تیترنگاری تسلیمطلبانه؛ روزنامه «سازندگی» در مسیر تخریب مقاومت
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ روزنامه اصلاحطلب «سازندگی» که پس از انعقاد تفاهمنامه اسلامآباد صفحه اول خود را به تیتر سادهلوحانه «۳۰۰ میلیارد دلار برای ایران» اختصاص داده بود و لیست آرزوهای بلندبالایی نیز بر اساس توهماتش از سرنوشت تفاهمنامه ردیف کرده بود، اکنون باز هم با صفحهی اول خود حاشیهسازی دگربارهای کرده است.
این روزنامه این بار تیتر صفحه اولش را به «صادرات نفت؛ صفر» اختصاص داده که همنشینی آن با اظهارات پزشکیان که از «جنگ باید تمام شود» سخن گفته و قالیباف نیز که «اینگونه دوام نمیآوریمِ» صحبتهایش برجسته شده، نشانگر آن است که این روزنامه با تلاش در جهت سیاهنمایی و بنبستانگاری در جهت مقصودی خطرناک گام برمیدارد.
مقصودی که به یک گزاره نهایی ختم میشود و آن اینکه «چارهای نداریم جز اینکه تسلیم شویم!» در واقع اگرچه این موضوع به طور صریح توسط سازندگی بیان نشده، اما طبعا هر نتیجهای به مقدماتی نیازمند است. از این رو، صفحهی آغازین سازندگی را نه جملاتی نامرتبط و فاقد جهتگیری بلکه باید مقدمهسازی نتیجهای دانست که در موعد لازم به طور صریح هم بیان خواهد شد!
تحریف واقعیات
روزنامه سازندگی اگرچه با سوءاستفاده از بیانات عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی از صادرات صفر نفت سخن گفته، اما آمار و واقعیات از موضوع دیگری که پیچیدهتر است حکایت میکند. به تعبیر دقیقتر، اگرچه با پایان یافتن تفاهمنامهای که پیش از بلوغ آن انتظار مرگش وجود داشت و در نتیجهی آن محاصره دریایی برای باری دیگر توسط آمریکا برقرار شد صادرات نفت ایران با مشکل مواجه شده، اما این مسئله به گونهای که سازندگی از آن بحراننمایی میکند نمیباشد.
در واقع باید گفت پس از برقراری محاصره توسط آمریکا، اگرچه ایران باری دیگر برای صادرات نفت خود مجبور به استفاده از روشهایی برای دور زدن محاصره همانند استفاده از ناوگان سایه، خاموش کردن AIS، انتقال کشتی به کشتی و... شده است که منجر به کاهش عبور نفت ایران از محاصره آمریکا شده، اما آن را کماکان به طور کامل متوقف نکرده است.

از سوی دیگر این نیز همه واقعیت نمیباشد چراکه بخشی از نفت ایران پیشتر بر روی آب قرار داشته که امکان تداوم صادرات را برای کشور مهیا میکند. رویترز در این زمینه با استناد به آمار منتشره توسط شرکت کپلر گزارش داده: «بر اساس دادههای Kpler، مقدار نفت خام ایران که در مخازن شناور، خارج از منطقه تحت محاصره آمریکا، نگهداری میشود، از حدود ۱۰۵ میلیون بشکه پیش از برقراری مجدد محاصره به حدود ۸۰ میلیون بشکه کاهش یافته است.»
بنابراین طبق آمار کپلر، کماکان ایران حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت روی آب دارد و از این محل امکان تداوم صادرات نفت خود را دارا میباشد. این بدان معناست که آنچه تقریبا صفر شده، جریان عبور نفت ایران از محاصره است و نه خود صادرات نفت ایران.
از طرفی طبق قانون بودجه، ایران باید ماهی کمتر از ۳ میلیارد دلار، درآمد نفتی محقق کند که با قیمت فعلی نفت حدود ۹۰ دلار، با فروش ۱.۱ میلیون بشکه از ذخایر نفت ایران، این درآمد نفتی میتواند تامین شود که امکان حفظ صادرات تا ۷۵ روز دیگر را به ایران خواهد داد. این واقعیاتی است که سازندگی در جهت مقاصد سیاسی خود حرفی از آن به میان نمیآورد!
یار دوازدهم؟
از سوی دیگر، سازندگی با استناد به اظهارات همتی شرایط کنونی را «بهمراتب دشوارتر از سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹» دانسته، اما نگاهی به گذشته نشان میدهد که به عکس آنچه که این روزنامه سعی در ترسیم آن دارد، وضع کنونی بر اساس آمار قابل قیاس با گذشته نیست.
همچنان که رویترز عنوان کرده: «صادرات نفت ایران در ژوئیه ۲۰۱۹، پس از آنکه آمریکا اجرای تحریمها را تشدید کرد و چین نیز بهطور موقت خرید نفت ایران را متوقف کرد، به تنها ۱۰۰ هزار بشکه در روز سقوط کرد.» حال واقعیات وضعیت کنونی که در آن حتی پکن صریحا تحریمهای یکجانبه را رد کرده است چگونه بدتر از گذشته میباشد که سازندگی تلاش دارد آن را «سیاه مطلق» جلوه بدهد؟
بر اساس این توضیحات میتوان بیان کرد که علیرغم مشکلات غیرقابل انکاری که ایران به دلیل شرایط جنگی با آن مواجه بوده، اما مسئله اساسی این است که چرا یکی از روزنامههای اصلاحطلب با وارونه جلوه دادن واقعیات گویی به مثابه «یار دوازدهم» دشمن تبدیل شده و تلاش بر یأسافکنی داشته است؟
به تعبیر دیگر، چرا باید یک روزنامهی ایرانی در میانه شرایط خطیر کنونی به گونهای قلم زده و صفحهآرایی کند که تنها دشمن را در جهت تداوم فشارهای اقتصادی و تهدیدات نظامی جریتر خواهد کرد؟ پرسشی که مدیران این روزنامه باید آن را صریحا پاسخ بدهند!

ادبیات ضعیفنمایانه و فراخوان جنگ
پیش از جنگ رمضان رسانههای منتسب به جریان اصلاحطلب اینگونه تصویرسازی میکردند که ایران هیچ امکان و توان مقاومتی در برابر جنگ با آمریکا نخواهد داشت. با این حال واقعیات صحنه جنگ نشان داد که جمهوری اسلامی ایران نه تنها از توان مقاومت در جنگ علیه آمریکا برخوردار بوده بلکه میتواند ایالات متحده را در دستیابی به هر یک از اهداف استراتژیک خود ناکام بگذارد.
از همین روست که ترامپ کماکان به جای آنکه از دستاوردهای عینی خود در جنگ سخنپردازی کند، تنها میتواند با هوش مصنوعی در صفحه مجازی خود تنگه هرمز را قلمرو آمریکا معرفی کند!
در صورتی که به طور سنتی، هنگامی چنین چیزی میسر است که یک دولت، قلمروی دولت دیگر را تصرف کند، اما حتی خود ترامپ هم بنابر تجربه جنگ رمضان دریافته است که فتح سه روزهی ایران و یا بخشی از قلمروی آن در عالم واقع سهلالوصول نخواهد بود.
حال اکنون نیز رسانههای اصلاحطلبی همانند سازندگی باز هم دست به قلم شده و کوشش میکنند همانند گذشته به گونهای بازنمایی کنند که «هیچ راهی برای مقاومت در برابر آمریکا نیست». از جهتی، این ادبیات ضعیفنمایانه که بیش از واقعیات بر تحریف و سیاسیبازی صاحبان آن متکی است نتیجهای جز ارسال پالس ضعف به دشمن آن هم در شرایط جنگی و سوءمحاسبهسازی برای آن در جهت افزایش فشار و ایجاد جنگی دیگر علیه تهران نخواهد داشت.
مسیری که اصلاحطلبان با «صلح موهوم» خود میخواهند به وسیله سازشگرایی و یا به تعبیر دقیقتر تسلیمطلبی از آن فرار کنند، اما به شکلی پارادوکسیکال، همانطور که پیشتر «تله تنش» به تنش و جنگ منتج شد، ادبیات ضعیفنمایانه کنونی رسانههای اصلاحطلب نیز سرنوشتی جز فراخوانی جنگ نخواهد داشت.