«آژانس شیشهای» در دنیای خودرو؛ BMW بهنام جانبازان، به کام VIPها + تصاویر
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ در روزهایی که فشار اقتصادی بر دوش مردم سنگینی میکند، تورم نفس خانوارهای متوسط را گرفته و خودروسازان داخلی درگیر خصوصیسازی و زیاندهیهای مکرر هستند، خبری عجیب در رسانهها پیچید: تحویل خودروهای لوکس BMW به جانبازان کشور توسط شرکت پرشیاخودرو
طرحی که در ظاهر عنوان «تسهیلات ویژه برای جامعه ایثارگری» را یدک میکشید، اما در واقع، ردپایی آشکار از رانت، ارزپاشی و بهرهبرداری تجاری از نام جانبازان را در خود دارد.

در حالی که جانبازان کشور همچنان با مشکلات روزمره زندگی دستوپنجه نرم میکنند، خبری مبنی بر واردات هزار دستگاه BMW به نام ایثارگران منتشر شد. شرکت پرشیا خودرو که نمایندگی رسمی بامو در ایران را در اختیار دارد، موظف به تحویل این خودروها به جانبازان شده است. اما پرسش اصلی این است که آیا واقعاً این خودروها برای ایثارگران مناسب است؟ آیا مجروحان دفاع مقدس که زندگی خود را فدای وطن کردهاند، نیازی به خودروهای لوکسی همچون BMW دارند؟ و چرا در شرایط اقتصادی فعلی، ارز کشور برای واردات چنین خودروهایی به جای حمایت از تولید داخلی و خودروی مناسبسازیشده جانبازان صرف میشود؟
این داستان دقیقاً مانند «آژانس شیشهای» است؛ فیلمی که در آن، شخصیت کاظم بهطور مداوم در تلاش برای نشان دادن «شفافیت» است، اما در نهایت متوجه میشود که این شفافیت تنها در سطح ظاهری باقی میماند و در عمل، فساد و ناکارآمدی سیستماتیک تصمیمات واقعی را رقم میزند. در واردات BMW برای جانبازان نیز دقیقا چنین چیزی رخ داده است. شفافیت در اعلام طرح، ظاهر حمایت از جانبازان و اظهار همدلی با ایثارگران تنها پوششی است برای رانتخواری و سودجویی از منابع ملی که به جای تأمین نیازهای واقعی جانبازان، به نفع واردکنندگان و طبقات خاصی تمام میشود.
آژانس شیشهای در کنار نقدی که بر سیستم اجتماعی و اداری دارد، نشان میدهد که گاهی آشکار بودن شفافیت نمیتواند مانع از ناکامی سیستم و سوءاستفاده از قدرت شود. در طرح واردات BMW به نام جانبازان هم، همانطور که در این فیلم همه چیز در شیشه به وضوح دیده میشود، اما سوءمدیریت و بیعدالتی پشت پرده است که عملاً از منابع ملی استفاده نادرست میکند.
شصت و سه هزار و نهصد و شصت و نه میلیارد و چهارصد و چهل و دو میلیون و هشتصد و هفتاد و هشت هزار و هفتصد و پنجاه تومان!
بر اساس بخشنامه وزارت صمت و بنیاد شهید، جانبازان بالای ۵۰ درصد میتوانند با استفاده از تسهیلات ارزی، اقدام به واردات خودرو با سقف ارزش ۲۵ تا ۳۵ هزار یورو کنند. ظاهراً هدف، قدردانی از ایثارگران است؛ اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید.
به گفته فضلالله رنجبر، سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس، از ۲۱ هزار قرارداد واردات خودرو، تاکنون نزدیک به ۱۸ هزار دستگاه شامل خودروهای در حال حمل، ترخیص، شمارهگذاری و تحویلشده تعیین تکلیف شدهاند و تأمین ارز این طرح از محل سهمیه وزارت صمت انجام شده و برای خودروهای باقیمانده نیز مشکلی وجود ندارد.
بر اساس گفتههای سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس و طبق گزارش وزارت صمت، تاکنون ۵۱۳ میلیون و ۴۳۹ هزار و ۶۳۵ یورو (معادل ۶۳,۹۶۹,۴۴۴,۱۲۴,۶۵۰ تومان) برای اجرای قانون واردات خودرو ویژه جانبازان بالای ۵۰ درصد اختصاص یافته است و از مجموع ۲۱ هزار قرارداد منعقدشده، حدود ۱۸ هزار خودرو تاکنون تحویل، ترخیص یا در مسیر حمل قرار دارند.
آیا واقعاً جانباز، سوار بامو میشود؟
جانبازان، قشر فراموششدهایاند که سالهاست از نبود خودروهای مناسبسازیشده گلایه دارند. بسیاری از آنها حتی برای تردد روزانه با مشکلات فیزیکی و تنگنای مالی دستوپنجه نرم میکنند. بر اساس گزارشها، خودروهای تحویلی شرکت پرشیا خودرو به جانبازان شامل مدلهای BMW سری ۲، X۱ و X۲ است. کارشناسان میگویند این خودروها از نظر کیفیت، ایمنی و امکانات رفاهی در سطح بالایی قرار دارند، اما به دلیل هزینههای بالای نگهداری و نبود تجهیزات ویژه برای سهولت تردد جانبازان، لزوماً مناسبترین گزینه برای افراد دارای محدودیت حرکتی محسوب نمیشوند؛ در واقع نه صندلیهای مخصوص جانبازان دارند و نه تجهیزات قابل تنظیم برای رانندگی با دست.



طبق برآوردها، ارزش گمرکی خودروهای واردشده در این طرح بین ۲۵ تا ۳۵ هزار یورو است. اگر تنها هزار دستگاه BMW از طریق پرشیاخودرو برای جانبازان وارد شده باشد، بیش از ۳۰ میلیون یورو ارز از کشور خارج شده است. این رقم در شرایطی مصرف شده که دولت برای واردات دارو، تجهیزات پزشکی و حتی نهادههای کشاورزی با بحران تأمین ارز روبهروست. در حالی که در شعارها، همه مسئولان از «حمایت از تولید داخلی» سخن میگویند، در عمل ارزی چند ده میلیون یورویی صرف خودروهایی میشود که نه در دسترس مردماند، نه کمکی به تولید ملی میکنند.
تفاوت فاحش بین ارزش گمرکی و قیمت بازار خودروهای لوکسی مانند BMW سری ۲، X۱ و X۲ نشان میدهد که این خودروها عملاً به دست جانبازان واقعی نخواهد رسید، چرا که توان خرید یا نگهداری خودرویی با هزینههای چند صد میلیونی را ندارند و به نظر میرسد هدف اصلی واگذاری، کسب سود چند میلیاردی از بازار آزاد است.

خودروی داخلی قربانی بیاعتمادی دولت
یکی از پرسشهای اساسی این است که چرا دولت بهجای تخصیص ارز برای واردات BMW، از همان منابع برای حمایت از تولید خودروی داخلی مناسبسازیشده برای جانبازان استفاده نکرد. به گفتهی کارشناسان، با هزینهی واردات هر دستگاه BMW، میتوان چندین خودروی داخلی تولید کرد و حتی برخی از آنها را برای شرایط جسمی خاص جانبازان تجهیز نمود. خودروسازان داخلی همچنان از زیان انباشته، نبود نقدینگی و افت تولید گلایه دارند؛ اما وقتی پای واردات برندهای لوکس وسط میآید، سیاستگذاران ناگهان سخاوتمند میشوند.
ردپای رانت و دلالی در تخصیص سهمیهها
گزارشهای میدانی خبرنگار دانشجو نشان میدهد که برخی افراد غیرازجانبازان واقعی، با استفاده از کارت ایثارگری یا وکالتنامههای صوری، در حال خریدوفروش سهمیه واردات خودرو هستند. در بازار غیررسمی، هر «سهمیه جانبازی» تا چند میلیارد تومان قیمت دارد! به عبارت دیگر، سیاستی که قرار بود پاداش ایثار باشد، به بازار سیاه رانت ارزی و خودروهای لوکس تبدیل شده است. آیا وزارت صمت و بنیاد شهید از این دلالیها بیخبرند یا عمداً چشم بر آن بستهاند؟

ایثار زیر چرخهای BMW
ماجرا ساده است؛ وقتی در کشوری جانبازان هنوز در تأمین درمان و معیشت دچار مشکلاند، واردات BMW به نام آنان چیزی جز توهین به شعور عمومی و تحقیر عدالت اجتماعی نیست. سیاستگذارانی که بهجای حمایت واقعی از ایثارگران، نام آنها را بر ویترین واردات لوکس میزنند، نهتنها خدمتی نکردهاند بلکه اعتماد عمومی را نیز فرسودهاند. حمایت از ایثارگران یعنی تسهیل زندگی آنان، نه نمایش رسانهای و رانت ارزی برای طبقه مرفه و VIPها که همان فرصتطلبانی هستند که جایگاه قانونی جانبازان را به نفع منافع شخصی دور میزنند.. در نهایت، درست مانند شخصیت کاظم در «آژانس شیشهای»، به نظر میرسد که مسئولین در این طرح نیز از شفافیت ظاهری استفاده کردهاند تا تصمیمات خود را توجیه کنند، در حالی که واقعیت چیزی دیگری است. شفافیت تنها یک نمای شیشهای است که در پس آن، منافع واقعی برای گروههای خاص بهدست میآید.