رهبر انقلاب و «نظر دیگر»؛ آیا تفاهمنامه با آمریکا از هزارتوی ابهام عبور میکند؟
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ رهبر معظم انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای در آخرین پیام خود به ملت ایران، از «نظر دیگری» که داشتهاند پرده برداشتند. این نظر مبتنی بر دیدگاه ایشان از سلطهطلبی آمریکا و پیامها و رهنمودهایی است که از روزهای جنگ تا پساآتشبس مطرح شد، اما دستگاه دیپلماسی ایران همچنان از تطبیق و برآورده کردن این رهنمودها به طور کامل موفق نبوده است.
همچنین آنچه که در تفاهم حاصل شده نیز، وعدههایی است که از سویی اگرچه در نقض شدن آن قطعیتی انکارناپذیر وجود دارد، اما از سوی دیگر در نقد شدن بندهای آن هم ابهامات بسیاری مشاهده میشود.
در واقع، تفاهمنامهای که بین ایران و آمریکا امضا شد کماکان در گستره «هزارتوی مقاصد» قرار دارد. بدین معنا که هر یک از طرفهای منازعه برای رسیدن به مقاصد خود قدمهایی حتی متناقض برمیدارند، اما هر اقدام طرفین باز هم بنبستی دیگر را به وجود خواهد آورد. حال اینکه آیا دیپلماسی از امکان خروج از این هزارتو را خواهد داشت یا خیر، مسئلهای است که آینده پاسخ آن را مشخص خواهد ساخت.
تفاهم پرابهام و مسئله آینده منطقه
پس از بارها رفت و برگشت دیپلماتیک، سرانجام ایران و آمریکا به یک تفاهمنامه ۱۴ بندی رسیده و رضایت دادند، اما مسئلهای که وجود دارد این است که این تفاهمنامهی امضاشده توسط ترامپ و پزشکیان، نهتنها با فرمایشات رهبر معظم انقلاب همخوانی کامل نداشته بلکه حتی ظن عملینشدن تمامی بندهای تفاهمنامه، این گمان را تقویت میکند که نهایتا در عمل باز هم دیپلماسی به شکست خواهد انجامید.
میتوان گفت، مسئله تفاهمنامهی امضاشده این است که نه از برآورده کردن اصلیترین ثمرهی جنگ منطقهای، یعنی «نظم جدید منطقهای» برخوردار بوده و نه انتظار نقدشدن دستاوردهای کنونی آن در متن هم وجود خواهد داشت.
همچنان که رهبر انقلاب فرمودند «آیندهی درخشان منطقه خلیج فارس، آیندهای بدون آمریکا... خواهد بود» که میبایست به مثابه «نظم جدید و هندسهی آینده منطقه و جهان» تلقی شود، اما آنچه که در تفاهمنامه مشاهده میشود این است که «ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد میشود تا ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای نظامی خود را از حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران خارج کند.»
این بند از تفاهمنامه، فارغ از نامشخص بودن «حوزه پیرامونی» باز هم سرنوشت حضور آمریکا در منطقه را بلاتوجه قرار داده و کماکان سایه جنگ را بر کشور برقرار ساخته است.
وضعیت جنگ؛ تعلیق در ایران و تداوم در لبنان
رهبر انقلاب در پیام خود به مناسبت چهلمین روز شهادت آیتالله خامنهای، بیان کردند که «ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچوجه از حقوق حقّه خود دست نمیکشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را بهطور یکپارچه در نظر داریم.»
در حقیقت، ورود مقاومت لبنان به جنگ برای دفاع از ایران و مهمتر از آن، وجود حزبالله لبنان به مثابه بخشی از بازدارندگی منطقهای ایران، ضروری میسازد که یا همه جبهههای مقاومت از جنگ خارج شوند و یا در دفاع از یکدیگر همه پشت در پشت هم بجنگند.
این مهم نیز اگرچه در بند اول تفاهمنامه تشریح شده است که «با امضای این یادداشت تفاهم خاتمه فوری و دائمی عملیاتهای نظامی را در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، اعلام کرده و تعهد میکنند... و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند»، اما آنچه که واقعیتی غیرقابل انکار است این بوده که رژیم صهیونیستی کماکان در حال انجام جنایات و عملیاتهای خود در خاک لبنان حتی پس از امضای تفاهمنامه میباشد.
حال اگر آمریکا نتواند سگ هار خود را افسار زده و مهار کند و اولین بند تفاهمنامه هیچ چشمانداز عملیاتی و اجرایی نداشته باشد، چگونه میتوان به نقدشوندگی دیگر بندهای آن امید داشت؟
همچنین در کنار این تداوم جنگ در لبنان، میبایست ذکر کرد که با وجود و حضور سطح بالایی از نیروهای آمریکا در منطقه، عملا حتی در ایران هم جنگ به «پایان» نرسیده بلکه به نوعی «تعلیق» همانند آتشبس پساجنگ ۱۲ روزه دچار شده است. حال چه ضمانتی برای عدم وقوع جنگی دگرباره وجود خواهد داشت؟
مواهب و مدیریت بر تنگه
یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ رمضان برای ایران، کنترل ایران بر تنگه ژئواستراتژیک هرمز بعد از قرنهای متوالی بود که در سایه قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران رقم خورد.
کنترل بر این تنگه از این حیث دارای اهمیت است که ایران میتواند به وسیله آن، قواعد و ترتیبات جدید و مطلوبی را بر منطقه خلیج فارس حاکم کرده و حتی در برابر دیگر بازیگران فرامنطقهای هم از اهرم نفوذی حیاتی برخوردار باشد.
به همین دلیل رهبر انقلاب در پیامشان به مناسبت روز ملی خلیج فارس فرمودند: «ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفادههای دشمن را از این آبراه برخواهد چید.»
از سوی دیگر، این تنگه میتواند به یک معبر اقتصادی برای ایران در جهت اخذ هزینههای لازم تبدیل شود که به تعبیر رهبری انقلاب «مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد.»
با این حال، اگرچه در متن تفاهمنامه مسئله اداره تنگه هرمز به درستی به ایران و عمان و گفتوگو بین این دو کشور واگذار شده، اما باز هم مقرر شده «جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس» برقرار کند.
به طور کلی، اگرچه اداره تنگه مطابق نظر رهبر انقلاب به دست ایران افتاده که البته علت آن را هم باید در عدم توان آمریکا برای حذف این اهرم ذاتا ژئوپلیتیکی ایران جستوجو کرد، اما کماکان ابهامات در تفاهم همانند عدم اخذ هزینه به مدت ۶۰ روز، محل پرسش قرار خواهد داشت.
غرامت و رویای ۳۰۰ میلیارد دلاری!
یکی از انتظارات رهبر انقلاب که در اولین پیام ایشان انعکاس داشت، مسئله اخذ غرامت از سوی طرف متجاوز یعنی آمریکاییها بود.
این امر رهبر انقلاب، اگرچه در متن تفاهم علیالظاهر رعایت و از «برنامه بازسازی و توسعه ۳۰۰ میلیارد دلاری» صحبت شده، اما هیچ اسمی از غرامت که واجد تعیین طرف متجاوز یعنی آمریکاست لحاظ نشده است.
علاوه بر این موضوع، سازوکار اجرایی همین بند هم به عنوان «بخشی از توافق نهایی»، به ۶۰ روز آینده موکول شده که نقدشوندگی آن را در ابهام قرار میدهد.
ضروریات مذاکرات آتی
بنا بر متن تفاهمنامه، ایران و آمریکا میبایست در چارچوب بندهای تفاهمنامه دور دیگری از مذاکرات را آغاز کنند. بنا بر تجربههای تاریخی و پرتکرار ایران، آمریکا به تعهداتی که داده عمل نکرده و معمولا علیرغم نقدستانی، نسیه حواله میدهد.
این موضوع بیانگر این است که حتی اگر هر تفاهم و توافقی صورت بگیرد باز هم اعتماد به آمریکا امری غیرعقلانی خواهد بود که عاقبت همانند گذشته هزینههای بسیاری را بر دوش کشور خواهد گذاشت. در نتیجه میبایست از هرگونه خوشبینی و اعتماد به دشمن پرهیز داشت.
از سوی دیگر ملت ایران میبایست به توصیه رهبری «تحقق شروط گفتهشده» و رعایت خطوط قرمز را از تیم مذاکراتی مطالبه داشته و به عنوان ناظری هوشیار بر صحنه دیپلماسی حاکم باشد.
از رهگذر این موضوع نیز تیم مذاکراتی باید در راستای احقاق حقوق ایران قدم بردارد تا باری دیگر مذاکره با آمریکا به «تجربهای مجرّب» تبدیل نشود چراکه تکرار رویکرد برجامی، نتیجهای بهتر از سرنوشت برجام نخواهد داشت.