۲۵ سال ایستادگی در پناهِ کلام رهبر شهید/ گیلان همچنان بر عهدِ خود ایستاده است + تصاویر

به گزارش خبرنگار استانهای خبرگزاری دانشجو، ۲۵سال پیش، در چنین روزی، خیابانهای رشت لبریز از جمعیتی بود که برای دیدن رهبرشان لحظهشماری میکردند.
یازدهم اردیبهشت، روزی است که تقویم گیلان به احترام یک «حضور»، تمامقد میایستد. بیست و پنج سال پیش در چنین ساعتی، باران رشت با قدمهای مردی متبرک شد که نگاهش بوی ایمان میداد و کلامش، مژده عزت بود.
اینجا، در سرزمین میرزا، حکایت ما و شما، حکایت عشقی است که از دروازههای زمان گذشت و در ملکوت، ماندگار شد.

ایشان در آن سخنرانی باشکوه، با نگاهی عمیق به تاریخ این دیار، گیلان را نه فقط یک منطقه خوشآبوهوا، بلکه «ممتاز از لحاظ تاریخی و انسانی» خواندند. رهبر انقلاب در آن دیدار فرمودند: خدا را سپاسگزارم که بار دیگر این توفیق را یافتم که در میان مردم عزیز گیلان و جوانان پرشور و مومن این خطه مردپرور حضور پیدا کنم. گیلان سرزمینی نابغهپرور است. علمای بزرگ، فقیهان، فیلسوفان، شاعران و ادیبان، سرتاسر تاریخ این خطّه عزیز و پربرکت را انباشتهاند.
خاطراتی که در ذهن کودکان خردسال آن زمان به یک رویا شیرین تبدیل شده است
امروز جوانانی که در آن روز کودکان خردسالی بر دوش پدرانشان بودند، با مرور این کلمات، بیش از پیش به هویت خود افتخار میکنند؛ هرچند این افتخار، امروز با اشک فراق آمیخته شده است.

ایمان؛ رنگ ثابت مردم دیار میرزا کوچک
رهبر شهید در آن سفر، به نکتهای اشاره کردند که رمز ماندگاری پیوند گیلان با ولایت است. ایشان فرمودند که این معبر بزرگ (گیلان)، با شمشیر و زور گشوده نشد، بلکه «با عشق و ایمان باز شد». ایشان با اشاره به پناه آوردن فرزندان مظلوم حضرت علی (ع) به کوههای البرز، فرمودند: این مردم از روز اوّل که مسلمان شدند، آل علی را قبله اسلامی و معلّم خود انتخاب کردند... در طول تاریخ، رنگهای گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت این مردم، ایمان بود.
همین «ایمان ثابت» بود که در سالهای دفاع مقدس و بعدها در فتنه ۸۸ و مدافعان حرم، گیلان را پیشتاز کرد. و همین ایمان است که امروز، در ۲۵امین سالگرد آن دیدار، مردم را با وجود داغ سنگین شهادت رهبرشان، همچنان در مسیر او استوار نگه داشته است.
میراث میرزا و تداوم ایستادگی در عصر فراق
در بخش دیگری از آن سخنرانی تاریخی، ایشان از میرزا کوچکخان جنگلی به عنوان یک «مسطوره» و نمونه یاد کردند. رهبر معظم انقلاب همواره گیلانیها را پیشرو مبارزات سیاسی میدانستند. امروز که رهبر عزیز در میان ما نیست، یادآوری این جملات که: «گیلانیها نشان دادند که پیشروند»، مسئولیت سنگینی را بر دوش مردم این دیار میگذارد.

عبور از غبار فتنهها؛ وقتی ایمان بر تهدید پیروز شد
رهبر شهید در آن سخنرانی تاریخی، پرده از خاطرهای تکاندهنده در سالهای اول انقلاب برداشتند؛ زمانی که گروهکهای بیگانهپرست قصد داشتند فضای رشت را غبارآلود کنند. ایشان با یادی از شهید دکتر عضدی، فرمودند: با مرحوم شهید دکتر عضدی به قبرستان شهر رفتیم تا بر مزار میرزا کوچک فاتحهای بخوانیم. آنجا هم عناصر گروهکها خودشان را رساندند برای اینکه ما را تهدید کنند؛ برای اینکه میرزاکوچکخان را تحقیر کنند... اما دین و ایمان و جوهر ذاتی مردم این منطقه، دستها و انگشتان بیگانه را قطع کرد.»
ورای سرسبزی؛ دغدغههای پدری که نگران معیشت فرزندانش بود
رهبر شهید در آن دیدار، تنها به تحسین تاریخ و طبیعت نپرداختند؛ بلکه با نگاهی موشکافانه، به دردهای پنهان پشت چهره شاداب استان اشاره کردند. ایشان فرمودند که نباید فریب سرسبزی ظاهری را خورد، چرا که مشکلات معیشتی و بیکاری در این استان باید ریشهکن شود: در این استان نرخ بیکاری نباید جزو نسبتهای بالا باشد. این همه نیروی کار، این همه جوان، این همه استعداد انسانی و طبیعی. مسؤلان کشور باید ترتیبی دهند که از این امکانات طبیعی استفاده شود.

یکی از حماسیترین بخشهای سخنرانی سال ۸۰، تجلیل رهبر انقلاب از دلاوریهای رزمندگان شمالی بود
ایشان با تعبیری که هنوز در گوش شالیزارها طنینانداز است، فرمودند: لشکر گیلان یکی از لشکرهای خطشکن بود. سرداران و شهیدان و جانبازان گیلانی، ستارگان درخشانی شدند که از یادها هرگز نخواهند رفت.
امروز در سال ۱۴۰۵، وقتی گیلانیها به یاد آن رهبر شهید میافتند، میدانند که او خود بزرگترین «خطشکن» تاریخ معاصر بود که تا آخرین نفس در برابر استکبار ایستاد. دلتنگی امروز مردم برای فرماندهای است که قدرِ مجاهدتهای «ستارگان گیلان» را بهتر از هر کسی میدانست.

حُسن ختام؛ باران به وقت دلتنگی و بیقراری
حالا ساعت به وقت دلتنگی است؛ همان ساعتی که ۲۵ سال پیش، رشت زیر تازیانههای ریز باران، گرمترین آغوشش را برای مردی گشود که بوی «بهار ایمان» میداد. امروز اما باران رشت، طعم گریه دارد. انگار ناودانهای خانههای قدیمی شهرداری، بغض گلوگیر یک ملت را فریاد میزنند.
آقاجان! ۲۵ سال پیش در چنین روزی، از همین تریبون برایمان دعا کردید که «پروردگارا! روح مطهر شهیدان را با اولیایت محشور بگردان». آن روز کسی نمیدانست که روزی، نام خود شما، صدرنشین فهرست سرخ شهیدان خواهد شد. کسی نمیدانست آن «دست گرهگشا» که از اقتدار ملی میگفت، روزی به خون آغشته میشود تا ایران، «بیپناه» نماند.
امروز ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، گیلان نه فقط برای خاطره یک سفر، که برای یتیمی یک تاریخ میگرید. ما ماندیم و شالیزارهایی که هنوز بوی دعای خیر شما را میدهند و کوههایی که صلابتشان را از ایستادگی شما وام گرفتهاند. از مزار میرزا تا مزار شهدای رشت، همه گوش به زنگ طنین دوبارهی صدایتان هستند که میفرمود: «این مردم، آل علی را معلم خود انتخاب کردند...».

خداحافظ ای پیر فرزانه؛ ای که در باران آمدی و در طوفان خون جاودانه شدی. ما با همان «ایمانی» که شما ستودید، بر عهدی که بستیم ایستادهایم. گیلان، هنوز همان «معبر نفوذناپذیر» است و تا آخرین نفس، لالایی شالیزارهایمان، سرود پیروزی راهی است که شما با خون دل گشودید.
پروردگارا! روح مطهر رهبر شهیدمان را که میهمان امروز دیار باران بود، در عالیترین مراتب با سیدالشهدا (ع) محشور بفرما.











