شبی که مدرسه کمیل در خلجآباد سه بار لرزید+ فیلم

به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، ساعت ۸ شب تیرگی آسمان کرج با فلش نارنجیرنگی شکافته شد، از سمت باغ عقیق، صدایی آمد که نه شبیه رعد بود و نه شبیه ترقه. موجی از فشار دیوارهای مدرسه کمیل را لرزاند. ابتدا یک صدا، بعد سکوت، بعد صدای هزاران تکه شیشه که روی کف کلاسها میریختند.
فلاحنژاد، مدیر مدرسه، همان لحظه در منزلش بود، گفت: فهمیدم مدرسه هدف نیست، اما موج انفجار آنقدر شدید بود که انگار کسی با مشت به جان ساختمان کوبیده باشد.
صبح روز بعد وقتی به مدرسه رفتم، شیشهها دیگر وجود نداشتند. فقط چهارچوبهای خالی، درهای کج شده روی لولاهای شکسته، و کف پوشی از بلورهای ریز که زیر نور صبح میدرخشیدند. تمام شیشهها ریخته بود، حتی شیشههای طبقه دوم که رو به باغ عقیق نبودند.
درهای کلاسها از جا کنده شده بودند. بعضی از آنها به راهرو افتاده بودند، بعضی هم به داخل کلاس. مدیر مدرسه میگوید: انگار یک غول از داخل ساختمان عبور کرده باشد.
خانواده سرایدار در اتاقکی در حیاط مدرسه زندگی میکردند. شب دوم ساعت ۳:۳۰ نیمهشب، دومین انفجار رخ داد، این بار مستقیمتر. صدای شکستن بلوکهای سیمانی و ریزش گچ، آنها را از خواب پرت کرد.
وقتی همه چیز تمام شد، بخشی از دیوار سرایداری فرو ریخته بود. در و پنجره شکل نداشتند. گرد و غبار آنقدر غلیظ بود که نفس کشیدن سخت شده بود.
مدیر مدرسه میگوید: حمله سوم دوبار انجام شد. نمازخانهمان دیگر نمازخانه نبود. سقفش سوراخ بود و گچها مثل برف روی هم نشسته بودند.
مدرسه کمیل یک مدرسه ابتدایی دخترانه است با ۹ کلاس فعال در دو شیفت. حالا، اما دیگر هیچ کلاسی قابل استفاده نیست. شیشهها شکستهاند، درها کج شدهاند، دیوارها ترک خورده یا ریختهاند. محل سرایداری غیرقابل سکونت است و نمازخانه سقف ندارد.
فلاحنژاد میگوید: نمیتوانم بگویم ساختمان ایمن است یا نه. باید کارشناسان بگویند تا الان نظر اولیه بر بازسازی است، ولی شاید تخریب لازم باشد.
اکنون یک پرسش بزرگ پیش روی آموزش و پرورش کرج است: با این میزان تخریب، آیا مدرسه تا مهرماه آماده میشود؟ مدیر مدرسه امیدوار است: فکر میکنم تا مهر اقدام کنند و مدرسه را آماده کنند. اما با سه مرحله انفجار، دیوارهای ترکخورده و سقف سوراخ، این امید رنگ و بوی عجله دارد.
فلاحنژاد در پایان، با صدایی که خستگی از آن میبارد، میگوید: ما فقط میخواهیم دختران این محله بتوانند در امنیت درس بخوانند، خواهش میکنم شرایط ما را ببینید.
صدایش در اتاق خالی مدیریت میپیچد؛ همان اتاقی که هر روز صبح درآن مدرسه معلمان در آن امنیت. آرامش شغلی داشتند.