شعرخوانی لاریجانی خطاب به آمریکایی ها با قطعهای از سعدی+ فیلم
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در مراسم اختتامیه همایش «ما و غرب در آراء و اندیشه حضرت آیتالله خامنهای» که در روز دوشنبه ۱۹ آبان برگزار شد، با انتقاد شدید از رویکرد دونالد ترامپ برای «تضعیف» نظام جمهوری اسلامی ایران، شعری از سعدی را خواند. او در این شعر، جمهوری اسلامی ایران را به «اسب تازی» تشبیه کرد و آمریکا را به «طویله خر»، بهگونهای که در آن زمان، جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدات آمریکا استوار باقی میماند.
لاریجانی آمریکا را به «طویله خر» تشبیه کرد
لاریجانی با اشاره به این شعر از سعدی گفت:
«اسب تازی و گر ضعیف بود
همچنان از طویلهای خر به»
آوردهاند که سپاهِ دشمن بسیار بود و اینان اندک. جماعتی آهنگِ گریز کردند. پسر نعره زد و گفت:ای مردان بکوشید یا جامهٔ زنان بپوشید! سواران را به گفتنِ او تهوّر زیادت گشت و بهیکبار حمله آوردند. شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند مَلِک سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نظر بیش کرد تا ولیعهدِ خویش کرد.
برادران حسد بردند و زهر در طعامش کردند. خواهر از غرفه بدید دریچه بر هم زد، پسر دریافت و دست از طعام کشید و گفت: محالست که هنرمندان بمیرند و بیهنران جای ایشان بگیرند.
لاریجانی با بیان کنایه ای این شعر سعدی به خوبی نشاندهنده تفاوتهای میان جمهوری اسلامی ایران و سیاستهای آمریکاست.
وی در ادامه، ضمن بیان این شعر به انتقاد از سیاستهای خارجی آمریکا پرداخت و خاطرنشان کرد: «ما هیچگاه تسلیم فشارهای خارجی نخواهیم شد و در مقابل تهدیدات، استوار خواهیم ماند».
این شعر که از آثار سعدی است، در حقیقت به نوعی به کسانی که در برابر قدرتهای بزرگ ایستادهاند، اشاره دارد و مسیری را برای مبارزه در برابر فشارهای خارجی ترسیم میکند.
متن کامل شعر سعدی:
آن شنیدی که لاغری دانا
گفت باری، به ابلهی فربه:
اسبِ تازی و گر ضعیف بود
همچنان از طویلهٔ خر به
پدر بخندید و ارکانِ دولت پسندیدند و برادران بهجان برنجیدند.
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
هر پیسه گمان مبر نِهالی
باشد که پلنگ خفته باشد
شنیدم که ملِک را در آن قُرب دشمنی صَعب روی نمود، چون لشکر از هر دو طرف روی در هم آوردند اول کسی که به میدان در آمد این پسر بود، گفت:
آن نه من باشم که روزِ جنگ بینی پشت من
آن منم گر در میانِ خاک و خون بینی سری
کانکه جنگ آرد، به خون خویش بازی میکند
روزِ میدان و آن که بگریزد به خونِ لشکری
این بگفت و بر سپاه دشمن زد و تنی چند مردانِ کاری بینداخت، چون پیشِ پدر آمد زمینِ خدمت ببوسید و گفت:ای که شخصِ مَنَت حقیر نمود
تا درشتی هنر نپنداری
اسب لاغرمیان به کار آید
روزِ میدان، نه گاوِ پرواری