بازخوانی جنگ ایران و آمریکا با تکیه بر تاریخ

به گزارش خبرنگار بین الملل خبرگزاری دانشجو،حمله تجاوزکارانه ۲۸ فوریه که از سوی آمریکا و اسرائیل آغاز شد، در ظاهر یادآور جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ بود، اما در باطن تلاشی گستردهتر برای ایجاد شوک راهبردی محسوب میشد؛ شوکی که با حذف فرماندهان ارشد، هدفگیری مراکز حساس و همزمان تحریک داخلی طراحی شده بود. با این حال، واکنش سریع و همزمان ایران نشان داد که تهران از تجربه پیشین درس گرفته و این بار عنصر غافلگیری را به حداقل رسانده است.
روایت سفیر آمریکا از ماههای پس از انقلاب؛ «کارتر و برژینسکی واقعیت ایران را نمیفهمیدند»
برای فهم بهتر آنچه امروز رخ میدهد، باید به سالهای نخست پس از انقلاب اسلامی بازگشت. ویلیام سولیوان، آخرین سفیر آمریکا در تهران پیش از سقوط شاه، در خاطرات خود به اختلافات تند با جیمی کارتر و مشاور امنیت ملیاش زبیگنیو برژینسکی اشاره میکند.
او با انتقاد از طرحهای مداخلهجویانه مینویسد که «کارتر و برژینسکی درک درستی از واقعیت ایران نداشتند و تصور میکردند میتوان با یک اقدام سریع، مسیر انقلاب را تغییر داد». سولیوان در جایی دیگر تأکید میکند که تلاش برای مهندسی کودتا «فاقد درک از عمق اجتماعی انقلاب» بود.
این اعتراف تاریخی نشان میدهد که سناریوی «ضربه سریع برای تغییر نظام» سابقهای طولانی دارد؛ اما تجربه نشان داده که جامعه ایران در بزنگاههای بحرانی به سمت انسجام حرکت میکند.
اسکات ریتر: «حمله پهپادی داخلی ۱۰ سال آمادهسازی داشت»
در جنگ ۲۰۲۵، یکی از ابعاد قابل توجه، عملیات پهپادی از داخل خاک ایران بود. اسکات ریتر، افسر پیشین اطلاعاتی نیروی دریایی آمریکا، درباره آن عملیات تصریح کرده بود: «چنین حملهای دستکم ۱۰ سال برنامهریزی و آمادهسازی نیاز دارد.»
این اظهارنظر نشان میدهد که تمرکز آمریکا و اسرائیل بر بیثباتی داخلی، پروژهای کوتاهمدت نیست بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت است. به همین دلیل در دور جدید درگیری، ایران تلاش کرده از همزمانی فشار خارجی و آشوب داخلی جلوگیری کند؛ حضوری گستردهتر از نیروهای امنیتی و بسیج مردمی، مانع شکلگیری آن «همزمانی خطرناک» شد.
راهبرد محور آمریکا–اسرائیل؛ فرسایش چندلایه
با ناکامی در تحقق سناریوی برقآسا، راهبرد جدید بر فرسایش تدریجی متمرکز شده است:
• ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت از طریق جنگ روانی
• هدفگیری مراکز اداری و ارتباطی برای قطع زنجیره فرماندهی
• تخریب صنایع دفاعی برای جلوگیری از بازسازی ذخایر موشکی
• فشار اقتصادی برای تبدیل اقتصاد تحریم به اقتصاد جنگ
پاسخ هوشمندانه ایران
ایران در مقابل، چند محور کلیدی را دنبال میکند:
۱. تداوم فشار بر رژیم اسرائیل
هدف، فرسایش روانی و اقتصادی جامعه شهرکنشین و افزایش هزینههای امنیتی است.
۲. هدفگیری پایگاههای آمریکا
کاهش نقش عملیاتی آمریکا در منطقه و افزایش هزینه حضور نظامی.
۳. اهرم انرژی و تنگه هرمز
افزایش قیمت نفت میتواند بر شاخصهای تورمی آمریکا اثر بگذارد. تحلیلگران اقتصادی معتقدند هر ۱۰ درصد افزایش قیمت نفت، فشار تورمی قابل توجهی ایجاد میکند و برنامههای کاهش نرخ بهره را دشوار میسازد.
۴. تحلیل ذخایر رهگیر
حملات موجی و زمانبندیشده با هدف کاهش ذخایر موشکهای رهگیر.
۵. تهدید ناوگان دریایی
در صورت هدف قرار گرفتن شناورهای بزرگتر آمریکایی، پیامد حیثیتی و راهبردی آن برای واشنگتن قابل توجه خواهد بود.
تجربه جنگ ایران و عراق؛ آزمونی که فراموش نشده است
در دهه ۱۹۸۰، ایران با جنگی هشتساله مواجه شد که با حمایت گسترده قدرتهای غربی و منطقهای از بغداد همراه بود. تشویق به آغاز آن جنگ، به گفته بسیاری از پژوهشگران، با چراغ سبز غیرمستقیم واشنگتن صورت گرفت. با این حال، ایران توانست از آن مرحله عبور کند و ساختار سیاسی خود را حفظ کند.
این تجربه تاریخی، امروز در محاسبات راهبردی تهران نقش دارد؛ زیرا نشان داده که عبور از مرحله فشار حداکثری، اگرچه پرهزینه است، اما ممکن است.