گاردین: ترامپ با پیامهای متناقض تصویر رهبری آمریکا را تضعیف کرد / سردرگمی استراتژیک ترامپ در جنگ ایران

به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، روزنامه گاردین در تحلیلی از ستون نویس خود «تد ویدمر» به ناکامی دونالد ترامپ در مدیریت جنگ علیه ایران پرداخت و نوشت: طبق استدلال این ستون نویس، ترامپ نه تنها نتوانسته افکار عمومی و متحدان را در تجاوز خود علیه ایران همراه کند، بلکه با پیامهای متناقض و دور از واقعیت، تصویر رهبری آمریکا را تضعیف کرده است.
ویدمر با یادآوری سخنرانی معروف جان اف کندی در سال ۱۹۶۳ که از وینستون چرچیل بهعنوان رهبری یاد کرد که «زبان انگلیسی را بسیج کرد و به میدان جنگ فرستاد»، مینویسد: چنین توصیفی را بههیچوجه نمیتوان درباره ترامپ بهکار برد. برخلاف کندی و چرچیل که در لحظات بحرانی با دقت و اتکا به واقعیت سخن میگفتند، ترامپ در جنگ ایران نتوانسته روایت منسجم و قابل اعتمادی ارائه دهد.
نویسنده تأکید میکند که روسای جمهور آمریکا بهطور سنتی با سخنرانیهای رسمی و حسابشده، اهداف جنگ را برای مردم توضیح میدادند؛ اما ترامپ جنگ را از اقامتگاه خود در مارالاگو و با پیامهایی پراکنده و گاه شبانه اعلام کرد، بدون آنکه چارچوب روشنی ارائه دهد. از آن زمان، اظهارات او پیوسته متناقض بوده است: یکبار میگوید جنگ بهزودی پایان مییابد، بار دیگر از طولانی شدن آن حرف میزند. از اعزام نیروهای زمینی صحبت میکند و سپس آن را پس میگیرد.
گاردین ادامه داد: ترامپ تهدید ایران را «فوری» میخواند، اما همزمان اذعان میکند که ممکن است سالها تا تحقق از بین بردن این تهدید فوری فاصله وجود داشته باشد. از «نابودی کامل» توان نظامی ایران میگوید، درحالیکه حملات موشکی و پهپادی همچنان ادامه دارد.
ویدمر این وضعیت را نشانه فقدان استراتژی میداند؛ بهویژه زمانی که ترامپ تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی مانند تأسیسات آبشیرینکن کرد—اقدامی که میتواند مصداق جنایت جنگی تلقی شود—اما تنها چند روز بعد، این موضع را کنار گذاشت.
در سطح بینالمللی، این آشفتگی پیامدهای گستردهای داشته است. روابط آمریکا با ناتو دچار تنش شده؛ چرا که ترامپ بدون مشورت با این ائتلاف، از اعضا خواست تنگه هرمز را ایمن کنند، درخواستی که با بیاعتنایی روبهرو شد. حتی درخواست مشابه از چین نیز بیپاسخ ماند.
بهنوشته ویدمر، این وضعیت نتیجه روندی عمیقتر است که از ماجرای تلاش ترامپ برای تصاحب گرینلند آغاز شد. اقدامی که اعتماد متحدان اروپایی را بهشدت تضعیف کرد و حتی کشورهایی مانند دانمارک را به فکر سناریوهای دفاعی در برابر آمریکا انداخت.
ویدمر در پایان نتیجه میگیرد که سبک گفتاری ترامپ که او آن را «بافتن» یا سخن گفتن پراکنده مینامد، ممکن است در تجمعات انتخاباتی جذاب باشد، اما در مدیریت یک جنگ پیچیده کارآمد نیست. او با مقایسهای تاریخی مینویسد: زمانی رهبرانی مانند شارل دوگل بدون دیدن مدارک، به سخنان رئیسجمهور آمریکا اعتماد میکردند؛ اما امروز بعید است هیچ رهبر ناتویی چنین اعتمادی داشته باشد.