چگونگي نفوذ يهود در سيستم حكومتي پيامبر (ص)
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ در مورد نحوه از دنيا رفتن پيامبر نقلهاي مختلفي وجود دارد؛ برخي درگذشت حضرت را در اثر سمي دانستهاند كه زني يهودي در جنگ خيبر در گوشت گوسفند ريخته و به ايشان خورانده بود، اما اشكال بزرگي كه بر اين نظر وارده اين است كه فاصله بين عمليات خيبر تا شهادت رسول خدا (ص)، چهار سال است و آيا اثر كردن اين زهر چهار سال طول كشيده است؟!
رسول خدا (ص) با شهادت از دنيا رفتهاند
مطابق روايات معتبر، رسول خدا (ص) با شهادت از دنيا رفتهاند. اين نشان ميدهد كه در تاريخ دست برده شده است و كلمه «خيبر» به ماجراي شهادت پيامبر (ص) افزوده شده تا خطي را در كوره راههاي تاريخ گم كند.
یکی از مظلومیت های حضرت رسول (ص) این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمیشود و معمولا رحلت حضرت رسول گفته ميشود!!!
کتاب های سیره و حدیث، درگذشت رسول خدا بوسیله سم را تایید، و آن را با احادیث متواتر ذکر کردهاند.
ابن سعد میگوید در روایتی آمده است: پیامبر (ص) مسموم درگذشت و 63ساله بود؛ همچنين شیخ مفید میگوید: پيامبر اسلام در مدینه روز دوشنبه دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری درگذشت، در حالی که 63 سال داشت؛ علامه حلی نيز شهادت رسول خدا را به وسیله سم ذکر میکند؛ شیخ طوسی میگوید: رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت.
با توجه به بيانات خود رسول خدا (ص) كه فرمودند: هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آن که شهید میشود و همچنین فرمودند: هیچ کس از ما (اهل بیت) نیست مگر آن که مسموم یا مقتول خواهد بود؛ پس شهادت حضرت رسول توسط سم قطعی است.
يهود ميداند كه كار پيامبر با جانشينان او ادامه مييابد
شهادت پيامبر (ص) در برهه حساس و مهمي رخ داده است؛ درست زماني كه پيامبر (ص) سپاه اسامه را بسيج كردند تا به سوي موته حركت، و شكست قبلي مسلمين را در اين منطقه جبران كند؛ در اين بحبوحه، بدون هيچ سابقه قبلي، حال پيامبر (ص) دگرگون ميشود كه اگر اسامه در اين نبرد پيروز ميشد، سد مستحكم يهود به سوي قدس فرو ميريخت و از طرفي جريان نفاق هم در مدينه شكست ميخورد، لذا يهود دست به كار ميشود.
يهود نسبت به اسلام اطلاعات جامعي دارد؛ يعني علاوه بر اطلاعات نبياكرم (ص)، اطلاعات مربوط به جانشينان ايشان را نيز دارند؛ آنها اهل بيت (ع) را همانند فرزندان خود ميشناختند و ميدانستند كه جريان هدايت بعد از پيامبر به چه طريقي ادامه پيدا خواهد كرد.
كتابهاي دانيال، ارميا، خرقيل و اشعيا سرشار از علائم ظهور امام عصر (عج) است؛ يهود ميداند كه كار پيامبر با جانشينان او ادامه مييابد، لذا اگر موته به دست علي (ع) فتح شود و او عمليات را ادامه دهد و قدس را بگيرد، گويي پيامبر (ص) آن را فتح كرده و ديگر آن نقطه از دست مسلمين بيرون نميرود.
بسياري از منافقين، پيش از اسلام آوردن يا در كسوت يهودي بوده يا با يهوديان ارتباط داشتهاند
يهود براي نفوذ در سازمان مسلمانان، گروهي را سازماندهي كرد و درون حاكميت پيامبر (ص) فرستاد؛ اين گروه كه برخي از آنها با نام منافقان شناخته ميشوند در ظاهر اسلام آورده بودند، ولي در دل اعتقادي به آن نداشتند و در صدد يافتن فرصت مناسبي براي ضربه زدن به اسلام بودند.
بسياري از منافقان، پيش از اسلام آوردن ظاهري خود، يا در كسوت يهودي بودند يا با يهوديان ارتباط مكرر داشتند.
مالك بن ابي قوقل، عالم يهودي بود كه به اسلام پناه آورد، ولي اخبار پيامبر (ص) را به يهوديان ميداد؛ همچنين تلاش و اصرار عبدالله ابن ابي در حادثه بني قينقاع و بني نضير، براي نجات دوستان يهودي اش، دليل ديگري بر اين مطلب است.
هيچ پيامبري همانند من آزار نديد؛ علت گلايه پيامبر (ص) چه بود؟
يهود توانسته بود در مسيحيت نفوذ، و مسيحيت يهودستيز و اصلاحگر را به ديني بيمحتوا و بيپايه تبديل كند؛ يهود از اين تجربه موفق براي جلوگيري از گسترش اسلام استفاده نمود، اما اين بار از آغاز رسالت پيامبر (ص) شروع كرد و توانست در قلوب عوامالناس نفوذ كند؛ طوري كه پيامبر (ص) زبان به شكوه گشوده و ميفرمايند: «هيچ پيامبري همانند من آزار نديد» علت گلايه پيامبر از اين است كه ميديدند مردم تحت تأثير اين عده قرار گرفتهاند.
افراد نفوذي يهودي در بدنه اسلام به دو صورت ظاهر شدند؛ عدهاي ماهيت خود را به صراحت نشان دادند مانند عبدالله بن ابي، رفاعة ابن زيد و مالك بن قوقل، ولي عدهاي مامور بودند كه هرگز ماهيت خود را ابراز نكنند؛ البته در نگاه به سير تاريخ، نفوذ آنها را ميتوان مشاهده كرد، ولي در آن مقطع زماني خيلي دشوار بود، لذا توانستند كار خود را پيش ببرند.
سازمان نفاق متشكل از يهوديان، قدرتطلبان و مشركان بود
از آن جايي كه بسياري از ياران پيامبر (ص) تحمل پذيرش حقيقت را نداشتند، رسوا ساختن اين نفوذيها كاري از پيش نميبرد؛ پيامبر (ص) بارها اقدام به اين كار كردند و پس از پيامبر (ص) نيز اميرالمومنين (ع) براي رسوايي خط نفاق تلاش نمودند؛ براي نمونه حضرت خطبه شقشقيه را در كوفه ايراد كردند، ولي پس از بيان مقدماتي، چون ديدند كه مخاطبان ظرفيت پذيرش را ندارند، ادامه ندادند.
در واقع سازمان نفاق، متشكل از عدهاي يهودي، عدهاي قدرت طلب و عدهاي كه با پيامبر (ص) دشمن بودند، بود.
بسياري از مشركان همانند ابوسفيان كه دشمن پيامبر (ص) بود، به دروغ مسلمان شدند و اين زماني بود كه توان مقابله با اسلام را نداشتند؛ در واقع توانستند هم جان خود را حفظ كنند و هم در آينده به قدرت دست يابند.
چرا مردم پس از پيامبر (ص) دنبال علي بن ابي طالب (ع) نرفتند؟
اين سوال جدي است كه چرا مردم پس از پيامبر (ص) دنبال علي ابن ابي طالب (ع) نرفتند؛ آيا حضرت علي (ع) را نمي شناختند يا پيامبر (ص)، حضرت علي (ع) را معرفي نكرده بودند، يا شايد مقبوليت پيامبر (ص) نزد مردم كاهش يافته بود؟
با دقت در تاريخ صدر اسلام معلوم ميشود علت همراهي نكردن مردم هيچ كدام از موارد بالا نيست، بلكه در اثر نفوذي بود كه سازمان نفاق در اصحاب پيامبر (ص) پيدا كرد؛ مردم افراد ديگري را هم به موازات پيامبر (ص) قبول داشتند و گوش به اوامر آنها ميسپردند، طوري كه با پيروي از آنها، از بيعت با علي (ع) سرباز زدند.
ادامه دارد ...