از جنگ تا مذاکره؛ چرا واشنگتن به دیپلماسی بازگشت؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۶۲۰۳
گزارش|

از جنگ تا مذاکره؛ چرا واشنگتن به دیپلماسی بازگشت؟

ناکامی آمریکا در آزمون گزینه‌های نظامی و جنگ ترکیبی، مسیر تقابل با ایران را به دیپلماسی کشاند؛ دیپلماسی‌ای که در فضایی شکننده و زیر سایه تهدید دائمی جنگ دنبال می‌شودو امریکایی‌ها می‌دانند این بار دست به ماشه شدن در خلیج فارس برای آنها تاوان سنگینی را خواهد داشت.
از جنگ تا مذاکره؛ چرا واشنگتن به دیپلماسی بازگشت؟

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ایران و آمریکا پس از ماه‌ها تنش سیاسی و نظامی، با برگزاری مذاکراتی جدی در مسقط و با میانجی‌گری عمان، نخستین گام را برای احیای گفت‌وگوهای هسته‌ای برداشتند؛ مذاکراتی که زمینه‌ساز ازسرگیری تعاملات میان تهران و واشنگتن شده، اما تداوم و سرنوشت آن بیش از هر چیز به میزان پایبندی آمریکا به میز مذاکره و قواعد آن در آینده وابسته است.

بررسی دقیق این مراحل نشان می‌دهد که آمریکا با وجود آزمون گزینه‌های مختلف، در تحقق اهداف راهبردی خود ناکام مانده و همچنان با محدودیت‌های جدی در مدیریت تقابل با ایران مواجه است.

جنگ ۱۲ روزه؛ آزمایش بازدارندگی ایران

به بیان دیگر جنگ۱۲ روزه را می‌توان تلاشی حساب‌شده از سوی ایالات متحده برای سنجش میزان بازدارندگی، سرعت واکنش و آستانه تحمل جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کرد. بسیاری از رسانه‌ها و تحلیلگران غربی، از جمله در گزارش‌های منتشرشده توسط رویترز و نیویورک‌تایمز، این درگیری را محدود و کنترل‌شده توصیف کردند و آن را اقدامی در راستای ارسال پیام بازدارنده دانستند، نه مقدمه‌ای برای یک جنگ فراگیر.

 با این حال، ارزیابی‌های کارشناسان نظامی و تحلیل‌های منتشرشده در برخی رسانه‌های منطقه‌ای نشان داد که سطح آمادگی و پاسخ ایران، به‌ویژه در حوزه دفاعی و موشکی، فراتر از برآوردهای اولیه واشنگتن بوده است.

 حتی برخی تحلیلگران وابسته به اندیشکده‌های آمریکایی نیز اذعان کردند که تداوم این مسیر می‌توانست به گسترش درگیری در سطح منطقه و تهدید منافع آمریکا و متحدانش منجر شود. در نتیجه، گزینه جنگ خارجی به دلیل هزینه‌های بالا، ریسک غیرقابل‌کنترل و نبود دستاورد راهبردی ملموس، عملاً از دستور کار فوری آمریکا خارج شد.

ناکامی آمریکا در اهداف راهبردی

پس از ناکامی در تقابل نظامی مستقیم، نشانه‌های روشنی از چرخش به‌سوی راهبرد جنگ ترکیبی و تلاش برای اعمال فشار از درون مشاهده شد. حوادث امنیتی و تروریستی رخ‌داده در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، با هدف تلاش برای ایجاد ناامنی سازمان‌یافته و جنگ شهری توصیف شد، در همین چارچوب قابل تحلیل است.

هم‌زمان، در سطح رسانه‌ای و تحلیلی خارجی نیز گزارش‌هایی درباره افزایش فعالیت‌های اطلاعاتی و عملیات‌های پنهان علیه ایران منتشر شد. برخی رسانه‌های عبری و غربی، هرچند با ادبیاتی محتاطانه، به نقش‌آفرینی بازیگران اطلاعاتی منطقه‌ای در این روند اشاره کردند. با این حال، بسیاری از کارشناسان علوم سیاسی و امنیتی تأکید دارند که موفقیت چنین سناریویی نیازمند شکاف اجتماعی عمیق و همراهی بخش قابل‌توجهی از جامعه است؛ عاملی که در عمل محقق نشد.

در ادامه این تحولات، ایالات متحده به افزایش قابل‌توجه حضور نظامی خود درمنطقه خاورمیانه و خلیج فارس روی آورد. رسانه‌های بین‌المللی این اقدام را در قالب نمایش قدرت و تلاش برای بازدارندگی فعال تحلیل کردند.

با این حال، بسیاری از کارشناسان نظامی بر این باورند که این تحرکات بیش از آنکه نشانه آمادگی برای جنگ باشد، ابزاری برای اعمال فشار روانی و سیاسی و افزایش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات احتمالی بوده است.

آمادگی دفاعی ایران فراتر از انتظار

 در مقابل، مواضع رسمی جمهوری اسلامی ایران بر پاسخ قاطع و تهاجمی در صورت هرگونه جنگ‌افروزی تأکید داشت. این موضع‌گیری، با توجه به توانمندی‌های دفاعی و نظامی اعلام‌شده، باعث شد گزینه درگیری مستقیم همچنان پرهزینه و پرریسک باقی بماند؛ موضوعی که حتی در برخی تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های غربی نیز مورد توجه قرار گرفت.

مجموع ناکامی‌ها در عرصه نظامی، امنیتی و جنگ ترکیبی، در نهایت ایالات متحده را به سمت فعال‌سازی مجدد مسیر دیپلماسی سوق داد. بسیاری از تحلیلگران روابط بین‌الملل معتقدند این بازگشت نه از موضع برتری، بلکه نتیجه نبود گزینه‌های مؤثر و کم‌هزینه دیگر بوده است. برخی رسانه‌های غربی نیز در گزارش‌های تحلیلی خود تصریح کرده‌اند که واشنگتن در قبال ایران با نوعی بن‌بست راهبردی مواجه شده است؛ بن‌بستی که در آن نه جنگ خارجی، نه بی‌ثبات‌سازی داخلی و نه تهدید نظامی به نتیجه مطلوب منجر نشده‌ است.

به بیان دیگر می‌توان گفت ایالات متحده در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران سه مسیر اصلی جنگ خارجی محدود، جنگ ترکیبی و فشار داخلی، و در نهایت تهدید و نمایش قدرت نظامی را در پیش گرفت که ناکامی در هر سه مسیر، آمریکا را ناگزیر به بازگشت به دیپلماسی کرده است.

 با این حال، احتمال تلاش مجدد برای آزمون گزینه نظامی همچنان در محاسبات واشنگتن وجود دارد، هرچند شواهد میدانی و ارزیابی‌های تحلیلی نشان می‌دهد که توازن بازدارندگی و سطح تاب‌آوری داخلی ایران، دستیابی به نتیجه از مسیر جنگ را با تردیدهای جدی برای سران کاخ سفید روبه‌رو کرده است.

پربازدیدترین آخرین اخبار