روایت دانشجویی | پرونده هفدهم | اردوی جهادی
روزی که به خانه تکتکشان میرفتیم، رسیدیم به منزل پیرمردی مهربان. چشمانش ضعیف اما دلی روشن داشت. با وجود زنی بیمار و فرزندی معلول، خوشرو و مهربان بود.
کد خبر: ۷۰۳۰۴۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۲۳