ممنوعیت کار آسیبزا برای کودک
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، مریم با اشاره به قانون حمایت از اطفال و نوجوانان اظهار کرد: در این قانون بهصورت شفاف تفاوت کودک کار و کودک خیابانی تبیین شده است.
وی افزود: کودک کار، کودکی زیر ۱۸ سال است که به دلایل مختلف مشغول انجام کار و کسب درآمد میشود، در حالی که کودک خیابانی الزاماً ممکن است محل زندگی یا زیست اصلیاش خیابان باشد. با این حال، هر دو گروه در معرض آسیب قرار دارند.
مدیر بهزیستی شهر تهران تصریح کرد: بر اساس قانون، هر نوع کاری که کودک را از مسیر طبیعی رشد، آموزش و امنیت روانی و جسمی دور کند، مصداق کارِ آسیبزا است و باید با آن برخورد حمایتی و قانونی صورت گیرد.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود سالها فعالیت نهادهای حمایتی، همچنان کودکان کار در سطح شهر دیده میشوند، گفت: پدیده کودکان کار ریشهای و چندعاملی است و نمیتوان آن را صرفاً با اقدامات مقطعی یا انتظامی حل کرد. فقر، مشکلات معیشتی، مهاجرت و شرایط ناپایدار خانوادهها از عوامل اصلی تداوم این وضعیت هستند.
شاکری در ادامه سخنان خود در یک برنامه رادیویی تأکید کرد: ساماندهی کودکان کار نیازمند همکاری مستمر میان دستگاههای اجرایی، نهادهای حمایتی، آموزشوپرورش و جریانهای مردمی است و بدون حل ریشههای اقتصادی و اجتماعی، این پدیده بهطور کامل از بین نخواهد رفت.
وی خاطرنشان کرد: هدف اصلی بهزیستی، بازگرداندن کودک به مسیر آموزش، حمایت از خانواده در دورههای گذار معیشتی و پیشگیری از بازتولید چرخه کودککار در نسلهای بعدی است.
عادیشدن دیدن کودکان کار، ناامیدی اجتماعی را گسترش می دهد
اشراقی جامعهشناس نیز با تأکید بر اینکه پدیده کودکان کار صرفاً یک مسئله فردی یا خانوادگی نیست، اظهار کرد: کودکان یکی از طبقات اجتماعی بسیار اثرگذار در هر جامعه هستند و وضعیت آنها هم بر زیست امروز جامعه و هم بر آینده برنامهریزی کشور تأثیر مستقیم دارد.
وی افزود: کودکان کار یکی از مصادیق پیچیده نظام مسائل اجتماعی هستند که مستقیماً کالبد شهری، زیست شهروندان و سلامت روانی جامعه را تحت تأثیر قرار میدهند. مواجهه روزمره مردم با این پدیده، بهویژه در مسیر کار، تحصیل و فضاهای عمومی، آثار منفی عمیقی بر ذهن کودکان دیگر و خانوادهها برجای میگذارد.
این جامعهشناس با هشدار نسبت به پیامدهای عادیشدن این وضعیت تصریح کرد: وقتی دیدن کودک کار به یک امر روزمره تبدیل میشود، ناامیدی اجتماعی گسترش مییابد و این پیام ناخودآگاه به کودکان منتقل میشود که آیندهای متفاوت در انتظارشان نیست.
وی با اشاره به ریشههای اقتصادی و اجتماعی این پدیده گفت: فقر و نابسامانی معیشتی خانوادهها یکی از مؤلفههای اصلی شکلگیری کودکان کار است، اما در کنار آن عواملی مانند مهاجرت، حاشیهنشینی، ترک تحصیل، نابرابری آموزشی و ضعف عدالت اجتماعی نیز نقش جدی دارند.
اشراقی تأکید کرد: حل مسئله کودکان کار صرفاً در اختیار نهادهای دولتی و حاکمیتی نیست و بدون مشارکت فعال جریانهای مردمی، خیریهها و نهادهای مدنی امکانپذیر نخواهد بود. جامعهای که نسبت به سیمای شهر و آینده نسل خود دغدغهمند است، باید از ظرفیت عظیم مردمی برای حل این مسئله استفاده کند.
وی درباره نقش رسانهها در این باره گفت: مرز میان آگاهیبخشی و بهرهبرداری احساسی بسیار باریک است. رسانهها باید با ارتقای سواد رسانهای جامعه، مردم را نسبت به شبکههای سازمانیافتهای که از کودکان کار سوءاستفاده میکنند آگاه سازند و مسیر کمک صحیح را بهسوی نهادهای دارای مجوز و هویت مشخص هدایت کنند.
این جامعهشناس خاطرنشان کرد: تمرکز اصلی کمکها باید بر آموزش و تحصیل کودکان کار باشد، زیرا بازماندگی از تحصیل یکی از عمیقترین آسیبهای این پدیده است و بدون بازگرداندن کودک به مدرسه، هیچ ساماندهی پایداری شکل نخواهد گرفت.