مهندس؛ میان نقشههای کاغذی و واقعیتهای سخت اقتصاد
مهندس ساختمان در خط مقدم ایمنی شهر ایستاده است؛ امضای او پای نقشهها یعنی پذیرش مسئولیت جان و مال مردم. با این حال، در سالهایی که صنعت ساختمان زیر سایه رکود، نوسان قیمت مصالح و بیثباتی مقررات نفس میکشد، نخستین جایی که ترک برمیدارد، جایگاه حرفهای مهندس است. تعرفههایی که با شتاب تورم همگام نمیشوند، رقابتهای ناسالمی که کیفیت را قربانی قیمت میکند و بروکراسی فرسایندهای که انرژی تخصص را مستهلک میسازد، بخشی از واقعیتی است که بسیاری از فعالان این حوزه با آن روبهرو هستند.
نهاد صنفی این جامعه بزرگ، یعنی سازمان نظام مهندسی ساختمان، سالهاست میان دو مطالبه متعارض گرفتار مانده است؛ از یک سو دفاع از حقوق حرفهای مهندسان و از سوی دیگر تنظیمگری بازاری که همواره تحت تأثیر سیاستهای کلان اقتصادی قرار دارد. نتیجه آن شده که مهندس، در میانه فشار کارفرما، توقع دستگاههای نظارتی و دغدغههای معیشتی خود، ناچار است بیش از آنکه بر خلاقیت و نوآوری تمرکز کند، به بقا بیندیشد.
مسئله فقط دستمزد نیست؛ مسئله «امنیت حرفهای» است. مهندسی که باید مستقل رأی بدهد، اگر نگران از دست دادن پروژه بعدی باشد، چگونه میتواند با صراحت بر اجرای دقیق مقررات پافشاری کند؟ مهندسی که آموزشهایش بهروز نشده و دسترسیاش به فناوریهای نوین محدود است، چگونه میتواند ساختمان ایمنتر و پایدارتر طراحی کند؟ و بازاری که در آن امضا ارزش خود را از تخصص جدا میکند، چگونه میتواند اعتماد عمومی را حفظ کند؟
با این حال، همه تصویر تیره نیست. نسل جوان مهندسان، آشنا با فناوریهای نوین، دغدغهمند نسبت به محیطزیست و حساس به استانداردهای جهانی، ظرفیتی کمنظیر برای تحول در صنعت ساختمان ایجاد کرده است. اگر سیاستگذاری شهری به تخصص آنان میدان دهد، اگر فرآیندها شفافتر شود و اگر تعرفهها واقعبینانهتر تنظیم گردد، مهندسان میتوانند پیشران نوسازی شهری و ارتقای کیفیت ساختوساز باشند؛ نه صرفاً امضاکننده برگههای اداری.
روز مهندس، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآور این حقیقت است که توسعه بدون تکیه بر دانش فنی ممکن نیست. شهر ایمن، مسکن باکیفیت و زیرساخت پایدار، محصول تصمیمهای دقیق مهندسی است. پاسداشت مهندس، در پیامهای تبریک خلاصه نمیشود؛ در ایجاد ثبات اقتصادی، در صیانت از شأن حرفهای و در اعتماد به تخصص او معنا پیدا میکند.
شاید بهترین تبریک به مهندسان، فراهم کردن شرایطی باشد که بتوانند با خیال آسوده همان کاری را انجام دهند که برای آن آموزش دیدهاند: ساختن آیندهای محکمتر از بتن و پایدارتر از فولاد.