پژوهشگر افغان: حمله اخیر علیه ایران در چارچوب جنگ تمدنی است
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۶۰۰۳

پژوهشگر افغان: حمله اخیر علیه ایران در چارچوب جنگ تمدنی است

پژوهشگر افغان حمله اخیر علیه ایران را در چارچوب نظریه‌های هانتینگتون و گیلپین تحلیل و آن را جنگی تمدنی خواند.
پژوهشگر افغان: حمله اخیر علیه ایران در چارچوب جنگ تمدنی است

 به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو، «سید نائل ابراهیمی»، استاد دانشگاه رنا در کابل و پژوهشگر رسانه و روابط بین‌الملل، در گفت‌و‌گو با انجمن راحل جنگ آمریکایی-صهیونی علیه ایران را «مهم‌ترین جنگ سده بیست‌ویکم» دانست و آن را در چارچوب «برخورد تمدن‌ها»‌ی هانتینگتون و «نظریه چرخش هژمونیک» گیلپین تحلیل کرد که در ادامه مشروح این گفت‌و‌گو آمده است.

تحلیل و نظر شما درباره جنگ علیه ایران چیست؟

این جنگ را باید به مثابه مهمترین جنگ سده و بیست‌ویکم به شمار آورد. زیرا در این جنگ، یک ابرقدرت و یک قدرت مهم منطقه‌ای در برابر یک کشور تمدنی یعنی ایران ایستاده‌اند و از هیچ توانی برای براندازی نظام آن دریغ نکرده‌اند.

از سویی هم، این جنگ یک جنگ تمدنی است و باید با تئوری‌هایی تحلیل شود که در سطح نظام بین‌الملل مطرح شده‌اند. مانند برخورد تمدن‌های هانتینگتون و یا نظریه چرخش هژمونیک. زیرا حمله مشترک امریکا و اسرائیل، نتیجه ناتوانی امریکا در اداره جهانی است. ارزیابی بنده در چارچوب نگاه هاتینگتونی، یک جنگ تمدنی است که جهان مسیحی را در برابر جهان اسلامی قرار می‌دهد؛ و از سوی هم در نگاه گلیپینی یک هژمونیک است که کشوری مانند امریکا می‌خواهد مانع خیزش دیگران به‌ویژه ایران شود.

واکنش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای به این جنگ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من دو گروه از کشور‌ها صف‌آرایی کردند که می‌توان آنها را آمریکامحورِ هژمون‌گرا و ضد هژمون‌گرا نامید. کشور‌های آمریکامحور شامل کشور‌های اروپایی (غیر از کانادا و اسپانیا) و کشور‌های عربی (غیر از عمان) و هند، کره جنوبی، ژاپن و استرالیا دانست. همه این کشور‌ها به صورت فردی و یا نهادی ایران را متهم می‌کنند و جنگ‌افروزی آمریکا-اسرائیل را توجیه می‌کنند و یا حداقل محکوم نمی‌کنند. در حالی که کشور‌هایی مانند روسیه، چین، افغانستان از موضع ایران حمایت کرده و آن را محکوم کرده‌اند. در این میان ترکیه و پاکستان محافظه‌کارتر وارد شده و کمتر موضع روشن گرفته‌اند؛ هرچند اردوغان رسما اسرائیل را کودک‌کش و متجاوز خوانده است، آمریکا را هرگز با این ادبیات به زبان نیاورده است.

از آن‌جایی که نهاد‌های حقوق بشری و مانند اینها، تحت تاثیر قدرت‌های بزرگ‌اند، به شکل شگفتی‌آوری علیه ایران موضع گرفتند. در حالی که ایران تنها واکنشی به کنش مشترک امریکا-اسرائیل داشته است. مگر مردم عام که در سطح جهان ایران را ستودند؛ از خود امریکا گرفته تا برخی کشور‌های عربی، از افریقا تا امریکای لاتین و کشور‌های شرق آسیا.

اثرات و پیامد‌های منطقه‌ای جنگ علیه ایران، به‌ویژه در لایه‌های بازتعریف امنیت منطقه‌ای و معادلات قدرت و تاثیر بر افغانستان چگونه است؟

به باور من، این جنگ موجب شده است، معادلات جهانی به گونه‌ای جدید و روشن بازتعریف شود. اول اینکه آمریکا دیگر هژمون نیست. دوم این‌که کشور‌های دیگر نمی‌توانند به رهبری آمریکا اعتماد کنند. سوم این‌که این کشور از چندجانبه‌گرایی به یک جانبه‌گرایی افراطی تمایل یافته است. چهارم این‌که نشان داد، در جنگ‌های متعارف و نامتعارف چندان هم قدرتمند نبوده است. پنجم این‌که آمریکا نشان داد به منافع همکاران و هم‌پیمانان خود اعتنایی ندارد. ششم این‌که این جنگ نشان داد که دیگران که در ادبیات متعارف جزو قدرت‌های منطقه‌ای دسته‌بندی می‌شدند، به راستی قدرت مهم و جدی بوده‌اند؛ یکی از این نمونه‌ها کشور ایران است که به خوبی از این آزمون سربلند برون آمد.

در سطح منطقه‌ای نیز باور دارم که ایران به عنوان یک قدرت فرامنطقه‌ای حضور خواهد یافت و در تمامی تعاملان کشور‌های اطراف خود در مناطقی که حضور دارد، نقش‌آفرینی خواهد کرد. از آن‌جا که افغانستان در شرق ایران است و مهاجرین زیادی در ایران دارد، ادامه جنگ به زیان مردم آن خواهد بود.

باور دارم که جنگ برنده‌ای خاصی نخواهد داشت، مگر در صورتی که کسی برنده شود، او ایران خواهد بود. ایران همین حالا در سطح حقوقی و اخلاقی جنگ را برده است. در سطح استراتژیک، آمریکا شکست خورده است و قدرت نرم خویش را از دست داده است.

در سطح عملیاتی هنوز برنده مشخص نیست، هر دو طرف توان تخریب متقابل را دارند. اما در آینده نفوذ غرب در غرب آسیا کاهش خواهد یافت و حضور ایران پررنگ خواهد شد. از دید مدیریت بحران‌های بین‌المللی، برای پایان دادن به این جنگ، نتیجه برد-برد لازم است. بدین معنی که همه طرف‌ها پیروز اعلام شوند. اما ویژگی روان‌شناسی ترامپ و نتانیاهو ممکن است مانع چنین چیزی شود. از سویی هم توهینی که به حاکمیت و خاک ایران شده است، ایران به چنین چیزی تن در نخواهد داد. پس به یک مداخله حقوقی جهانی و مدیریت مشترک بحران بین‌المللی نیاز است که همه قدرت‌های جهانی و حتی منطقه‌ای به گونه مشترک سازوکار عبور از بحران و جنگ را طراحی واجرا نمایند.

پربازدیدترین آخرین اخبار