وقتی صدای کفار از حنجره قاری کویتی بیرون میآید / العفاسی چگونه سفیر ایران شد؟

به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، در پی انتشار مواضع جنجالی از سوی مشاری راشد العفاسی، قاری شناختهشده کویتی، موجی گسترده از واکنشها در فضای رسانهای و افکار عمومی جهان اسلام شکل گرفت، العفاسی در ابتدا با بازنشر و تأیید اظهارات تند دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی X که در آن مردم ایران را به «گشودن دروازههای جهنم» تهدید کرده بود، مورد توجه قرار گرفت.
این اظهار نظر، همزمان با اذعان ائتلاف آمریکایی ـ صهیونیستی به حمله نظامی به مدرسه «شجره طیبه» در میناب و شهادت ۱۶۸ دانشآموز بیگناه، با موجی از انتقادات شدید مسلمانان مواجه شد، فشار افکار عمومی به حدی بود که وی ناچار به حذف پست خود در این شبکه اجتماعی شد و در توضیحی نوشت: «حامی اسرائیل نیستم و تجاوز به غزه را محکوم میکنم.»
با این حال، حذف این پست و انتشار توضیحات جدید نیز نتوانست از حجم انتقادات نسبت به او کم کند، جمعی از معترضان با سوزاندن تصاویر وی، حمایت از جنگ علیه یک کشور اسلامی و همراهی با جنایات رژیم صهیونیستی را محکوم کردند؛ در همین راستا، محبوبترین سایت قرآنی جهان، Quran.com، نیز اقدام به حذف تلاوتهای العفاسی از بستر خود کرد، اقدامی که نشانهای از عمق نارضایتی عمومی نسبت به مواضع اخیر وی تلقی شد.
در مقابل، العفاسی علت اتخاذ این مواضع را «حمله ایران به مواضع آمریکا در کویت» عنوان کرده و مدعی شد که صرفاً در مقام دفاع از کشور خود سخن گفته است.
با این حال، کاربران فضای مجازی این تغییر رویکرد را نه نشانهای از دغدغههای ملی، بلکه ناشی از «ترس از افول جایگاه قرآنی» وی دانستند و معتقد بودند که عقبنشینی وی بیش از آنکه از سر همدلی با مردم فلسطین باشد، برای حفظ اعتبار شخصی صورت گرفته است.
البته این نخستین بار نبود که مواضع سیاسی العفاسی موجی از انتقادات را برانگیخت؛ وی در سالهای گذشته نیز با حمایت از ائتلاف نظامی علیه مردم یمن، حاشیههای فراوانی ایجاد کرده بود، در آن مقطع، تصاویری که خود او در شبکههای اجتماعی منتشر کرد، نشان میداد که با لباس خلبانی ارتش کویت در داخل جنگندههای نظامی حضور یافته است، انتشار این تصاویر در توئیتر، اینستاگرام و فیسبوک، همزمان با اعلام خبر تهیه نماهنگی با عنوان «عاصفة الحزم» (طوفان قاطعیت)، بازتاب گستردهای در میان کاربران داشت.
این اقدام به سرعت در شبکههای اجتماعی دست به دست شد و موج وسیعی از واکنشهای انتقادی را به دنبال داشت، العفاسی در توضیح این پروژه، از آمادهسازی ترانهای حماسی با نام اصلی «نداء الوطن» خبر داده بود که با عنوان «عاصفة الحزم» معرفی شد؛ اقدامی که از سوی بسیاری از تحلیلگران بهمنزله پیوستن او به جمع حامیان ائتلاف عربی در مواجهه با مردم یمن تفسیر شد.
اما آنچه از دید بسیاری از منتقدان، ضربه نهایی به اعتبار قرآنی العفاسی تلقی شد، انتشار نماهنگی با عنوان «تبت یدی ایران» بود، این نماهنگ که در حمایت از ائتلاف آمریکایی ـ صهیونیستی و بر علیه جمهوری اسلامی ایران تولید شده است، با عباراتی تند آغاز میشود؛ عباراتی که در آن چنین گفته میشود: «بریده باد دست ایران و هر کسی که با ایران است / توحید رمز شهامت ماست.»

با وجود آنکه سوابق گذشته این قاری کویتی نشان میداد که تولید چنین نماهنگی در راستای اهداف خاص سیاسی و در هماهنگی کامل با لابی آمریکایی- صهیونیستی صورت گرفته است، اما در عمل نتایج متفاوتی رقم خورد.
واکنش تند آزادگان جهان به قاری خودفروخته کویتی
کاربران فضای مجازی در سراسر جهان، بهویژه از کشورهای عراق، عمان، افغانستان، فلسطین، پاکستان، لیبی، الجزایر، مصر، سوریه، کویت و عربستان و حتی از کشورهایی، چون فرانسه، اسپانیا و ایالات متحده آمریکا، واکنشهای گستردهای نسبت به این اقدام نشان دادند و به انتقاد از محتوای این نماهنگ پرداختند.
در کنار واکنشهای گسترده کاربران فضای مجازی، بسیاری از هنرمندان ایرانی و بینالمللی نیز با خلق آثار هنری، بهویژه کاریکاتورهای انتقادی، مواضع العفاسی را به چالش کشیدند. محمدرضا دوستمحمدی، کاریکاتوریست شناختهشده ایرانی، در واکنش به سرود ضدایرانی این قاری کویتی، تصویری خلق کرد که بهروشنی راوی اینماجرا است.

دامنه واکنشها چنان گسترده شد که مرزهای جغرافیایی و مذهبی را درنوردید. احمد ابولیلی، قاری اهل غزه، در اقدامی کمسابقه سرودی در انتقاد از العفاسی اجرا کرد و در بخشی از آن گفت: «دست خدا بر اهل شیطان آمریکا و اسرائیل. توای قاری خائن، صدای استخوانهای شکسته کودکان غزه را نمیشنوی؟»
در همین راستا، مروان موسی، رپر شناختهشده جهان عرب، قطعهای با عنوان «لعنت بر آمریکا» منتشر کرد و در آن، العفاسی را «عروسک خیمهشببازی آمریکا و اسرائیل» توصیف کرد؛ کسی که به گفته وی، در جنگ علیه مردم مظلوم غزه، لبنان و ایران در کنار ظالمان ایستاده است، وی همچنین در فضای مجازی نوشت: «خداوند ایران را قوی بدار و در برابر دشمنان اسلام محفوظ بدار.»
کمال شریف کاریکاتوریست مطرح یمنی نیز در تازهترین اثر خود، به آنچه «خوشرقصی العفاسی برای آمریکا و اسرائیل» نامید، اشاره کرد، حسن حریری، فعال رسانهای عرب، در متنی نوشت: «ایران قوی باد؛ قدرت منطقه و سرزمین یاران صاحبالزمان (عج). العفاسی بداند که نوکری آمریکا را نمیتوان با قرآن پوشاند.»

در ادامه این واکنشها، یک کاربر آمریکایی در شبکههای اجتماعی نوشت: «برای ایران دعا کنید؛ زیرا ایران به نیابت از بشریت با اسرائیل میجنگد. اگر ایران نتواند جلوی آنها را بگیرد، دیگر هیچکس در جهان نخواهد توانست.»
در ادامه این واکنش هزاران کاربر اهل سنت و شیعه با اشاره به حدیث مشهور پیامبر اسلام (ص) که فرمودند: «چه بسیار قاریانی که قرآن و خدا آنها را لعنت میکند»، خطاب به العفاسی نوشتند: «تو مصداق بارز این حدیثی؛ قرآن میخوانی، اما چشمانت را بر کشتار کودکان غزه بستهای و برای پول آمریکا علیه ایران، که سد اسرائیل است، سرود خواندهای.»
یک کاربر اهل عمان نیز با اشاره به آیه ۵۱ سوره مائده («یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِیَاءَ») به العفاسی هشدار داد که همراهی با آمریکا و اسرائیل میتواند به عبور از مرزهای نفاق منجر شود. در همین راستا، بسیاری از علمای خاورمیانه نیز تأکید کردند که «العفاسی خود را اهل توحید خواند، اما توحید واقعی در حمایت از مظلوم معنا مییابد، نه در سرود خواندن برای قاتلان کودکان غزه.»
وقتی العفاسی ناخواسته سفیر ایران میشود!
در نهایت، آنچه العفاسی و حامیانش انتظار آن را نداشتند، دقیقاً رخ داد؛ ایران در افکار عمومی منطقه محبوبتر شد و کاربران کشورهای مختلف به حمایت از آن پرداختند؛ به اعتقاد برخی کارشناسان، این نماهنگ بیش از آنکه به اهداف از پیش تعیینشده خود در حمایت از ائتلاف آمریکایی ـ صهیونیستی دست یابد، به شکلگیری یک جریان تبلیغاتی کمنظیر و بینالمللی در حمایت از ایران انجامید، به تعبیر یکی از کاربران فلسطینی، «العفاسی بهترین سفیر افتخاری ایران بود؛ او با دست خودش برای ما استدلال آورد که چرا باید از ایران حمایت کنیم.»

به باور برخی تحلیلگران، سرود العفاسی ناخواسته نام ایران را بیش از گذشته در سطح جهانی مطرح کرد و نشان داد که هرچقدر هم که دستگاه تبلیغاتی جنایت کاران قوی باشد، این فطرتهای پاک و بیدار انسانی هستند که حق را از باطل تشخیص میدهند و از آن حمایت میکنند؛ به تعبیر برخی کاربران، العفاسی ناخواسته به «بزرگترین سفیر افتخاری ایران» تبدیل شد؛ زیرا هزینههایی که برای تولید این سرود صرف شد، در نهایت به یک کمپین تبلیغاتی گسترده و رایگان برای ایران انجامید؛ شاید مهمترین جمعبندی این ماجرا را بتوان در جملهای دانست که یکی از کاربران بحرینی نوشت: «ما تا دیروز درباره ایران تردید داشتیم؛ امروز میدانیم تنها کشوری که در برابر اسرائیل و آمریکا ایستاده، ایران است. العفاسی خدمت بزرگی به ما کرد؛ چشمهای ما را باز کرد.»
وقتی پیروان حضرت مسیح از قاری اسلام آمریکایی سبقت میگیرند
آنچه با مشاهده ماجرای اخیر العفاسی به ذهن متبادر میشود، پرسشی اساسی است: آیا صرف تلاوت قرآن با صوتی زیبا، برای آنکه فردی را در زمره اهل قرآن بدانیم، کافی است؟ قرآن کریم کتاب هدایت، رحمت، عدالت و اصلاح است؛ نه ابزاری برای توجیه کینه، جنگافروزی و جنایت؛ از همین رو، در متون اسلامی بارها هشدار داده شده است که ظاهر قرائت، اگر با فهم و التزام عملی همراه نباشد، فاقد ارزش حقیقی خواهد بود.
در روایتی مشهور از پیامبر اکرم (ص) آمده است: «رُبَّ تالِ القرآنِ والقرآنُ یَلعَنُهُ»؛ چه بسیار تلاوتکننده قرآن که خود قرآن او را لعنت میکند. این حدیث بهروشنی نشان میدهد که قرائت قرآن، اگر از مسیر عمل به پیام آن جدا شود، نه تنها فضیلتی به همراه ندارد، بلکه میتواند به داوری علیه خود فرد تبدیل شود.
در نقطه مقابل، پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان، موضعی متفاوت اتخاذ کرده و بهصراحت با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مخالفت کرده است. وی در اظهاراتی خطاب به دونالد ترامپ و پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، تصریح کرده است: «خداوند طرف گناهکاران را نمیگیرد و ادعاهای آنان را نمیپذیرد.» این سخن، فارغ از جایگاه گوینده، حامل پیامی اخلاقی روشن است: جنگطلبی، تجاوز و خونریزی را نمیتوان با نام دین یا خدا توجیه کرد.
از سوی دیگر، همراهی برخی چهرههای هنری از ادیان دیگر با جریان مقاومت نیز قابل توجه است. حمایت افرادی، چون «جولیا پطرس»، خواننده مسیحی لبنانی، نشان میدهد که آزادگی تنها به ظاهر دینی وابسته نیست. ممکن است فردی مسلمان باشد، اما در مسیر خطا حرکت کند؛ و در مقابل، فردی از دینی دیگر، در مسیر دفاع از عدالت و مظلوم قرار گیرد.
این تقابل، بار دیگر نشان میدهد که در جهان امروز، مرزبندی اصلی نه صرفاً میان ادیان، بلکه میان «حق و باطل» و «عدالت و ظلم» شکل میگیرد. ممکن است فردی در ظاهر مسلمان باشد، قرآن تلاوت کند و به عنوان قاری شناخته شود، اما در بزنگاههای تاریخی در کنار قدرتهای سلطهگر قرار گیرد. در مقابل، ممکن است فردی از دینی دیگر، اما در مقام موضعگیری، در برابر جنگ و تجاوز بایستد و از کرامت انسانی دفاع کند. این همان حقیقتی است که معیار داوری اخلاقی را از ظاهر به باطن و از عنوان به موضع منتقل میکند.
نبرد رمضان در این مقطع حساس، تنها یک درگیری نظامی نیست، بلکه آزمونی برای وجدانهای دینی و انسانی نیز به شمار میرود. در چنین شرایطی، انتظار از چهرههای مذهبی آن است که با زبان رحمت، صلح، انصاف و دفاع از مظلوم سخن بگویند، نه آنکه به خشونت مشروعیت ببخشند. اگر قرآن کتاب هدایت و رحمت است، قاری قرآن نیز باید در امتداد همین پیام حرکت کند. تلاوت زیبا، بدون پایبندی به محتوا، در نهایت به یک نمایش صوتی تقلیل مییابد و از حقیقت دینداری فاصله میگیرد.