زلزله خاموش در دشت دامغان / روایتی از زمینهای نشستکرده و خانههای ترکخورده
به گزارش گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، فرونشست زمین در دشت دامغان، حالا دیگر از مرحله هشدار گذشته و به بحران رسیده است؛ بحرانی که از امیریه تا سیدآباد، خانهها، زیرساختها و حتی مراکز آموزشی را درگیر کرده و شهروندان، کشاورزان و متقاضیان مسکن ملی، هرکدام روایتی از خسارتهای آن دارند.
زمین، بیصدا فرو میرود؛ نه مانند زلزله میلرزد، و نه فرصتی برای فرار میدهد. در دشت دامغان، ترکها هر روز عمیقتر میشوند و مردم، صبحها با نگرانی از خواب بیدار میشوند که آیا امروز نوبت خانه آنهاست یا نه.
سالها برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، حالا دشت دامغان را به یکی از کانونهای فرونشست در استان سمنان تبدیل کرده است؛ پدیدهای که هشدارهایش جدی گرفته نشد و امروز، هزینه آن را مردم با خانههای ترکخورده و زمینهای نشستکرده میپردازند.
فرونشست زمین؛ زخمی که هر روز عمیقتر میشود
فرونشست زمین یا آنچه کارشناسان از آن با عنوان «زلزله خاموش» یاد میکنند، این روزها به زخمی باز در پیکره دشت دامغان تبدیل شده است؛ زخمی که بیصدا پیش میرود، اما اثراتش بهوضوح دیده میشود.
زمین، در واکنش به سالها رفتار ناپایدار انسان، آرامآرام فرو میرود و نشانههای این فرو رفتن، حالا از امیریه تا سیدآباد در منطقه سلیمانآباد دامغان قابل مشاهده است.
در این محدوده، فرونشست دیگر یک واژه تخصصی یا گزارش آماری نیست؛ بخشی از زندگی روزمره مردم شده است. شکافهایی که از وسط زمینهای کشاورزی میگذرند، ترکهایی که دیوار خانهها را دو نیم کردهاند و فروچالههایی که ناگهان دهان باز میکنند، تصویر امروز دشت دامغان است.
روایت مردم؛ وقتی زمین زیر پا ناامن میشود
یکی از شهروندان منطقه، با اشاره به زمین ترکخورده اطراف محل سکونتش میگوید عامل اصلی این وضعیت، برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی است. جملهای که شاید بارها شنیده شده، اما اینبار از زبان کسی گفته میشود که هر روز نتیجه آن را جلوی چشمش میبیند. در امیرآباد، آثار فرونشست حتی به فضاهای عمومی هم رسیده است.
یکی از ساکنان منطقه با نگرانی از تخریب پژوهشسرای دانشآموزی میگوید که ساختمان بهطور کامل نشست کرده و داخل آن فروچاله ایجاد شده است. برای مردم اینجا، فرونشست فقط تهدید خانهها نیست؛ آینده فرزندانشان را هم نشانه گرفته است.
همین شهروند از ایجاد فروچالههای عمیق در ضلع شمالغربی عمیقی امیریه خبر میدهد و میگوید تمام منازلی که در مسیر فرونشست قرار دارند، دچار شکافهای عمیق شدهاند؛ شکافهایی که هر روز بزرگتر میشوند و امنیت روانی ساکنان را از بین بردهاند.
مسکن ملی روی زمین ناپایدار
فرونشست، پروژههای تازهساز را هم بینصیب نگذاشته است. یکی از متقاضیان نهضت ملی مسکن در جنوب امیرآباد میگوید از مرکز شهر تا محدوده مسکن ملی، شش شاخه فرونشست وجود دارد که به زیرساختهای شهری و منازل مردم خسارت زده است.
او با گلایه توضیح میدهد که برخی واحدها هنوز پایان کار نگرفتهاند، اما مالکان مجبور شدهاند هزینه تعمیر ترکها و خسارتها را پرداخت کنند؛ خانههایی که حالا حتی برای فروش هم با مشکل مواجهاند.
کشاورزی در زمینی که مینشیند
کشاورزان منطقه، شاید بیش از همه فشار این بحران را حس میکنند. یکی از آنها میگوید بیآبی باعث شده زمین همهجا بنشیند و دیگر با این شرایط، کشاورزی صرفه و امکان ادامه نداشته باشد. زمینهایی که روزگاری حاصلخیز بودند، حالا ترک خوردهاند و خانههای اطرافشان هم از این آسیب در امان نماندهاند.
او از یک فرونشست شدید در باغستان منطقه خبر میدهد و میگوید حتی امکان لولهکشی آب در مسیر تأسیسات تا منازل وجود ندارد، چون زمین در طول مسیر نشست کرده و زیرساختها را ناپایدار کرده است.
کارشناسان چه میگویند؟
در کنار این روایتهای میدانی، کارشناسان حوزه آب نیز نسبت به وضعیت موجود هشدار میدهند. علی اسماعیلی، کارشناس آب، معتقد است در شرایط فعلی تنها راهکار موجود، کنترل برداشت از منابع آب زیرزمینی است.
به گفته وی هرچه حجم برداشت کمتر شود، دستکم میتوان از بدتر شدن شرایط جلوگیری کرد، هرچند جبران خسارتهای ایجادشده در کوتاهمدت ممکن نیست.
اعتراف مسئولان به عمق بحران
مدیر امور منابع آب دامغان نیز ریشه اصلی فرونشست را برداشت بیرویه آب و بیتوجهی به هشدارها میداند و از «مرگ بیبازگشت زمین» سخن میگوید.
به گفته مهدی قادری، بیش از ۸۰ درصد مصرف آب زیرزمینی دشت دامغان از محل چاههای کشاورزی تأمین میشود و وجود بیش از هزار و ۲۰۰ حلقه چاه فعال، فشار کمسابقهای بر سفرههای آب زیرزمینی وارد کرده است.
او میگوید حدود ۹۰ درصد منابع آبی در بخش کشاورزی و عمدتاً به روشهای سنتی مصرف میشود؛ موضوعی که در شرایط کمآبی، نقش مستقیمی در تشدید فرونشست دارد.
مدیر امور منابع آب دامغان از اقداماتی مانند نصب کنتورهای هوشمند، اصلاح و تعدیل پروانهها و کنترل برداشت بهعنوان راهکارهای مدیریت این بحران نام میبرد، اما شواهد میدانی نشان میدهد که اثر این اقدامات هنوز در زندگی مردم ملموس نشده است.
هشدار خاموش زمین
آنچه امروز در دشت دامغان دیده میشود، نتیجه سالها تصمیمگیری ناپایدار در مدیریت منابع آب است.
فرونشست، محصول یک سال خشکسالی یا یک خطای مقطعی نیست؛ نتیجه انباشت خطاهایی است که حالا زمین را به نقطه هشدار رسانده است.
برای مردم این منطقه، فرونشست دیگر یک پیشبینی آیندهنگرانه نیست؛ واقعیتی است که هر روز با ترک دیوارها، نشست زمین و نگرانی برای فردا آن را زندگی میکنند. اگر این هشدار خاموش شنیده نشود، شاید فردا دیگر زمینی برای ایستادن باقی نماند.