صلح پیشنهادی دشمن، تلهای برای توقف ایران/ ذوقزدگی برای صلحی که نیست!
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو_امیرعلی فتحی؛ دو روز پیش، رئیسجمهور محترم با استناد به کلام امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: «اگر دشمن تو را به صلح دعوت کرد، آن را رد نکن». این جمله که میتوانست در محفلی حوزوی یا کلاس درس اخلاق، بهدرستی تحسین شود، ناگهان بر پیشانی صفحه نخست روزنامهها رسانههای اصلاح طلب نشست. ذوقزدگی از این تیتر اما، بیش از آنکه نشانه یک پیروزی دیپلماتیک باشد، زنگ خطر یک سادهانگاری راهبردی را به صدا درآورد. چرا که میان «صلح» و «تسلیم»، فاصلهای به نازکی یک تیغ است و دشمن ما در این سالها نشان داده که در راه رفتن بر لبه این تیغ، استاد است.
طعم شیرین یک تیتر، زهر یک روایت
مسئله اصلی اینجاست: ما امروز، ناخواسته یا آگاهانه، این پیشفرض را پذیرفتهایم که «دشمن هم به دنبال صلح است». همین پیشفرض است که مشکل اصلی ماست. تیتر زدن این گزاره بدون تحلیل میدان، یعنی گام نهادن در زمین بازیای که دشمن طراحی کرده است. ما پذیرفتهایم که طرف مقابل، طالب آتشبس و آرامش است؛ غافل از اینکه او طالب «نفسگیری» برای ضربه بعدی است. او طالب تسلیم محض ملت ایران است. دشمنی که دیروز زیر میز مذاکره، زنجیر تحریم را محکمتر میبست و امروز در صحنه میدانی، از هیچ جنایتی فروگذار نیست، یکشبه بوی صلح نگرفته، بلکه بوی فرصت شنیده است.
وقتی دشمن نسخه میپیچد
مشکل در ذات دعوت نیست، در هویت دعوتکننده است. دشمن ما امروز «صلح» نمیخواهد، «تسلیم» میخواهد. فرق است بین این دو. صلح، توافقی است میان دو طرف برابر برای توقف خصومت؛ اما تسلیم، قبول یکجانبه شروط طرف مقابل است در غیاب هرگونه تضمین. آنچه امروز در لفافه به ما عرضه میشود، نسخهای برای عقبنشینی از مؤلفههای قدرت است؛ نسخهای برای خلع سلاح منطقهای، تعطیلی برنامههای دفاعی و پذیرش نظم تحمیلی. این نسخه را دشمن پیچیده، با خط خوش صلح. تجربه تاریخی ملت ما میگوید دشمن وقتی از مسیر فشار و تهدید راه به جایی نمیبرد، لباس مصلح به تن میکند تا همان اهداف را این بار با خودکار و کاغذ محقق کند. او صلح تحمیلی میخواهد برای تجدید قوا. این همان نقطهای است که بصیرت را از سادهاندیشی جدا میکند.
رهبر شهید و رمزگشایی از صلح دروغین
برای درک این دام، نیازی به تحلیل پیچیده ژئوپلیتیک نیست؛ کافیست به میراث فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی، شهید سید علی خامنهای، رجوع کنیم. ایشان در ایام جنگ دوازده روزه، کلیدواژهای را وارد ادبیات سیاسی ایران کردند که هنوز تیز و برّان است: صلح تحمیلی. شهید خامنهای با آن صلابت همیشگی و آن نگاه نافذی که از ایمان و تجربه میجوشید، فرمودند: «ملت ایران در مقابل جنگ تحمیلی و صلح تحمیلی و هرگونه تحمیلی، محکم میایستد.» این جمله، بیانیه یک ملت است. ایشان به ما آموختند که صلح تحمیلی، ادامه همان جنگ تحمیلی است، فقط با روشهایی نرمتر و فریبندهتر. وقتی دشمن میبیند دیوار مقاومت با گلوله فرو نمیریزد، با لبخند به سراغش میآید تا به هدفش برسد.
صلح تحمیلی، چکیده یک عمر بصیرت
شهید خامنهای در تحلیل این مفهوم استراتژیک، پرده از نقشه دشمن برداشتند و هشدار دادند که دشمن از صلح تحمیلی تجدید قوا را طلب میکند. دشمن میخواهد با تحمیل یک آتشبس ظالمانه، چرخه پیشرفت و مقاومت را متوقف کند، نفسی تازه کند و سپس با قدرتی مضاعف بازگردد. در حقیقت، در نگاه آن شهید والامقام، صلح تحمیلی نه پایان بحران، که آغاز بحرانی عمیقتر است؛ صلحی که در آن باید امتیازهای راهبردی را یکبهیک تقدیم کنی و در ازایش هیچ جز وعده نگیری. وعدههایی که طومارشان در تاریخ معاصر ما و بهویژه در پرونده برجام و پسابرجام، پیش چشم ملت است. شهید خامنهای ما را از این خطا برحذر میداشتند که فریب کلمه «صلح» را بخوریم، بیآنکه محتوایش را کالبدشکافی کنیم.
امروز، مصداق همان هشدار دیروز است
و حالا دقیقاً در مصداق همان هشدار ایستادهایم. صلحی که امروز دشمن زخمخورده از مقاومت، طبلش را میکوبد، مصداق تام و تمام صلح تحمیلی است. همان صلحی که پشت لبخندش، خنجر تسلیم پنهان است. البته سخن گفتن از صلح، بد نیست؛ ذاتاً ممدوح است. امام علی (ع) هم فرمودهاند رد نکن، اما کدام صلح؟ صلحی که در آن عزت ملت حفظ شود، نه صلحی که تحقیر ملت را به همراه داشته باشد. صلحی که دشمن از موضع استیصال پیشنهاد دهد، نه صلحی که از موضع قدرت برای خلع سلاح تو طراحی کرده باشد.
راه درست، تبعیت از همان هشداری است که رهبر شهیدمان فریاد زدند. ایشان ایستادند و فرمودند زیر بار صلح تحمیلی نمیرویم. چرا که صلح امروزِ دشمن، فردایی جز تجدید قوا و ضربه سهمگینتر برای ملت به همراه ندارد. وقت آن است که برخی رسانههای دلسوز، به جای ذوقزدگی برای یک تیتر، عمق میدان و عمق فریب را ببینند و مراقب باشند ناخواسته آب به آسیاب روایت دشمن نریزند.