دور باطل مذاکره یا حفظ مولفه‌های قدرت؟ /حرف شریعتمداری‌ها دقیق‌تر بود
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۳۵۸۰۳
گزارش|

دور باطل مذاکره یا حفظ مولفه‌های قدرت؟ /حرف شریعتمداری‌ها دقیق‌تر بود

آنچه به‌صورت مستند می‌توان گفت این است که مذاکرات متعدد ایران و آمریکا، تاکنون نتواسته منافع کشور را تامین کند در حالی که اهمیت راهبردی مؤلفه‌های قدرت مانند حفظ مدیریت تنگه هرمز توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی از مواضع خود کند و این بار با جرات می‌توان گفت حسین شریعتمداری و همفکران او در این خصوص موضع دقیق‌تری داشته‌اند.
تنگه هرمز
شایان دنیادیده

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ در سپهر سیاسی ایران، همواره دو نگاه در برابر یکدیگر قرار داشته‌اند؛ نخست، رویکردی که حل‌وفصل اختلافات با آمریکا را از مسیر مذاکره و دیپلماسی دنبال می‌کند و دوم، دیدگاهی که معتقد است حفظ و تقویت مؤلفه‌های قدرت ملی، مهم‌ترین عامل بازدارندگی و افزایش قدرت چانه‌زنی ایران است.

اگر اختلافات سیاسی موجود را کنار بگذاریم، بررسی تجربه چند دهه گذشته نشان می‌دهد که استفاده از میز دیپلماسی برای احقاق حقوق ملت و تامین منافع ملی ایران، آنچنان نتوانسته فرآیندی موفقیت آمیز و قابل دفاع باشد.

شاید بتوان مهمترین تجربه در این زمینه را توافق هسته‌ای (برجام) در سال ۱۳۹۴ دانست این توافق پس از سال‌ها مذاکره میان ایران و قدرت‌های جهانی به دست آمد، اما در سال ۲۰۱۸ دولت دونالد ترامپ به صورت یک‌جانبه از آن خارج شد و تحریم‌های گسترده‌ای علیه ایران بازگردانده شد. از آن زمان نیز چندین دور مذاکره برای احیای برجام، از جمله مذاکرات وین، بدون دستیابی به توافق نهایی پایان یافت. این روند باعث شده است منتقدان مذاکره استدلال کنند که صرف اتکا به گفت‌و‌گو، بدون پشتوانه مؤلفه‌های قدرت، تضمینی برای تأمین منافع ملی ایجاد نمی‌کند.

با وجود تجربه تلخ برجام، در طول یکسال و نیم گذشته نیز از ابزار دیپلماسی و میز مذاکره با آمریکایی‌هایی استفاده شد که هر بار طرف مقابل با بدعهدی و آغاز جنگ میز مذاکره را برهم زد.

حفظ ابزار‌های قدرت بجای دور باطل مذاکره

در مقابل، موضوع حفظ ابزار‌های بازدارندگی و اهرم‌های راهبردی ایران همواره مورد توجه تحلیلگران بوده است. یکی از مهم‌ترین این اهرم‌ها، تنگه هرمز است؛ آبراهی که بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهان از آن عبور می‌کند و به همین دلیل، جایگاهی ویژه در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه دارد. همین اهمیت ژئوپلیتیکی موجب شده است که تنگه هرمز همواره به‌عنوان یکی از عناصر قدرت ملی ایران مورد توجه قرار گیرد.

در سال‌های گذشته، حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، بار‌ها در یادداشت‌ها و مواضع خود تأکید کرده است که ایران باید از ظرفیت حقوقی و راهبردی خود در تنگه هرمز برای مقابله با فشار‌های آمریکا و متحدانش استفاده کند.

او از جمله در سال ۱۴۰۰ نوشت که بستن تنگه هرمز به روی کشور‌های متخاصم را «حق قانونی» ایران می‌داند و معتقد بود این ابزار می‌تواند در معادلات بازدارندگی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند.

تجربه نبرد اخیر بین ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان داد که حفظ مدیریت تنگه هرمز به عنوان یک ابزار قدرت ژئوپلوتیکی تا چه اندازه می‌تواند طرف مقابل در رسیدن به اهداف راهبردی خود با چالش جدی مواجه کند، به گونه‌ای که برخی تحلیل گران معتقدند آمریکا در بازکردن تنگه هرمز ناتوان است و عملا به یک بن بست راهبردی در نبرد با ایران رسیده است. همین موضوع نیز باعث شد تا طرف مقابل چندین بار مجبور به پذیرش آتش بس شود و میز مذاکره برای رسیدن به اهداف خود انتخاب کند.

مخالفان چه می‌گویند؟

دیدگاه امثال شریعتمداری البته همواره با انتقاد برخی رسانه‌ها و فعالان سیاسی اصلاح‌طلب مواجه بوده است. طی سال‌های اخیر نیز یادداشت‌ها و گزارش‌های متعددی در نقد این مواضع منتشر شده است.

از جمله در هفته‌های اخیر، روزنامه شرق مطلبی با محوریت واکنش عباس عبدی به اظهارات اخیر حسین شریعتمداری درباره تنگه هرمز منتشر کرد که در آن، استدلال‌های مطرح‌شده از سوی مدیرمسئول کیهان مورد نقد قرار گرفت.

در مقابل، شریعتمداری در مواضع اخیر خود همچنان بر این باور تأکید کرده که حفظ حاکمیت و نقش ایران در تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین ابزار‌های بازدارندگی کشور است و هرگونه تضعیف این اهرم، به معنای کاهش قدرت چانه‌زنی ایران خواهد بود. این مواضع در ماه‌های اخیر نیز در سرمقاله‌ها و گفت‌و‌گو‌های وی تکرار شده است.

شریعتمداری‌ها درست‌تر می‌گفتند

واقعیت آن است که در ادبیات روابط بین‌الملل، قدرت مذاکره معمولاً تابعی از قدرت میدانی و ژئوپلیتیکی کشور‌ها تلقی می‌شود. حتی کشور‌هایی که از ابزار دیپلماسی بهره می‌گیرند، معمولاً تلاش می‌کنند پیش از ورود به گفت‌و‌گو، موقعیت بازدارندگی و اهرم‌های فشار خود را حفظ کنند.

در نهایت، تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که درباره نسبت میان «مذاکره» و «قدرت» همچنان دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. آنچه به‌صورت مستند می‌توان گفت این است که مذاکرات متعدد ایران و آمریکا، از برجام تا تلاش‌های بعدی برای احیای آن، تاکنون به ایجاد یک توافق پایدار و مورد پذیرش همه طرف‌ها منجر نشده و نتواسته منافع کشور را تامین کند.

در حالی که اهمیت راهبردی مؤلفه‌های قدرت مانند حفظ مدیریت تنگه هرمز توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی از مواضع خود کند. شاید بتوان این بار با جرات گفت حسین شریعتمداری و همفکران او موضع دقیق‌تری داشتند.

پربازدیدترین آخرین اخبار