نفت، تحریم و ایدئولوژی؛ ونزوئلا چگونه به جبهه‌ای جهانی علیه واشنگتن تبدیل شد؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۲۶۶۴۳
گزارش|

نفت، تحریم و ایدئولوژی؛ ونزوئلا چگونه به جبهه‌ای جهانی علیه واشنگتن تبدیل شد؟

زمانی که ونزوئلا، در حیاط خلوت ایالات متحده، با گفتمانی مستقل و مخالف سلطه‌طلبی غربی ظاهر می‌شود، در واقع تجربه‌ای را بازآفرینی می‌کند که پیش‌تر توسط محور مقاومت اسلامی-عربی، در مواجهه با تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی، پیاده‌سازی شده بود.
نفت، تحریم و ایدئولوژی؛ ونزوئلا چگونه به جبهه‌ای جهانی علیه واشنگتن تبدیل شد؟

زمانی که ونزوئلا، در حیاط خلوت ایالات متحده، با گفتمانی مستقل و مخالف سلطه‌طلبی غربی ظاهر می‌شود، در واقع تجربه‌ای را بازآفرینی می‌کند که پیش‌تر توسط محور مقاومت اسلامی-عربی، در مواجهه با تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی، پیاده‌سازی شده بود.

 

زمینه‌سازی تاریخی اتحاد: از تهران تا کاراکاس

با اعلام صریح امام خمینی مبنی بر اینکه «آمریکا شیطان بزرگ است»، سنگ‌بنای ائتلافی ضدسلطه گذاشته شد که از خاورمیانه فراتر رفت و تا آمریکای لاتین گسترش یافت. ایران در ونزوئلای پس از انقلاب بولیواری، هم‌پیمانی یافت که همزمان با تهران، تحت فشار تحریم‌های آمریکا قرار داشت و با گفتمان ضدآمریکایی مشابهی حرکت می‌کرد.

این اتحاد نه حاصل منافع زودگذر اقتصادی، بلکه مبتنی بر یک همگرایی راهبردی و ایدئولوژیک است؛ دو نظام سیاسی که هر دو در پی فرار از دایره نفوذ و هژمونی غربی‌اند. از این منظر، ونزوئلا برای ایران نه صرفاً یک شریک منطقه‌ای، بلکه پایگاهی راهبردی محسوب می‌شود که امکان دور زدن تحریم‌ها، تأمین مالی نیروهای مقاومت و گسترش پیام انقلاب اسلامی به حوزه نفوذ ایالات متحده را فراهم می‌سازد.

بنابراین، تهدید نظام مادورو از سوی آمریکا، صرفاً یک اقدام برای تغییر رژیم در کشوری آمریکای لاتینی نیست؛ بلکه تلاشی استراتژیک برای قطع شریان‌های ارتباطی و اقتصادی محور مقاومت با جهان خارج و تضعیف یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های راهبردی آن در نزدیکی مرزهای آمریکا.

 

جایگاه ژئوپلیتیکی ونزوئلا در معادله بازدارندگی بین‌المللی

نقش ژئوپلیتیکی ونزوئلا در ائتلاف مقاومت منحصر به بعد اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه جایگاه جغرافیایی آن در مجاورت مرزهای جنوبی آمریکا، موقعیتی کم‌نظیر برای به چالش کشیدن معماری امنیت ملی ایالات متحده فراهم کرده است.

وجود کشوری با مواضع صریح ضدآمریکایی در نزدیکی مرزهای ایالات متحده، الگویی بی‌سابقه در سیاست خارجی واشنگتن ایجاد کرده که این کشور را ناگزیر به بازتعریف اولویت‌های نظامی و اطلاعاتی خود کرده است. در این چارچوب، محور مقاومت سه دستاورد کلیدی از این پیوند راهبردی به‌دست آورده است:

  1. اختلال در محاسبات استراتژیک آمریکا: حضور متحدی مانند ونزوئلا در حیاط خلوت واشنگتن، مراکز تصمیم‌سازی امنیتی ایالات متحده را ناچار به توزیع مجدد منابع اطلاعاتی و دفاعی کرده و جبهه‌ای جدید به نگرانی‌های ژئوپلیتیکی آن افزوده است.

  2. ایجاد عمق استراتژیک چندبعدی: این اتحاد ژئوپلیتیکی امکان مانور سیاسی، امنیتی و اقتصادی بیشتری را برای محور مقاومت در سطح بین‌المللی فراهم کرده است.

  3. تثبیت بازدارندگی متقابل در مقیاس جهانی: منطق «بازدارندگی متقابل» که تا پیش از این در سطح منطقه‌ای (به‌ویژه در خاورمیانه) مطرح بود، اکنون با گسترش محور مقاومت به آمریکای لاتین، وارد فاز جهانی شده و تعادل جدیدی در هندسه قدرت بین‌المللی ایجاد کرده است.

 

نقش ونزوئلا در اقتصاد مقاومتی ایران: شکستن حلقه تحریم‌ها

با وجود فاصله جغرافیایی زیاد بین ایران و ونزوئلا ــ بیش از ۱۲هزار کیلومتر از بندر خارک تا بندر خوستو ــ تهران موفق شده این فاصله را به فرصتی راهبردی تبدیل کند. همکاری‌های نفتی میان دو کشور، نمونه‌ای از ترکیب هوشمندانه نیاز متقابل با اراده سیاسی برای عبور از فشارهای غربی است.

ایران و ونزوئلا توافق‌نامه‌ای ۲۰ ساله به امضا رسانده‌اند که بخش‌های کلیدی انرژی شامل تعمیر و توسعه پالایشگاه‌ها، تبادل فناوری و همکاری در صنایع پتروشیمی را در بر می‌گیرد. یکی از نوآوری‌های مهم این همکاری، سازوکار «معاوضه نفتی» است؛ مکانیزمی که در آن ایران میعانات گازی سبک خود را به ونزوئلا ارسال می‌کند و در مقابل، نفت سنگین ونزوئلا را دریافت می‌کند. این فرآیند تبادل، با حجمی معادل ده‌ها هزار بشکه در روز، نه تنها به ایران در تأمین نیازهای داخلی و صادرات کمک می‌کند، بلکه ابزار مؤثری برای عبور از تحریم‌های یک‌جانبه آمریکاست.

در این میان، انرژی دیگر صرفاً منبعی اقتصادی نیست، بلکه به یک ابزار راهبردی در نبرد علیه نظم بین‌المللیِ تحت سلطه آمریکا تبدیل شده است. همکاری نفتی تهران و کاراکاس نشان می‌دهد که می‌توان ساختار اقتصاد جهانی را به چالش کشید و الگویی از هم‌افزایی جنوب-جنوب را در برابر ساختارهای غرب‌محور ایجاد کرد.

 

ونزوئلا به‌عنوان جبهه‌ای نمادین در جنگ نرم جهانی

فراتر از اقتصاد، ونزوئلا یک جبهه ایدئولوژیک مهم در برابر جهان سلطه‌گر به‌شمار می‌آید. از زمان زمامداری هوگو چاوز، کاراکاس گفتمان ضد امپریالیستی صریحی اتخاذ کرده که با ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران و گفتمان مقاومت هم‌پوشانی دارد. حمایت از مسئله فلسطین، تقبیح صهیونیسم، مخالفت با سیاست‌های نئولیبرال جهانی و تأکید بر استقلال و حاکمیت ملی، از جمله محورهای مشترک این همگرایی فکری است.

این همبستگی فرهنگی و سیاسی نه‌تنها در بیانیه‌ها و مواضع رسمی، بلکه در نمادهای عمومی نیز نمود داشته است: از بالا رفتن پرچم ایران در خیابان‌های کاراکاس تا نمایش تصویر چاوز در راهپیمایی‌های تهران. این همسویی عمیق، برای واشنگتن زنگ خطری جدی بود، چرا که نشان می‌داد نفوذ ایدئولوژیک ایران به فراتر از خاورمیانه و به قلب قاره آمریکا رسیده است.

در واقع، ونزوئلا برای ایران همان چیزی است که لبنان برای اسرائیل بود: پایگاهی پیشرو در جغرافیایی استراتژیک و بستر نفوذ ایدئولوژیکی در عمق ساختارهای منطقه‌ای رقیب.

 

تحلیل راهبردی از سیاست‌های تهاجمی ترامپ علیه ونزوئلا

در سال‌های اخیر، ایالات متحده ــ به‌ویژه در دوره ترامپ ــ فشارهای بی‌سابقه‌ای را علیه دولت مادورو اعمال کرده است. بهانه رسمی این فشارها، مبارزه با قاچاق مواد مخدر اعلام شده، اما واقعیت در لایه‌های عمیق‌تری نهفته است: تقابل با محور مقاومت، مهار نفوذ ایران در آمریکای لاتین و بازگرداندن ونزوئلا به مدار وابستگی غرب.

این سیاست، ابعاد مختلفی دارد:

  1. تحریم‌های اقتصادی شدید که موجب فروپاشی ارزش پول ملی، کمبود گسترده کالاهای اساسی و دارو، و افزایش بحران‌های اجتماعی شده است.

  2. فشار دیپلماتیک و رسانه‌ای که با هدف منزوی‌سازی مادورو در سطح بین‌المللی و سلب مشروعیت از دولت او طراحی شده است.

  3. حمایت از مخالفان داخلی از طریق تأمین منابع مالی، تریبون‌های رسانه‌ای و گزارش‌های حقوق بشری ساختگی، با هدف ایجاد شکاف در حاکمیت داخلی ونزوئلا.

اما هدف نهایی آمریکا تنها سقوط مادورو نیست؛ بلکه تضعیف پلتفرم‌های اصلی محور مقاومت در خارج از خاورمیانه و ضربه زدن به اتصال ژئوپلیتیکی ایران با سایر بازیگران ضدسلطه، به‌ویژه در جنوب جهان است.

در صورت موفقیت این سناریو، ایران یکی از مؤثرترین متحدان خود در عرصه دور زدن تحریم‌های انرژی را از دست خواهد داد. همچنین اتحادهایی مانند بریکس و اوپک، که ایران و ونزوئلا در آنها علیه سیاست‌های هژمونیک آمریکا صف‌آرایی کرده‌اند، تضعیف خواهند شد. این سناریو می‌تواند زمینه را برای بازگشت شرکت‌های نفتی آمریکایی به ونزوئلا و احیای الگوی دولت‌های وابسته آمریکای لاتین ــ موسوم به «جمهوری‌های موز» ــ فراهم کند.

 

اما آیا این پروژه آمریکا قابلیت تحقق دارد؟

تحقق چنین برنامه‌ای، با موانع جدی روبه‌روست. مادورو از پشتیبانی مستحکم ارتش، نهادهای مردمی و حمایت استراتژیک روسیه و چین برخوردار است. از سوی دیگر، در خود ایالات متحده نیز، اجماعی بر سر گزینه مداخله نظامی مستقیم وجود ندارد. پنتاگون از تکرار سناریوی شکست‌خورده عراق بیم دارد، کنگره تمایلی به تأمین بودجه جنگی تازه ندارد، و افکار عمومی آمریکا نیز گرفتار بحران‌هایی چون جنگ اوکراین، بحران غزه و مشکلات اقتصادی داخلی است.

 

ائتلاف جهانی در برابر ترامپ: ظهور جبهه‌ای نوین علیه هژمونی آمریکا

با تشدید سیاست‌های توسعه‌طلبانه دولت ترامپ و تلاش‌های مکرر او برای احیای سلطه بین‌المللی ایالات متحده با تکیه بر ابزار نظامی و تحریم اقتصادی، شکل‌گیری ائتلافی جهانی با مشارکت بازیگرانی چون روسیه، چین، ایران و ونزوئلا ابعاد جدی‌تری به خود گرفته است.

این ائتلاف، گرچه ساختاری رسمی و قراردادی ندارد، اما ماهیتی راهبردی، هدفمند و هم‌افزا دارد. هدف این اتحاد، مقابله با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا، ایجاد توازن در موازنه قدرت جهانی و کاهش فضای مانور واشنگتن برای مداخلات نظامی و اقتصادی در جهان است.

مشارکت عملیاتی میان چهار قدرت ضدسلطه

  • روسیه و ونزوئلا: در سال جاری، ولادیمیر پوتین و نیکلاس مادورو توافقنامه‌ای برای همکاری استراتژیک جامع در حوزه انرژی، نفت و دفاع امضا کردند. روسیه نه‌تنها از نظر دیپلماتیک حامی مادورو است، بلکه تحرکات نظامی آمریکا در سواحل ونزوئلا را صراحتاً «تهاجم‌گرایانه» توصیف کرده و آنها را محکوم نموده است.

  • چین و ونزوئلا: پکن نیز به‌طور پیوسته بر حمایت از حاکمیت، ثبات و امنیت ونزوئلا تأکید کرده است. همچنین از «طرح هفت‌گانه توسعه» دولت مادورو حمایت می‌کند و از ظرفیت اقتصادی خود برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ونزوئلا بهره می‌برد.

  • ایران، روسیه و چین: تهران نیز همکاری خود را با این دو قدرت جهانی به‌طور محسوسی تقویت کرده است. توافقنامه ۲۰ ساله همکاری استراتژیک با روسیه در حوزه نفت، انرژی و فناوری هسته‌ای اجرایی شده و در عین حال، ایران بیش از ۹۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری مشترک با چین را دنبال می‌کند. این سطح از هم‌افزایی، نشانگر شکل‌گیری ائتلافی جهانی با ظرفیت بازدارندگی در برابر تصمیمات یک‌جانبه واشنگتن است.

 

ونزوئلا و ایران؛ نمادهای عقیده‌ای که شکست‌ناپذیر است

فراتر از اقتصاد و امنیت، آنچه اتحاد تهران و کاراکاس را ماندگار و تأثیرگذار می‌سازد، ریشه‌های عمیق اعتقادی و ایدئولوژیک این اتحاد است. هر دو نظام، مقاومت در برابر سلطه‌جویی غربی را نه صرفاً یک تاکتیک سیاسی، بلکه بخشی از هویت و فلسفه وجودی خود می‌دانند.

وقتی ونزوئلا در حیاط خلوت آمریکا با گفتمانی ملی‌گرایانه، ضدامپریالیستی و مبتنی بر استقلال تصمیم‌گیری حرکت می‌کند، عملاً تجربه‌ای مشابه ایران در برابر تحریم‌ها و محاصره‌ها را بازآفرینی می‌نماید.

این رویکرد، واشنگتن را با واقعیتی آزاردهنده مواجه کرده است: اینکه مقاومت، با فاصله جغرافیایی محاصره نمی‌شود و با تحریم اقتصادی نیز شکست نمی‌خورد. زیرا محور مقاومت، پیش از آنکه یک ساختار سیاسی باشد، یک عقیده است. عقیده‌ای که در لبنان، سوریه، عراق و یمن آزموده شده، و حالا به حیات خود در آمریکای لاتین ادامه می‌دهد.

 

پایان یک‌جانبه‌گرایی؛ آغاز نظمی نوین

این اتحاد فکری و راهبردی میان «شرق ایستاده» (ایران، روسیه، چین) و «جنوب انقلابی» (ونزوئلا و متحدان آن) اکنون به معادله‌ای بازدارنده تبدیل شده که نشانه‌های پایان عصر هژمونی مطلق آمریکا را به همراه دارد.

جهان در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن، قدرت به‌صورت متوازن میان بلوک‌های مختلف تقسیم خواهد شد؛ جایی که دیگر امکان دیکته کردن اراده یک قدرت بر دیگران وجود ندارد. در این نظم در حال تولد، ونزوئلا نه یک دولت سرکش، بلکه جبهه‌ای پیشرو در نبرد آگاهی، حاکمیت و استقلال به شمار می‌رود؛ همان‌گونه که تهران در چهار دهه گذشته، پیشگام این مسیر بوده است.

 

ونزوئلا نه صرفاً یک متحد اقتصادی یا سیاسی برای ایران است، بلکه به‌عنوان بخش جدایی‌ناپذیری از ساختار بازدارندگی محور مقاومت، نقشی چندلایه و راهبردی ایفا می‌کند. در مقابل، آمریکا تلاش دارد با اعمال فشار بر ونزوئلا، حلقه نفوذ ایران در آمریکای لاتین را بشکند و کل شبکه مقاومت را تضعیف کند. اما این پروژه، در برابر ائتلافی غیررسمی اما منسجم، متشکل از قدرت‌های شرقی و جنوبی، با موانع قابل‌توجهی مواجه است.

مقاومت از خاورمیانه تا آمریکای لاتین، به جای آنکه پدیده‌ای صرفاً منطقه‌ای باشد، اکنون به یک واقعیت ژئوپلیتیکی جهانی تبدیل شده که امکان عبور از نظم تک‌قطبی و حرکت به‌سوی جهانی چندقطبی و عادلانه‌تر را فراهم کرده است.

پربازدیدترین آخرین اخبار