روایت دانشجویی/ پرونده پانزدهم/ کنکور
چارهای نبود. من برگزیده شده بودم. کتاب را به قوت گرفتم و ایستادم پشت میکروفون. خانم محمدی قندی را در چای روی میزش انداخت و هم زد و داد به من که بخورم.
کد خبر: ۶۹۴۱۲۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۴/۰۹