چرا توان موشکی ایران قابل مذاکره نیست؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۶۳۹۱
دانشجو بررسی کرد؛

چرا توان موشکی ایران قابل مذاکره نیست؟

در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی در روز‌های اخیر بار دیگر موضوع محدودسازی توان موشکی ایران را مطرح کرده‌اند، مقامات جمهوری اسلامی تأکید دارند که برنامه دفاعی کشور خط قرمز غیرقابل مذاکره است؛ موضعی که ریشه در تجربه‌های تاریخی و منطق بازدارندگی دارد.
چرا توان موشکی ایران قابل مذاکره نیست؟
شایان دنیادیده

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، مسئله توان دفاعی و موشکی جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های اخیر به یکی از محور‌های ثابت فشار سیاسی و رسانه‌ای غرب تبدیل شده است. از نگاه قدرت‌های غربی، برنامه موشکی ایران نه یک ابزار بازدارنده مشروع، بلکه «تهدیدی برای امنیت منطقه‌ای و جهانی» معرفی می‌شود؛ روایتی که بیش از آنکه ریشه در واقعیت‌های میدانی داشته باشد، بازتاب‌دهنده ملاحظات راهبردی و منافع ژئوپلیتیکی آنان است. در این میان، طرح مجدد ایده مذاکره بر سر توان دفاعی و موشکی کشور، پرسش‌های اساسی را درباره منطق، پیامد‌ها و تجربه‌های پیشین پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد.

در روز‌های اخیر نیز یکی از موضوعات مطرح شده از سوی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا، مسئله کاهش برد موشک‌های بالستیک ایران بود که در ابتدای امر، به عنوان یکی از پیش شرط‌های ورود به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران مطرح شده بود. البته پافشاری ایران بر مسئله توان موشکی به عنوان یکی از خطوط قرمز غیرقابل بحث و مذاکره موجب شد تا ایالات متحده آمریکا حداقل به این لحظه از طرح موضوع موشکی عقب نشینی کند و مذاکرات اخیر، صرفا بر مباحث هسته‌ای معطوف باشد.

چرا توان موشکی ایران قابل مذاکره نیست؟

دفاع، جزء لاینفک حاکمیت ملی

در ابتدای امر باید به یک اصل بنیادین در روابط بین‌الملل اشاره کرد که دفاع، جزء لاینفک حاکمیت ملی کشورهاست. هیچ کشوری، به‌ویژه کشوری که سابقه تهدید، تحریم، جنگ و فشار مستمر را تجربه کرده، حاضر نیست ابزار‌های دفاعی خود را به میز چانه‌زنی بسپارد. به ویژه جمهوری اسلامی ایران که طی چهار دهه گذشته همواره در معرض تهدیدات مستقیم و غیرمستقیم نظامی بوده است؛ از جنگ تحمیلی هشت‌ساله گرفته تا حضور گسترده نیرو‌های بیگانه در پیرامون مرزهایش. در چنین شرایطی، تقویت توان دفاعی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت عقلانی و امنیتی است.

نباید فراموش کرد که در دوران دفاع مقدس، ایران به دلیل نداشتن توان موشکی و تسلیحاتی، زیر شدیدترین حملات دشمن قرار گرفت، در حالی که بسیاری از مدعیان حقوق بشر و صلح، نه‌تنها سکوت کردند بلکه به تجهیز رژیم بعث عراق نیز پرداختند. همین تجربه تلخ، یکی از دلایل اصلی تمرکز جمهوری اسلامی بر توسعه توان بومی دفاعی پس از جنگ بوده است.

از سوی دیگر، توان موشکی ایران ماهیت بازدارنده دارد، نه تهاجمی. دکترین دفاعی کشور بر پایه بازدارندگی فعال شکل گرفته؛ به این معنا که هزینه هرگونه تجاوز احتمالی برای دشمن به‌قدری بالا برود که اساساً تصمیم به حمله منتفی شود. برخلاف تبلیغات غربی، ایران هرگز آغازگر جنگی نبوده و توان موشکی خود را برای اشغال یا تجاوز به خاک دیگر کشور‌ها به کار نگرفته است. در مقابل، همین قدرت بازدارنده نقش مهمی در جلوگیری از ماجراجویی‌های نظامی دشمنان ایفا کرده است.

چرا توان موشکی ایران قابل مذاکره نیست؟

هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی از ایده مذاکرات موشکی

طرح مذاکره درباره برنامه موشکی، در عمل به معنای خلع تدریجی ایران از ابزار‌های بازدارنده است. تجربه برجام نشان داد که عقب‌نشینی در یک حوزه، نه‌تنها به کاهش فشار منجر نمی‌شود، بلکه طرف مقابل را به طرح مطالبات جدید و گسترده‌تر تشویق می‌کند. پس از توافق هسته‌ای، به‌جای پایبندی کامل غرب به تعهدات خود، موضوعات موشکی، منطقه‌ای و حتی مسائل داخلی ایران به‌عنوان بهانه‌های جدید فشار مطرح شد. این روند نشان می‌دهد که مسئله اصلی، یک برنامه خاص نیست، بلکه مهار قدرت مستقل ایران است.

نباید فراموش کرد که اصلی‌ترین عامل درخواست آتش بس از سوی رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲ روزه، میزان آسیب پذیری توان پدافندی اسرائیل نسبت به موشک‌های بالستیک ایران بود. به طوری که لیبرمن وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی در گفتگویی با اشاره به میزان تخریب موشک‌های بالستیک ایران اذعان کرد: «آنچه مرا بیشتر از هر چیز نگران می‌کند، موشک‌های بالستیک آنهاست. دیدید که وقتی تنها ۲۶ موشک در داخل اسرائیل فرود آمد، چه خسارتی برجا گذاشت؛ حالا تصور کنید که به‌جای ۲۶ موشک، ۲۶۰ موشک بود؛ چه چیزی از اسرائیل باقی می‌ماند».

نکته مهم دیگر، استاندارد دوگانه غرب در قبال تسلیحات نظامی است. کشور‌هایی که خود بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و فروشندگان سلاح در جهان هستند و رژیم‌هایی را مسلح می‌کنند که سابقه طولانی در نقض حقوق بشر دارند، چگونه می‌توانند ایران را از حق دفاع مشروع محروم بدانند؟ حمایت بی‌قیدوشرط غرب از زرادخانه‌های پیشرفته برخی کشور‌های منطقه، در کنار فشار بر ایران، نشان‌دهنده رویکردی کاملاً سیاسی و غیرمنصفانه است.

چرا توان موشکی ایران قابل مذاکره نیست؟

تجربه خلع سلاح؛ از لیبی تا عراق

لیبی روشن‌ترین نمونه‌ای است که معمولاً در ادبیات راهبردی به آن اشاره می‌شود. معمر قذافی در سال ۲۰۰۳ با هدف عادی‌سازی روابط با غرب، برنامه‌های موشکی، هسته‌ای و تسلیحات غیرمتعارف خود را به‌طور کامل تعطیل کرد. لیبی موشک‌های اسکاد خود را تحویل داد، زیرساخت‌های موشکی را برچید و حتی اطلاعات فنی را در اختیار آمریکا و انگلیس قرار داد. غرب در آن مقطع این اقدام را «الگوی موفق خلع سلاح» نامید.

اما تنها ۸ سال بعد، در سال ۲۰۱۱، همین کشور هدف حمله مستقیم ناتو قرار گرفت. نه‌تنها هیچ تضمین امنیتی عملی برای لیبی وجود نداشت، بلکه نبود توان بازدارنده موشکی، حمله هوایی گسترده غرب و سرنگونی کامل حاکمیت این کشور را تسهیل کرد. لیبی عملاً هزینه اعتماد به وعده‌های غرب را با فروپاشی امنیت و حاکمیت خود پرداخت.

پس از جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱)، عراق تحت نظارت سازمان ملل مجبور شد موشک‌های بالستیک اسکاد، زیرساخت‌های تولید و آزمایش موشکی و بخش مهمی از توان دفاعی خود را منهدم کند. بازرسان بین‌المللی سال‌ها در عراق حضور داشتند و بخش بزرگی از توان موشکی این کشور عملاً از بین رفت.

با این حال، در سال ۲۰۰۳، آمریکا و متحدانش با ادعای وجود «سلاح‌های کشتارجمعی» — ادعایی که بعداً دروغ بودن آن اثبات شد — به عراق حمله کردند. این تجربه نشان داد که خلع سلاح موشکی نه‌تنها مانع جنگ نشد، بلکه مسیر تهاجم را هموارتر کرد؛ زیرا کشوری که توان بازدارندگی خود را از دست داده بود، امکان پاسخ‌گویی مؤثر نداشت.

چرا توان موشکی ایران قابل مذاکره نیست؟

کاهش توان موشکی مقدمه حمله نظامی

در نهایت باید مذاکره بر سر توان دفاعی و موشکی، پیام ضعف و عقب‌نشینی به دشمنان مخابره می‌کند؛ پیامی که می‌تواند محاسبات امنیتی آنان را تغییر داده و کشور را در معرض تهدیدات جدید قرار دهد. حفظ و تقویت توان دفاعی، نه‌تنها ضامن امنیت ملی، بلکه پشتوانه دیپلماسی مقتدرانه ایران در عرصه بین‌المللی است. دیپلماسی بدون قدرت، بیش از آنکه ابزار تعامل باشد، زمینه‌ساز فشار و امتیازگیری خواهد بود. کما اینکه طی روز‌های اخیر نیز شاهد بودیم همین توان نظامی و قدرت منطقه‌ای ایران باعث شد تا آمریکا با وجود گسیل تجهیزات نظامی به منطقه، باز پای میز مذاکره بنشیند.

بر این اساس، هرگونه بحث درباره مذاکره بر سر توان دفاعی و موشکی ایران، نه با منافع ملی سازگار است و نه با واقعیت‌های محیط امنیتی کشور. تجربه، منطق و عقلانیت راهبردی حکم می‌کند که جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توان بومی و بازدارندگی مؤثر، مسیر حفظ استقلال و امنیت خود را ادامه دهد.

پربازدیدترین آخرین اخبار