هیل: جنگ ایران ذخایر موشکی آمریکا را به شدت کاهش داده است
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از پایگاه هیل، در جریان جنگ ایالات متحده علیه ایران، یکی از مهمترین نگرانیهای پنتاگون به سرعت به مسئله مصرف گسترده مهمات پیشرفته، بهویژه سامانههای دفاع موشکی و موشکهای دقیق تبدیل شده است. تحلیلگران نظامی هشدار میدهند که استفاده سنگین از سامانههایی مانند «پاتریوت»، «تاد» و موشکهای «PrSM»، میتواند به کاهش جدی ذخایر استراتژیک آمریکا منجر شود.
بر اساس ارزیابیهای منتشرشده، جنگ با ایران نهتنها از نظر عملیاتی، بلکه از منظر لجستیکی نیز فشار سنگینی بر توان نظامی آمریکا وارد کرده است. سامانههای دفاعی مانند پاتریوت و تاد، که برای مقابله با موشکهای بالستیک و تهدیدات هوایی طراحی شدهاند، عملکرد فنی موفقی داشتهاند، اما مشکل اصلی در نرخ مصرف این سامانههاست. در واقع، محدودیت اصلی نه در کارایی، بلکه در تعداد موجود و سرعت جایگزینی آنهاست.
در طول درگیری، حجم بالای حملات موشکی و پهپادی ایران باعث شده که نیروهای آمریکایی برای مقابله با هر تهدید، گاه چندین رهگیر شلیک کنند. این مسئله به سرعت باعث کاهش ذخایر شده است. به گفته کارشناسان، در برخی موارد برای مقابله با یک هدف، چندین موشک پدافندی استفاده میشود که این امر از نظر اقتصادی و لجستیکی پایدار نیست.
در همین حال، گزارشها نشان میدهد که میزان مصرف مهمات در این جنگ بیسابقه بوده است. تنها در هفتههای نخست، هزاران موشک و مهمات پیشرفته مورد استفاده قرار گرفته و این روند نگرانیهایی جدی درباره توان آمریکا برای ادامه یک جنگ طولانیمدت ایجاد کرده است. بهویژه موشکهای PrSM که نقش مهمی در حملات دقیق زمینی دارند، با سرعت بالایی مصرف شدهاند و جایگزینی آنها زمانبر خواهد بود.
یکی از چالشهای کلیدی، هزینه بالای این سامانههاست. هر موشک رهگیر تاد میتواند تا حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیون دلار قیمت داشته باشد و موشکهای پاتریوت نیز میلیونها دلار هزینه دارند. در مقابل، برخی از تهدیدات مانند پهپادهای ارزانقیمت هزینهای بسیار کمتر دارند، که این عدم توازن اقتصادی را به یک مشکل راهبردی تبدیل کرده است.
علاوه بر هزینه، مسئله تولید نیز اهمیت دارد. صنایع دفاعی آمریکا در شرایط عادی با سرعت محدودی این سامانهها را تولید میکنند و افزایش سریع تولید برای جبران مصرف گسترده، با محدودیتهایی در زنجیره تأمین، مواد اولیه و ظرفیت صنعتی مواجه است. تحلیلگران هشدار میدهند که ادامه این روند میتواند توان بازدارندگی آمریکا را در سایر مناطق مانند آسیا-اقیانوسیه تضعیف کند.
در سطح راهبردی، این جنگ نشان داده که برتری نظامی تنها به فناوری وابسته نیست، بلکه به توان تداوم نیز بستگی دارد؛ یعنی اینکه یک کشور تا چه حد میتواند در یک درگیری طولانی، منابع خود را حفظ و بازسازی کند. برخی کارشناسان این وضعیت را مسئله ریاضی جنگ توصیف کردهاند جایی که تعداد، هزینه و سرعت جایگزینی مهمات، به اندازه دقت و قدرت آنها اهمیت پیدا میکند.
در نهایت، تحلیلها نشان میدهد که جنگ ایران به یک آزمون مهم برای ساختار صنعتی-نظامی آمریکا تبدیل شده است. اگرچه سامانههای پیشرفته دفاعی توانستهاند بسیاری از تهدیدات را خنثی کنند، اما سرعت مصرف آنها، پرسشهای جدی درباره پایداری این مدل جنگی در آینده ایجاد کرده است.