جنگ منطقهای و واقعیتهای بازار و ریسک ژئوپلیتیک/ چگونه انرژی مسیر اقتصاد جهان را میسازد
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ بازار جهانی نفت دوباره در مرکز توجه اقتصاددانان، سرمایهگذاران و سیاستگذاران بینالمللی قرار گرفته است. در ماههای اخیر، افزایش قیمت نفت از حدود ۷۵ دلار به بالای ۱۱۵ دلار، نگرانیهای جدی در مورد ثبات اقتصاد جهانی و احتمال بازگشت رکود تورمی ایجاد کرده است. تحلیلگران و نهادهای معتبر، از صندوق بینالمللی پول تا اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، تاکید میکنند که شرایط کنونی نشاندهنده یک دوره بیثباتی انرژی است که پیامدهای گستردهای بر تولید، تجارت و رشد اقتصادی جهان خواهد داشت.

روند صعودی قیمت نفت، متاثر از عوامل ژئوپلیتیکی متعدد، به ویژه افزایش تنشها در خاورمیانه و اختلال احتمالی مسیرهای اصلی صادرات نفت، باعث شده بازارها بیش از گذشته به ریسک و عدم قطعیت حساس شوند. این شرایط نه تنها هزینه انرژی را برای کشورهای واردکننده افزایش داده، بلکه فشار قابل توجهی بر زنجیره تامین، حملونقل، صنایع تولیدی و حتی بازار مواد غذایی وارد کرده است. افزایش هزینه سوخت و انرژی پایه، به سرعت به قیمت کالاها و خدمات منتقل میشود و زمینه را برای رشد تورم جهانی فراهم میآورد، پدیدهای که اقتصاددانان آن را "رکود تورمی بالقوه" مینامند.
تنگه هرمز، شریان حیاتی انتقال نفت خلیج فارس، به نقطهای کلیدی در ارزیابی ریسک بازار نفت تبدیل شده است. حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این گذرگاه عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، فوراً تاثیر خود را در قیمت جهانی نفت نشان میدهد. گزارشها حاکی از آن است که بیمه کشتیها، حملونقل دریایی و حتی ذخایر استراتژیک انرژی تحت تاثیر این ریسک قرار گرفتهاند. چنین شرایطی باعث شده سرمایهگذاران به سمت داراییهای امن مانند طلا و دلار حرکت کنند و بازارهای سهام در نوسان شدید باقی بمانند.
از منظر تاریخی، بازار نفت نشان داده که در شرایط بحرانهای ژئوپلیتیکی، قیمتها سریعاً واکنش نشان میدهند و اثرات خود را بر اقتصاد جهانی باقی میگذارند. نمونههای دهه ۱۹۷۰ و جنگ خلیج فارس نشان میدهند که افزایش ناگهانی قیمت نفت، تورم بالا و رکود اقتصادی را به دنبال داشته است. اما نکته متفاوت در شرایط فعلی، وابستگی شدید آسیا به نفت خلیج فارس و همچنین وضعیت شکننده اقتصاد جهانی است؛ جایی که رشد اقتصادی پایین و بدهیهای سنگین کشورها، تحمل شوکهای انرژی را کاهش داده است.
بر اساس پیشبینی اداره اطلاعات انرژی آمریکا، قیمت نفت در سال جاری بالاتر از پیشبینیهای قبلی باقی خواهد ماند. EIA تاکید میکند که ریسک ژئوپلیتیکی و کاهش عرضه در خاورمیانه، باعث ایجاد یک «حق بیمه انرژی» شده که قیمتها را بیش از حد معمول بالا نگه میدارد. در همین حال، صندوق بینالمللی پول هشدار میدهد که افزایش ۱۰ درصدی قیمت انرژی میتواند تورم جهانی را حدود ۰.۴ درصد افزایش دهد و رشد اقتصادی را کاهش دهد، پدیدهای که به ویژه کشورهای واردکننده انرژی را تهدید میکند.
اثر افزایش قیمت نفت بر اقتصاد جهانی چندجانبه است. نخست، تورم جهانی با سرعت قابل توجهی رشد کرده است؛ زیرا انرژی پایه تولید، حملونقل و حتی کشاورزی است و افزایش هزینه آن به سرعت در قیمت تمامشده کالاها و خدمات منعکس میشود. دوم، خطر رکود تورمی افزایش یافته است، پدیدهای که در آن رشد اقتصادی کند شده و تورم بالا باقی میماند. سوم، بازارهای مالی وارد فاز نوسانی و محتاطانه شدهاند، به گونهای که سرمایهگذاران برای مدیریت ریسک، به داراییهای امن پناه بردهاند و معاملات مشتقه نفتی افزایش یافته است.
در میان قارهها، آسیای شرقی و جنوب شرق آسیا بیشترین فشار را تجربه میکنند. کشورهای چین، هند، ژاپن و کره جنوبی که به شدت به واردات نفت خلیج فارس وابستهاند، با افزایش هزینه تولید، رشد صنعتی کند و کاهش صادرات مواجه شدهاند. در اروپا، هنوز بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین به طور کامل کنترل نشده است و افزایش اخیر قیمت نفت میتواند بار دیگر اقتصاد این منطقه را به رکود نزدیک کند. در مقابل، آمریکا که هم تولیدکننده و هم مصرفکننده نفت است، در وضعیت دوگانهای قرار گرفته است؛ شرکتهای انرژی سود قابل توجهی کسب میکنند، اما مصرفکنندگان فشار بیشتری متحمل شده و تورم داخلی افزایش یافته است.
سناریوهای آینده بازار نفت به شدت به روند ژئوپلیتیک وابسته است. اگر تنشها در خاورمیانه کاهش یابد و مسیرهای صادراتی امن باقی بمانند، قیمت نفت ممکن است به حدود ۹۰ تا ۱۰۰ دلار بازگردد و بازارها به ثبات نسبی برسند. اگر جنگ و اختلالها ادامه یابد، قیمتها میتوانند به ۱۱۰ تا ۱۳۰ دلار برسند، شرایطی که تورم جهانی را بالا نگه داشته و رشد اقتصادی را کاهش میدهد. در بدترین سناریو، یعنی جنگ گسترده و اختلال طولانیمدت، قیمت نفت ممکن است به ۱۴۰ تا ۱۵۰ دلار برسد و جهان وارد رکود شدید انرژی شود، شرایطی که نهادهای بینالمللی آن را خطرناکتر از هر بحران نفتی دهههای اخیر ارزیابی میکنند.
مقایسه تاریخی نشان میدهد که بحرانهای نفتی گذشته، مانند شوک ۱۹۷۳ و جنگ عراق و کویت در ۱۹۹۰، تأثیرات متفاوتی داشتهاند. شوک ۱۹۷۳ باعث چهار برابر شدن قیمت نفت و رکود تورمی طولانی شد، جنگ عراق و کویت اثر کوتاهمدت داشت و بازارها سریعاً خود را بازسازی کردند. بحران اوکراین در سال ۲۰۲۲ نیز قیمت نفت و گاز را افزایش داد، اما اقتصاد جهانی توانست خود را به صورت نسبی تطبیق دهد. تفاوت اصلی بحران فعلی با گذشته، شدت ریسک ژئوپلیتیکی و وابستگی شدید اقتصادهای نوظهور به نفت خاورمیانه است.
علاوه بر این، افزایش قیمت نفت تأثیر مستقیم بر صنایع مختلف دارد. حملونقل با افزایش هزینه سوخت مواجه شده، صنایع تولیدی به دلیل بالا رفتن هزینه انرژی و مواد اولیه فشار میبینند، و کشاورزی با افزایش هزینه کود و حملونقل روبهرو شده است. به بیان ساده، افزایش قیمت نفت یک اثر دومینویی بر اقتصاد جهانی ایجاد میکند و تقریبا هیچ بخشی از اقتصاد را از تأثیر خود مصون نمیگذارد.
بازارهای مالی نیز در وضعیت محتاطانه و حساس قرار دارند. نوسان قیمت نفت و تورم جهانی باعث شده سرمایهگذاران به دنبال داراییهای امن مانند طلا و دلار باشند و بورسهای جهانی در حالت نوسانی شدید باقی بمانند. تحلیلگران هشدار میدهند که در صورت ادامه بحران، بازارها ممکن است به یک چرخه بیثباتی وارد شوند که کنترل آن برای سیاستگذاران اقتصادی دشوار خواهد بود.
در نهایت، اقتصاد جهان در نقطهای حساس قرار گرفته است که سه عامل تعیینکننده مسیر آینده بازار نفت و اقتصاد جهانی هستند: امنیت مسیرهای صادراتی نفت، شدت تنشهای ژئوپلیتیکی و ظرفیت تولید کشورهای صادرکننده انرژی. اگر این سه عامل کنترل نشود، جهان ممکن است وارد یک شوک انرژی بلندمدت شود که پیامدهای آن فراتر از حوزه انرژی خواهد بود و ساختار اقتصاد جهانی را برای سالهای آینده تغییر خواهد داد.
این گزارش نشان میدهد که نفت بار دیگر به متغیر اصلی اقتصاد جهان تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی، رشد تورم، فشار بر تولید و تجارت و تهدید رکود جهانی، همه نشان میدهند که اقتصاد جهان وارد دورهای بیسابقه از عدم قطعیت و ریسک انرژی شده است. سیاستگذاران، سرمایهگذاران و فعالان بازار باید برای مواجهه با این شرایط، استراتژیهای انعطافپذیر و واقعبینانه اتخاذ کنند. در غیر این صورت، اثرات شوک نفتی میتواند فراتر از پیشبینیهای کنونی بوده و ثبات اقتصادی و سیاسی جهان را به خطر اندازد.