شهيد عارف حسين طعم استقلال را به مردم استعمار چشيده پاكستان چشاند
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۴۰۰
به بهانه سالروز شهادت علامه سيد عارف حسيني؛

شهيد عارف حسين طعم استقلال را به مردم استعمار چشيده پاكستان چشاند

امام (ره) در پيامي به مناسبت شهادت علامه سيد عارف حسين حسيني فرمودند: گرچه این حادثه بزرگ، قلوب مسلمانان و خصوصاً روحانیت متعهد اسلام را جریحه دار نمود، ولی مسئله ای دور از انتظار ما و ملت های مظلوم جهان و خصوصاً ملت بزرگوار پاکستان، که خود طعم تلخ استعمار را چشیده است و با مبارزه و جهاد و شهادت، استقلال خویش را بدست آورده است، نبود.
 گروه سياسي خبرگزاري دانشجو؛ علامه سيد عارف حسين حسني در سال 1320 هجری شمسی در يكي از خانواده هاي مذهبي و روحاني از قبيله دویرزائی روستاي «پیوار» در 10 كيلومتري پاراچنار پاكستان متولد شد، با آماده شدن شرایط سنی وارد مدرسه ابتدائی و سپس راهنمائی شد.
 
پس از آن به عنوان شاگرد ممتاز، راهی دبیرستان پاراچنار گردید و در سال 1343 ه.ش دوره دبیرستان را با موفقیت به پایان رسانید، پس از اخذ دیپلم بر اساس رغبت زیادی که به فراگیری علوم آل محمد (ص) داشت وارد حوزه علمیه جعفریه پاراچنار شد و نزد استاد حاجی غلام جعفر لقمان، در مدت کوتاهی ادبیات عرب را فرا گرفت و به مرحله سطوح عالی رسید.
 
فراگيري علوم ديني در نجف اشرف
 
همزمان با ايام تبعيد امام خميني به عراق در سال 1346 وي نيز براي فراگيري بيشتر علوم ديني راهي حوزه علميه نجف اشرف شد و در اين مدت در محضر اساتيد بزرگي چون آیت الله سیّد اسدالله مدنی، سیّد مجتبی لنکرانی و آیت الله مرتضوی به كسب علوم ديني پرداخت.
 
وي در زمان اقامت در نجف ضمن آشنايي با امام خميني (ره) و شيفتگي نسبت به منش و اخلاق ايشان، پا به عرصه سياست گذارده و به لحاظ تفكر سياسي دچار تحول و دگرگوني شد.
 
وي در مدت حضورش در عراق به دلیل شرکت در فعالیت های انقلابی و تظاهرات اعتراض نسبت به ظلمی که به آیت الله العظمی حکیم (ره) كه با سياست هاي رژيم بعث عراق مخالف بود روا مي شد، دستگیر و حدود یک ماه زندانی و سپس توسط بعثی های جابر از عراق اخراج گردید.
  
دستگيري وي توسط 5 نفر از مردم كوفه
 
یکی از هم درسهای وی می گوید: «در عصر حکمیت بعثی ها، از آنجایی که آیت الله العظمی حکیم (ره) با دیدگاه های حزب بعث مخالف و آنرا بعنوان نگرش انحرافی و مخالف تفکر دینی معرفی می کرد با وکنش دولت بعثی مواجه شده، ایشان را در کوفه، در محاصره قرار دادند و فعالیت وی را محدود ساختند.
 
مردم عراق نیز از آیت الله العظمی حکیم(ره) پشتیبانی نکردند، روحانیت نجف تصمیم گرفتند که به دیدار ایشان از نجف به کوفه بروند.
 
من و شهید عارف حسین حسینی(ره) با اتوبوس شهری عازم کوفه و در کنار مسجد کوفه از اتوبوس پیاده شدیم.
 
منزلی که آیت الله العظمی حکیم اقامت داشت در کنار فرات بود و در مسیر ما کلانتری بود. نیروهای پلیس جلوی ما را گرفته و مانع از حرکت ما به طرف بیت معظم له، شدند.
 
در این فرصت چند تن از طلاب «بصری» وارد درگیری با پلیس شدند، من و شهید عارف حسینی خود را به درون منزل ایشان رسانیدیم و پس از سخنرانی آیت الله العظمی حکیم از منزل خارج شدیم.
 
همین که مقابل کلانتری رسیدیم، دیدیم پلیس با چوب هایی که در دست دارد، طلاب را می زند.
 
شهید حسینی جلوتر از ما حرکت می کرد، و من پشت سر ایشان بودم، که ناگهان یکی از نیروهای پلیس دست دراز کرد تا عمامه مرا از سرم بردارد، شهید عارف حسین حسینی(ره) با مشت محکم به سینه او زد و نقش بر زمینش ساخت.
 
تعدادی از مردم کوفه که در قهوه خانه نشسته بودند، با دیدن این صحنه بیرون آمده و به حمایت از نیروهای پلیس شتافتند و پنج نفر از آنها آمده، اطراف شهید حسینی(ره) را گرفته و او را با عبایش پیچیده، به داخل کلانتری بردند و زندانیش ساختند.
 
اقامت در حوزه علميه قم
 
وي در سال 1353 دوباره جهت فراگیری بیشتر علوم اسلامی، راهی نجف اشرف شد اما به او اجازه ورود به كشور عراق داده نشد از اين رو مقیم حوزه علمیه قم گردید و در کنار تحصیل به فعالیت های سیاسی نیز مشغول شد.
 
به طوري كه تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي اساتيد بزرگي همچون شهید مرتضی مطهر، آیت الهج فاضل لنکرانی، آیت الله جعفر سبحانی، استاد ستوده، آیت الله محسن حرم پناهی، آیت الله ناصر مکارم شیرازي و آیت الله شیخ جواد تبریزی در حوزه علميه قم در تربيت مذهبي و علمي شهيد عارف حسيني ايفاي نقش كردند.
 
ورود علامه عارف حسين حسيني به حوزه علمیه قم با گسترش نهضت جهانی امام خمینی(قدس سره) همراه بود از اين رو وي علاوه بر اينكه خود در تظاهرات ضد شاهنشاني شركت مي كرد بلكه دیگر طلاب پاکستانی حوزه علمیه قم را براي شركت در راهپيمايي ترغیب می نمود.
 
اين مسئله ساواك را نسبت به طلاب غير ايراني، به خصوص طلاب پاكستاني حساس كرد تا جايي كه شهید حسینی را پس از شناسایی، دستگیر و از ایران اخراج نمودند.
 
بازگشت دوباره به پاكستان شهید
 
علامه عارف حسيني پس از اخراج از عراق به پکستان رفت و به فعالیت های علمی - سیاسی خود پرداخت و نفوذ گسترده در بین اقشار امت مسلمان پکستان پیدا نمود.
 
سید عارف حسین حسینی(ره) پس از ورود به پکستان بیکار نماند و برای بیداری توده های پکستان چهره سفک شاه ایران را معرفی کرد و از نهضت اسلامی امام خمینی(قدس سره) که در حال پیروزی بود، حمایت نمود.
 
وي پس از ورود به پکستان برای بیداری توده های پاکستاني چهره سفاک شاه ایران را معرفی و از نهضت اسلامی امام خمینی(قدس سره) که در حال پیروزی بود، حمایت نمود.
 
اين مبارز انقلابي حضرت امام خمینی (ره) را، بعنوان ولیّ امر مسلمانان و رهبر جهان اسلام برای مسلمانان پاکستان معرفی کرد و علی رغم مخالفت ها، با قاطعیت تمام، راه خود را ادامه داد و همواره در پی نشر افکار بلند و انقلابی رهبر مستضعفان جهان، تلاش می کرد.
 
وي در ادامه فعاليت هاي انقلابي خود به پشتیبانی از نهضت و انقلاب اسلامی ایران، راه پیمایی دویست کیلومتری را تدارک دید و به همراه چند هزار نفر از مردم «پاراچنار» بسوی «پیشاور» حرکت کرد تا در اجتماع عظیمي كه در تاريخ پاكستان بي نظير بود، موجب آ"اهي توده هاي مردمي پاكستان نسبت به حقانيت انقلاب اسلامي شود.
 
شهید عارف حسینی پس از آنكه از سوي مردم پاكستان به رهبري انتخابي شد،‌ قلمرو فعالیت های انقلابی خود را گسترش داد تا زمينه محو مفاسد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را در پاکستان مهيا كند.
 
رابطه دوستانه شهید حسینی (ره) با رهبران جمهوری اسلامی حکایت از وفاداری وی نسبت به انقلاب اسلامی ایران داشت چرا كه در حقيقت وي زبان گویای انقلاب اسلامی در شبه قاره هند بود.
 
خود را وقف خدمت به مردم نموده بود
 
شهید عارف حسینی خود را وقف خدمات اجتماعی کرده بود و به حل معضلات اقتصادی - فرهنگی توده های رنجدیده شیعه می پرداخت. او نه تنها در دوره رهبری این گونه بود، بلکه در ایام جوانی نیز خدمات اجتماعی اش را از کسی دریغ نمی کرد و در حد توان به حل آن اهتمام می ورزید.
 
یکی از دوستان شهید حسینی درباره خدمت به توده هاي مردمي در خاطرات خود آورده است: «در سال 1354 در حوزه علمیه قم بودم، همسرم مریض و در بیمارستان (نیکویی) بستری بود. شهید حسینی هم در قم بود.
 
روزی در خیابان ارم (آیت الله مرعشی نجفی) مرا دید و از حال همسرم پرسید.
 
من از اینکه رابطه آنچنانی با ایشان نداشتم مسئله مریضی همسرم را به او نگفته بودم، از سؤال او تعجب نمودم که چطور فهمیده است؟
 
فردای آنروز بوسیله یکی از همدرسی هایم مقدار سیصد تومان برایم فرستاد تا خرج بیمارستان نمایم و همچنین برای بهبودی همسرم در بیمارستان نیاز به خون بود و لذا شهید حسینی (ره) دو نفر را فرستاد خون دادند.
 
با همکاری آن شهید بزرگوار بود که همسرم نجات یافت. شهید حسینی پس از رهبری هم روحیه خدمت به توده ها را از دست نداد چون خودش از بین قشر محروم برخاسته بود.
 
درد مردمی داشت و مشکلات آنها را درک می نمود و از این رو به دورافتاده ترین مناطق کشور می رفت.
 
مثلاً در دهات (سند) که فاقد امکانات مانند برق...بود می رفت و به مشکلات آنها می پرداخت، و حتی عبا را پهن می کرد و نماز جماعت می خواند.»
 
اسلحه صدا خفه كن عامل قتل سيد عارف
 
شهید حسینی (ره) شخصیت متعهدی بود که شجاعانه از حریم مکتب دفاع و مانع بزرگ سر راه استعمار سیاسی - فرهنگی در پکستان بود از اين رو استعمارگران خارجی و سیاستمداران مستبد داخلی او را دشمن می دانستند و سعی بر نابودیش داشتند.
 
وي در شامگاه 13 مرداد ماه 1367 از زادگاهش پاراچنار به پیشاور آمده و شب را در مدرسه علمیه دارالمعارف ماند.
 
قرار بود فردا صبح 14 مرداد برای شرکت در یک مصاحبه مطبوعاتی به لاهور سفر كرده و پس از ختم مصاحبه در اجتماع مردم سخنرانی كرده و مسئله ای مهم درباره آینده موقعیت سیاسی کشور، اعلام کند.
 
در حالي كه مردم از شهرهای دور و نزدیک گرد هم آمده بودند تا به سخنان رهبر عالیقدر خویش گوش فرا دهند شهید حسینی(ره) نماز صبح جمعه همان روز را اقامه و پس از بجا آوردن فریضه الهی براي تجدید وضوء طرف وضوءخانه که طبقه دوم مدرسه علمیه دارالمعارف بود، حركت كرد.
 
پس از وضوء همان طوری که از پله ها پایین می آید، توسط جنایت کاران ناشناسی هدف گلوله ای که روي آن «صداخفه کن» نصب شده بود شلیک و به محض اصابت گلوله ها با فریاد لا اله الّا الله، نقش بر زمین گرديد.
 
پس از اين حادثه بدن آغشته در خون وي را به طرف بیمارستان حرکت دادند و پس از تحقیقات پزشکی معلوم شد که گلوله ها سمی بوده و به قلبی که همواره در غم مظلومان می تپید، رسیده است.
 
صبح جمعه همان روز 14 مرداد ماه 1367 خبر شهادت سیّد عارف حسین حسینی (ره) از تلویزیون پکستان پخش و به گوش مسلمانان بخصوص شیعیان تحت ستم می رسد پس از آن پيكر اين رهبر انقلابي پاكستان را به زادگاه اصلی اش «پیوار» حرکت داده و پيكرش را در کنار آرامگاه یکی از بزرگان که از اجداد آن شهید است، به خک سپردند.
 
پیام های تسلیت شخصيت هاي علمي و سياسي جهان
 
پس از دریافت خبر شهادت علّامه سیّد عارف حسینی (ره) پیام های تسلیت از طرف شخصیتهای علمی و سیاسی جهان اسلام سرازیر شد.
 
امام خمینی (قدس سره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی در پيامي نوشت: پیام ها و تلگرافهای تبریک و تسلیت شما در رابطه با شهادت جناب حجة الاسلام آقای سید عارف حسین الحسینی، این یار وفادار اسلام و انقلاب و مدافع محرومان و مستضعفان و این فرزند راستین سیّد و سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) واصل گردید.
 
گرچه این حادثه بزرگ، قلوب مسلمانان و خصوصاً روحانیت متعهد اسلام را جریحه دار نمود، ولی مسئله ای دور از انتظار ما و ملتهای مظلوم جهان و خصوصاً ملت بزرگوار پکستان، که خود طعم تلخ استعمار را چشیده است و با مبارزه و جهاد و شهادت، استقلال خویش را بدست آورده است، نبود.
 
درد آشنایان جوامع اسلامی، هم آنان که با محرومان و پا برهنگان میثاق خون بسته اند، باید توجه کنند که در آغاز راه مبارزه اند و برای شکستن سدهای استعمار و استثمار و رسیدن به اسلام ناب محمدی(ص) راه طولانی در پیش دارند و برای امثال علامه عارف حسین حسینی (ره) بشارتی بالاتر از این نبوده است که از محراب عبادت حق عروج خونین «ارجعی الی ربّک» خویش را نظاره کند و جرعه وصل یار را از شهد شهادت بیاشامد و شاهد وصول هزاران تشنه عدالت به سر چشمه نور گردد.
پربازدیدترین آخرین اخبار