دو نکته راجع به آنچه نانسی پلوسی گفت!
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، بشیر اسماعیلی؛ تحلیلگر روابط بین الملل در یادداشتی نکاتی را در رابطه با نانسی پلوسی به رشته تحریر درآورد و نوشت:
اظهارات نانسی پلوسی رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا در کنفرانس مونیخ امسال، جنجال آفرین شد؛ پلوسی در یک گفتوگو درباره ایران گفته است: «راهی وجود دارد که بدون استفاده از نیروی نظامی آمریکا، ایران را از بین برد. بله، از ابزارهای اقتصادی و فشار اقتصادی میتوان استفاده کرد و اقتصادشان را فلج کرد... حکومت ایران در روستاها و بین مردم این کشور حامی دارد و باید کاری کنیم که آنها هم فشار و سختی را حس کنند.»
به صورت عادی، در فضای سیاسی جهان هیچگاه به طور علنی چنین حرفهایی گفته نمیشد و سیاستمداران، این اظهار نظرات را در محافل خصوصی به طور محرمانه طرح میکنند به نحوی که معمولاً پس از گذشت یکی دو دهه از رده بندی محرمانه خارج و منتشر میشوند.
حال سئوال اینجاست که چرا نانسی پلوسی این چنین بی پروا درباره یک طرح شیطانی علیه مردم ایران سخن میگوید؟ و چرا چیزی که قبلاً در حکم خودکشی حیثیتی برای یک شخصیت سیاسی محسوب میشد در حال حاضر به راحتی بر زبان میآید؟
۱- پس از جنگهای آمریکا در دوران جورج بوش پسر و پیامد آن بروز بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۸ و شکست نظامی ایالات متحده در عراق و افغانستان، نظریه پردازانی مثل سوزان ناسل و جوزف نای بر مفهوم قدرت نرم تأکید کردند. از دیدگاه آنان، آمریکا در کنار قدرت سخت باید از ابزارهای اشاعه قدرت نرم استفاده کند تا بیشترین ضریب تأثیر قدرت در قالب قدرت هوشمند فراهم آید.
در دوران اوباما چنین سیاستی پیگیری شد، اما از افول آمریکا جلوگیری نکرد. قدرت گرفتن چین و روسیه در نظام بین الملل، در کنار پیدایش دیگر قدرتهای نوظهور منطقهای موجب گشت که آمریکا دوباره به قدرت سخت باز گردد.
این تغییر روش آمریکا در دوران نخست ترامپ شروع و در دوره دوم او به اوج خود رسید به نحوی که آمریکا در حال حاضر هیچ ابایی از زیر سئوال رفتن وجهه خود در جهان ندارد. سخنان نانسی پلوسی را باید در چنین گفتمانی از قدرت عریان تفسیر کرد. در واقع اکنون اگر کسی در آمریکا از مفاهیم قدیمی مثل حقوق بشر، دموکراسی و قدرت نرم سخن بگوید، از ادبیات وحشی و نامتمدن کنونی در این کشور عقب مانده و حرفش شنیده نمیشود. نانسی پلوسی در دوره آمریکای بی نقاب، بدون ملاحظه سخن میگوید تا یادآور اسلاف خود در توحش علیه سیاهان، سرخپوستان، مردمان آمریکای لاتین، ویتنام، شیلی و بسیاری دیگر از زخم خوردگان آمریکا باشد.
۲- در برابر آنچه نانسی پلوسی گفته است، جز ابراز تأسف و خشم که واکنش قهری به چنین اظهارات بی شرمانهای است، باید به فکر راهکارهای مقابلهای نیز بود؛ بدون شک آنچه آمریکا را قادر به اعمال سیاستهای فشار اقتصادی و تحریم به عنوان یک سلاح علیه کشورهای ناهمسو با خود کرده، حفظ جایگاه دلار به عنوان ارز بین المللی است.
اخیراً شی جین پینگ رئیسجمهور چین در مقالهای که از سوی ژورنال رسمی حزب کمونیست منتشر شد، خواستار این شده است که رن مین بی (یوان) به عنوان یک ارز قابل اتکاء در تجارت، سرمایهگذاری و ذخایر جهانی جایگاه بیشتری پیدا کند. او بر لزوم ایجاد «ارز قدرتمند» تأکید کرده که بتواند در بازارهای جهانی به طور گسترده مورد استفاده قرار گیرد و به وضعیت ارز ذخیره جهانی نزدیک شود. یوان در بازارهای خارج از سرزمین اصلی چین، به بهترین سطح خود در برابر دلار در حدود سه سال گذشته رسیده است. دلار از ابتدای سال گذشته، ۶ درصد در برابر ارز چین کاهش یافته است.
پس بزرگترین ضربهای که میتوان بر روند سوء استفادههای اهریمنی آمریکا از دلار وارد کرد، همبستگی کشورهای جهان به ویژه در شرق برای پایان دادن به آقایی دلار خواهد بود.
نانسی پلوسی حلقهای از زنجیره رسواییهای کلامی آمریکا را به نمایش گذاشت که نشان دهنده ورشکستی اخلاقی این کشور است.
از تعرض به تمامیت ارضی دیگر کشورها تا پایمال کردن حقوق و جایگاه سازمانهای بینالمللی و ایجاد آزار برای ملتهای جهان، همگی به طور عیان در گفتار سیاسیون آمریکایی شنیده میشود تا یادآور تاریخچه پر از وحشیگری و سبوعیت آنان باشد. در این جنگلی که غرب برای زیست بشر به وجود آورده است، راه بقاء در افزایش قدرت از طریق اتحاد و ائتلاف و تشکیل بلوکهای جدید قدرت است.