آقای ترامپ؛ تاریخ تسلیم ناپذیری ایرانیان را بخوان!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۷۳۷۷۹
گزارش|

آقای ترامپ؛ تاریخ تسلیم ناپذیری ایرانیان را بخوان!

اظهارنظر استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ درباره «تعجب» ترامپ از تسلیم‌نشدن ایران، بحثی قدیمی را زنده کرد؛ چرا با وجود سال‌ها فشار و حضور نظامی آمریکا در منطقه، ایران به زانو درنیامده است؟ پاسخ این پرسش را باید نه در تحولات روز، بلکه در حافظه تاریخی یک ملت جست‌و‌جو کرد.
آقای ترامپ؛ تاریخ تسلیم ناپذیری ایرانیان را بخوان!
امیرعلی فتحی

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به خاورمیانه، درباره «تعجب» ترامپ از تسلیم‌نشدن ایرانی‌ها با وجود حجم گسترده حضور و فشار نظامی آمریکا در منطقه، جمله‌ای بود که به سرعت بازتاب یافت.

کد ویدیو
تحیر ترامپ از ایستادگی ایران به روایت ویتکاف

این اعتراف ویتکاف، در ظاهر یک ارزیابی سیاسی از وضعیت امروز است، اما در لایه‌های عمیق‌تر، اعترافی ناخواسته به یک واقعیت تاریخی است؛ واقعیتی که بدون فهم آن، تحلیل رفتار ایران در منطقه همواره ناقص خواهد بود.ایران را نمی‌توان صرفاً در چارچوب معادلات روز و توازن قوای نظامی تحلیل کرد. آنچه امروز دیده می‌شود، ادامه یک مسیر تاریخی طولانی است؛ مسیری که در آن، «ایستادگی» به بخشی از هویت ملی بدل شده است.

تعجبی که ریشه در ناآشنایی دارد

قدرت‌های بزرگ در طول تاریخ، اغلب با این پیش‌فرض وارد میدان شده‌اند که برتری نظامی یا فشار اقتصادی، در نهایت اراده ملت‌ها را در هم می‌شکند. این تصور، بار‌ها در نقاط مختلف جهان آزموده شده است. اما درباره ایران، تجربه‌ها نشان می‌دهد که این محاسبه همیشه دقیق از آب درنیامده است.

اظهار تعجب ترامپ، اگر دقیق نقل شده باشد، بیش از آنکه توصیف وضعیت امروز باشد، نشان‌دهنده فاصله نگاه سیاستمداران کوتاه‌مدت با حافظه تاریخی ملت‌هاست. ایران، کشوری نیست که صرفاً با فشار خارجی، مسیر هویتی خود را تغییر دهد. این گزاره نه یک شعار سیاسی، بلکه نتیجه قرن‌ها تجربه تاریخی است.

از مغول تا امروز؛ استمرار یک الگو

برای درک این روحیه، باید به عقب بازگشت. یکی از تاریک‌ترین مقاطع تاریخ ایران، یورش سپاهیان چنگیز خان در قرن هفتم هجری است. شهر‌های بزرگ و آباد، از نیشابور تا مرو، ویران شدند. ساختار‌های سیاسی فروپاشید و جمعیت‌های گسترده‌ای از میان رفتند. بسیاری تصور می‌کردند که کار ایران به پایان رسیده است.

اما تاریخ مسیر دیگری را ثبت کرد. کمتر از یک قرن بعد، فاتحان مغول در فرهنگ ایرانی جذب شدند. زبان فارسی به زبان رسمی دیوانی بدل شد و هنر و معماری ایرانی شکوفا شد. حکومت ایلخانی، که روزی نماد تهاجم بود، به حامی سنت‌های ایرانی تبدیل شد. این یک نمونه کلاسیک از «بازسازی از دل ویرانی» است؛ الگویی که در مقاطع بعدی نیز تکرار شد.

در دوره‌های بعد، ایران بار‌ها با فشار‌های بیرونی مواجه شد؛ از جنگ‌های طولانی با امپراتوری عثمانی گرفته تا رقابت‌های روسیه تزاری و بریتانیا در قرن نوزدهم. شکست‌هایی رخ داد، قرارداد‌های سنگین امضا شد، اما ایران به مستعمره رسمی هیچ قدرتی بدل نشد. حتی در قرن بیستم، با وجود اشغال متفقین در جنگ جهانی دوم و دهه‌ها کشمکش سیاسی، بنیان هویت ملی باقی ماند.

این استمرار تاریخی، یک پیام روشن دارد: ایران ممکن است هزینه بدهد، اما در بزنگاه‌های هویتی، از اصل استقلال عقب‌نشینی کامل نمی‌کند.

ایرانیان ؛ شاگردان مکتب حسینی نه سازش نه تسلیم 

از سوی دیگر تسلیم‌ناپذیری ملت ایران ریشه‌ای عمیق در فرهنگ دینی و هویتی این سرزمین دارد. یکی از برجسته‌ترین سرچشمه‌های این روحیه، فرهنگ غنی تشیع است؛ فرهنگی که نقطه اوج آن در واقعه عاشورا و قیام امام حسین (ع) متجلی شد.

در مکتب عاشورا، ایستادگی در برابر ظلم و باطل، و تسلیم نشدن در برابر قدرت‌های طاغوتی، به‌عنوان یک اصل اعتقادی و اخلاقی جای گرفته است. امام حسین (ع) در برابر حکومت یزید ـ به‌عنوان نماد فساد، ستم و انحراف ـ قیام کرد و با خون خود درس آزادگی، عزت و مقاومت را به همه تاریخ آموخت.

این خط فکری در طول قرون متمادی، الهام‌بخش ملت‌های آزاده و به‌ویژه ملت ایران بوده است. مردم ایران از دوران انقلاب اسلامی تا امروز، این آموزه عاشورایی را در عرصه‌های گوناگون ـ از مقابله با رژیم طاغوت گرفته تا ایستادگی در برابر تحریم‌ها و فشار‌های خارجی ـ به منصه ظهور گذاشته‌اند.

رهبر انقلاب اسلامی نیز در آخرین دیدار خود با مردم آذربایجان شرقی با اشاره به همین حقیقت، تأکید کردند که ریشه استقامت ملت ایران در ایمان دینی و الهام‌گیری از فرهنگ عاشورا است؛ ملتی که باور دارد راه عزت، از ایستادگی در برابر ظلم می‌گذرد، نه از سازش با زور.

جغرافیا؛ دژ طبیعی یک ملت

جغرافیای ایران نیز در این معادله بی‌نقش نیست. فلات ایران، با رشته‌کوه‌های استوار البرز و زاگرس، کویر‌های گسترده و تنوع اقلیمی کم‌نظیر، تنها یک ویژگی طبیعی نیست؛ بخشی از سازوکار بقا در طول تاریخ بوده است. این سرزمین، به دلیل موقعیت راهبردی‌اش، همواره در معرض عبور و هجوم قدرت‌ها بوده، اما در عین حال، ساختار طبیعی آن نوعی مزیت دفاعی فراهم کرده است.

زیستن در چنین جغرافیایی، فرهنگ بقا و مقاومت را تقویت کرده است. ایران به تعبیر بسیاری از پژوهشگران، یک «دژ طبیعی» است؛ دژی که شاید آسیب ببیند، اما به‌سادگی فرو نمی‌ریزد. این ویژگی جغرافیایی، به مرور زمان در ذهنیت تاریخی جامعه نیز بازتاب یافته است.

قدرت سخت در برابر حافظه تاریخی

ایالات متحده طی دو دهه گذشته حضور نظامی گسترده‌ای در خاورمیانه داشته است؛ از جنگ‌های پرهزینه در عراق و افغانستان گرفته تا استقرار پایگاه‌های متعدد در منطقه خلیج فارس. این حضور، بدون تردید بر معادلات منطقه‌ای اثرگذار بوده است. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، تأثیر حافظه تاریخی بر رفتار ملت‌هاست.

ایران در مواجهه با فشار خارجی، غالباً واکنشی ترکیبی نشان داده است؛ مذاکره در کنار مقاومت، انعطاف تاکتیکی در کنار حفظ خطوط قرمز هویتی. این رویکرد، نه از سر ماجراجویی، بلکه حاصل یک تجربه تاریخی طولانی است. جامعه‌ای که بار‌ها از دل بحران عبور کرده، به آسانی دچار فروپاشی اراده نمی‌شود.

آرمان استقلال؛ سرمایه مشترک چندین نسل‌

در ادبیات کلاسیک فارسی، از روایت‌های حماسی گرفته تا متون عرفانی، مفهوم پاسداری از سرزمین و کرامت انسانی جایگاه برجسته‌ای دارد. این مضامین، در طول قرن‌ها به بخشی از سرمایه نمادین جامعه تبدیل شده‌اند. بنابراین، مقاومت در برابر فشار خارجی، تنها یک واکنش سیاسی نیست؛ امتداد یک سنت فرهنگی است.

نسل‌های مختلف ایرانی، هر یک در شرایط متفاوت، این آرمان را بازتعریف کرده‌اند. تهدید‌ها تغییر کرده‌اند؛ از شمشیر و اسب تا تحریم و فشار اقتصادی. اما اصل ماجرا ثابت مانده است: حفظ استقلال و هویت ملی.

آقای ترامپ ایران را با تاریخش بفهم!

این گزارش، پاسخی احساسی به یک اظهارنظر سیاسی نیست؛ تلاشی است برای یادآوری یک واقعیت تاریخی. تعجب از تسلیم‌نشدن ایران، زمانی معنا پیدا می‌کند که تاریخ این سرزمین نادیده گرفته شود. ایران، کشوری با حافظه‌ای چند هزار ساله است؛ حافظه‌ای که در آن، مقاومت در برابر سلطه خارجی بار‌ها تکرار شده است.

ایران ممکن است تحت فشار قرار گیرد، ممکن است با دشواری‌های اقتصادی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم کند، اما تجربه تاریخی‌اش نشان می‌دهد که از دل بحران، ظرفیت بازسازی می‌سازد. این همان الگویی است که از مغول تا قدرت‌های مدرن تکرار شده است.

اگر قرار است تحلیلی واقع‌بینانه از رفتار ایران ارائه شود، باید این لایه تاریخی و فرهنگی را جدی گرفت. ایران را نمی‌توان صرفاً با تعداد پایگاه‌های نظامی یا حجم تجهیزات نظامی سنجید. این کشور، بر بستری از تاریخ، جغرافیا و فرهنگ ایستاده است؛ و شاید پاسخ به آن «تعجب» نیز همین باشد: ایران، پیش از آنکه یک موضوع در معادلات روز باشد، یک تجربه تاریخی ممتد است؛ تجربه ملتی که آموخته است بایستد، هزینه بدهد، اما هویت خود را واگذار نکند.

پربازدیدترین آخرین اخبار