ما شاهديم جريان راديكال اسلامي آرام آرام به جريان ماركسيستي مي پيوندد، لذا در چنين شرايطي اشغال سفارت آمريكا شكل مي گيرد.
اين محقق دانشگاهي با بيان اين مطلب كه دانشجويان اسلام گرا براي آن كه در عمل، مبارزه با امپرياليسم را نشان دهند، سفارت آمريكا را اشغال كردند، گفت: براي به زانو در آوردن ماركسيست ها، اشغال سفارت آمريكا از سوي دانشجويان اسلام گرا رخ داد كه بعد از اشغال سفارت شاهد پيوستن حزب جمهوري، روحانيت و حاكميت با آن بوديم.
وي به جريان گروگان گيري در سفارت آمريكا اشاره و عنوان كرد: اين گروگان گيري براي جريان راديكال داراي مواهبي بود كه در راستاي آن جبهه ملي و نهضت آزادي را كوبيدند./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰