کرج روی لبه بحران/ شهری که میسازد اما سهمش را نمیگیرد
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، کرج دیگر یک شهر خوابگاهی در سایه تهران نیست؛ به شهری مستقل، متراکم و پرچالش تبدیل شده است. موج مهاجرت از استانهای مختلف، افزایش سرسامآور قیمت مسکن در پایتخت و دسترسی مناسب ارتباطی، این شهر را به مقصد اول بسیاری از متقاضیان مسکن بدل کرده است.
اما رشد جمعیت و گسترش کالبدی شهر، همتراز با توسعه زیرساختها و توان نظارتی پیش نرفته است، خیابانهایی که روزگاری حاشیه محسوب میشدند، امروز به کانون برجسازی تبدیل شدهاند. بنگاههای املاک پر از فایلهای فروش فوری هستند و پروژههای ساختمانی یکی پس از دیگری کلنگ میخورند.
در نگاه اول این تصویر نشانه پویایی اقتصادی است، اما در لایههای زیرین، پرسشی جدی شکل گرفته: آیا این توسعه، ایمن و پایدار است؟
ناایمنی بحرانی فراتر از بافتهای فرسوده
سالها تصور میشد خطر اصلی در بافتهای فرسوده و خانههای قدیمی کمین کرده است. اما امروز گزارشهای میدانی نشان میدهد که مشکل ایمنی در کرج فقط محدود به محلههای قدیمی نیست؛ برخی ساختمانهای نوساز نیز با چالشهای جدی فنی روبهرو هستند.
افزایش تقاضای مسکن، سازندگان غیرحرفهای را وارد بازار کرده است. برخی از این پروژهها یا بدون اخذ کامل مجوزهای قانونی آغاز شدهاند یا در اجرای ضوابط فنی، دچار تخلفاتی شدهاند. استفاده از مصالح غیراستاندارد، کاهش هزینههای سازهای و تعجیل در تحویل واحدها، بخشی از این چرخه نگرانکننده است.
در شهری که در پهنه لرزهخیز قرار دارد، رعایت دقیق آئیننامه ۲۸۰۰ زلزله یک ضرورت انکارناپذیر است. مهندسان حوزه سازه هشدار میدهند که کوچکترین عدول از این مقررات میتواند در زمان وقوع زلزله، خسارات جبرانناپذیری به بار آورد. تفاوت میان یک ساختمان مقاوم و سازهای که صرفاً ظاهر نوساز دارد، در لحظه بحران آشکار میشود.

نظارت حلقهای که گاه کمرنگ میشود
نظام نظارت بر ساختوساز شامل شهرداری، سازمان نظام مهندسی و مهندسان ناظر است. اما حجم بالای پروژهها در برابر ظرفیت محدود نظارتی، کیفیت کنترل را تحتالشعاع قرار داده است.
برخی فعالان حوزه ساختمان معتقدند تعداد زیاد پروژههای تحت پوشش هر ناظر، امکان حضور مؤثر در تمام مراحل ساخت را دشوار کرده است. در برخی موارد نیز گزارشهایی از امضاهای صوری یا عدم حضور مستمر ناظر در کارگاهها مطرح میشود.
از سوی دیگر وابستگی درآمد شهرداریها به عوارض ساختوساز، یک تعارض پنهان ایجاد میکند. هرچه مجوز بیشتری صادر شود، درآمد بیشتری حاصل میشود. در چنین شرایطی، سختگیری بیش از حد ممکن است با ملاحظات مالی گره بخورد. این چرخه، اصلاح ساختاری را پیچیدهتر کرده است.
در حاشیه کرج، سکونتگاههایی شکل گرفته که خارج از طرحهای رسمی توسعه شهریاند. خانههایی با کمترین استحکام سازهای، کوچههای باریک و خاکی، سیمکشیهای ناایمن و نبود شبکه فاضلاب استاندارد، چهرهای از زیست در حاشیه را ترسیم میکند.
ساکنان این مناطق اغلب از اقشار کمدرآمد یا مهاجران تازهوارد هستند که توان ورود به بازار رسمی مسکن را ندارند. برای آنان، سرپناه مهمتر از استاندارد است.
مدیریت شهری در مواجهه با این مناطق با یک معادله دشوار روبهروست: تخریب و جلوگیری از توسعه غیرقانونی یا ارائه خدمات حداقلی برای جلوگیری از بحران انسانی؟ هر تصمیمی پیامدهای اجتماعی خاص خود را دارد.

ناترازی بودجه، استان کمبرخوردار
در سوی دیگر این بحران، مسئلهای ساختاریتر قرار دارد؛ ناترازی بودجهای. استان البرز با وجود آنکه بیش از ۲۰ درصد بالاتر از سهم مصوب برای دولت درآمد ایجاد کرده، در تخصیص اعتبارات رتبه ۲۹ کشور را دارد.
این شکاف، به معنای کمبود منابع برای تکمیل پروژههای عمرانی، مقاومسازی زیرساختها و توسعه خدمات شهری است. پروژههای نیمهتمام در گوشهوکنار شهر، نشانه عینی این ناترازیاند؛ طرحهایی که سالهاست آغاز شده، اما به دلیل کمبود اعتبار، به بهرهبرداری نرسیدهاند.
کمبود بودجه، دست مدیریت شهری را برای اصلاح بافتهای پرخطر و ارتقای ایمنی بسته است. وقتی منابع کافی وجود نداشته باشد، اولویتبندیها به ناچار برخی پروژههای ضروری را کنار میزند.

چرخه معیوب درآمد و ساختوساز
وابستگی شهرداریها به درآمدهای حاصل از صدور مجوز ساخت، یک الگوی ناپایدار ایجاد کرده است. ساختوساز بیشتر، درآمد بیشتر؛ اما در عین حال فشار بیشتر بر زیرساختها و افزایش احتمال تخلف.
این چرخه نظام درآمدی شهرداریها را به یک ضرورت تبدیل کرده است. کارشناسان معتقدند تا زمانی که منابع پایدار جایگزین نشود، تمایل به توسعه کمی بر کیفیت غلبه خواهد داشت.
بحران ناایمنی و ناترازی بودجه، صرفاً یک بحث مدیریتی نیست؛ بلکه مستقیماً بر زندگی شهروندان اثر میگذارد. خانوادهای که در ساختمانی نوساز زندگی میکند، باید اطمینان داشته باشد که خانهاش در برابر زلزله مقاوم است.
از سوی دیگر مشاهده پروژههای نیمهتمام و زیرساختهای ناکافی، حس بیعدالتی را تقویت میکند؛ بهویژه زمانی که اعلام میشود استان سهم بالایی در درآمدزایی ملی دارد، اما در بازگشت اعتبارات، جایگاهی پایین دارد.
این شکاف میتواند اعتماد عمومی به کارآمدی مدیریت شهری و نظام تخصیص بودجه را تضعیف کند.
کرج امروز در نقطهای حساس ایستاده است؛ شهری با ظرفیتهای اقتصادی، صنعتی و انسانی قابل توجه که میتواند به الگویی از توسعه متوازن بدل شود. اما تداوم رشد بیضابطه ساختوساز و استمرار ناترازی بودجه، این فرصت را تهدید میکند.
بحران ناایمنی ساختمانها و نابرابری در تخصیص منابع، دو خط موازی نیستند؛ آنها در یک نقطه به هم میرسند: کیفیت زندگی شهروندان.
اگر اصلاحات ساختاری در حوزه نظارت، برنامهریزی شهری و توزیع بودجه بهصورت جدی دنبال نشود، هزینههای اجتماعی و اقتصادی آن در آیندهای نهچندان دور آشکار خواهد شد.
کرج میسازد درآمد تولید میکند و جمعیت میپذیرد؛ اما پرسش اساسی اینجاست: آیا زیرساختهای ایمنی و سهم عادلانه از منابع نیز همپای این رشد حرکت میکنند؟