خانم ها حتما بخوانند؛
پدرم که تا آن لحظه من را با چادر ندیده بود چند دقیقه ای مات و مبهوت نگاهم کرد بعد لبخندی زد و دستی روی سرم کشید و ... در ادامه متن خاطرهای ارسالی از طیبه رحیمی را میخوانید.
کد خبر: ۲۷۶۶۲۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۹/۰۳