سفر سرنوشتساز ترامپ به چین؛ هرمز، انرژی و نبردی که اقتصاد جهان را تعیین میکند
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ در حالی که جهان هنوز درگیر پیامدهای جنگهای منطقهای، بحران انرژی و تنشهای فزاینده اقتصادی میان قدرتهای بزرگ است، نگاهها بار دیگر به پکن دوخته شده؛ جایی که قرار است رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در سفری حساس و کمسابقه با رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، دیدار کند؛ نشستی که بسیاری آن را یکی از مهمترین رویدادهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی سال میدانند.
این دیدار که قرار است در ۱۴ مه برگزار شود، در شرایطی انجام میشود که روابط واشنگتن و پکن در پیچیدهترین وضعیت چند دهه اخیر قرار دارد؛ از جنگ تعرفهها و رقابت شدید فناوری گرفته تا بحران انرژی، نفت ایران و نگرانیهای جهانی درباره امنیت تنگه هرمز.
برخلاف نشستهای پیشین که بیشتر بر اختلافات تجاری متمرکز بود، این بار مجموعهای از پروندههای حیاتی و بههمپیوسته روی میز مذاکره قرار گرفتهاند؛ پروندههایی که نهتنها آینده روابط دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان، بلکه مسیر اقتصاد جهانی در سالهای آینده را تعیین خواهند کرد.
هرمز؛ تنگهای که به مرکز مذاکرات واشنگتن و پکن تبدیل شد
شاید مهمترین تحول در دستور کار این نشست، ورود مستقیم مسئله تنگه هرمز به روابط آمریکا و چین باشد، پس از ماهها تنش در خاورمیانه، تهدیدهای امنیتی علیه مسیرهای انتقال انرژی و نگرانی بازارها از احتمال اختلال در عبور نفتکشها، اکنون واشنگتن و پکن هر دو به این جمعبندی رسیدهاند که ثبات هرمز دیگر صرفاً یک مسئله منطقهای نیست؛ بلکه به موضوعی حیاتی برای اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکند. چین بهعنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان، وابستگی بالایی به نفت خلیج فارس و ایران دارد و آمریکا نیز بهخوبی میداند که هرگونه تنش در این منطقه میتواند بازارهای جهانی را وارد شوکی جدید کند؛ شوکی که نتیجه آن افزایش قیمت انرژی، رشد تورم و بیثباتی اقتصادی خواهد بود.
در واقع، واشنگتن بهدنبال آن است که مسئله هرمز را به بخشی از تفاهم استراتژیک با چین تبدیل کند؛ تفاهمی که بتواند حداقل امنیت مسیرهای انرژی را تضمین کند و از ورود جهان به بحران جدید انرژی جلوگیری کند.
جنگ فناوری؛ نبردی فراتر از اقتصاد
اگرچه مسئله انرژی در این نشست اهمیت بالایی دارد، اما همچنان اصلیترین محور اختلاف میان دو کشور، فناوری و هوش مصنوعی است؛ حوزهای که اکنون به قلب رقابت جهانی تبدیل شده است.
رقابت واشنگتن و پکن دیگر صرفاً یک جنگ تجاری نیست؛ بلکه به جنگی بر سر آینده قدرت جهانی تبدیل شده است. آمریکا تلاش میکند برتری خود در حوزههای فناوری پیشرفته، تراشههای الکترونیکی و هوش مصنوعی را حفظ کند و در مقابل، چین نیز میکوشد وابستگی خود به فناوری غرب را کاهش دهد و به قدرت اول تکنولوژی جهان تبدیل شود.
در همین چارچوب، چین اخیراً مانع از خرید شرکت نوپای هوش مصنوعی «مانوس» توسط شرکت آمریکایی «متا» شد؛ اقدامی که نشان داد پکن حاضر نیست اجازه دهد فناوریهای حساس و استراتژیک به کنترل شرکتهای آمریکایی درآید.
ارزش این معامله حدود دو میلیارد دلار برآورد شده بود، اما مخالفت چین با آن پیامی روشن داشت: رقابت فناوری وارد مرحلهای امنیتی و استراتژیک شده است.
ترامپ نیز بارها تأکید کرده که شرکتهای آمریکایی همچنان از رقبای چینی پیشرفتهتر هستند، اما در داخل چین نگاه متفاوتی وجود دارد. بسیاری از تحلیلگران چینی معتقدند آمریکا نگران سرعت رشد فناوری چین است و تلاش میکند از طریق محدودیتهای صادراتی و فشارهای اقتصادی، روند صعود پکن را متوقف کند.
اقتصاد جنگ؛ وقتی هوش مصنوعی به ابزار قدرت تبدیل میشود
تحلیلگران معتقدند رقابت آمریکا و چین اکنون وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «اقتصاد جنگ» نامید در این مدل، فناوری صرفاً یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه بخشی از توان راهبردی کشورها محسوب میشود. هوش مصنوعی، تراشههای پیشرفته، دادههای کلان و زیرساختهای دیجیتال حالا همان نقشی را ایفا میکنند که در قرن بیستم صنایع نظامی و تسلیحات سنتی ایفا میکردند.
به همین دلیل، مذاکرات پیشرو فقط درباره تجارت نیست؛ بلکه درباره توازن قدرت در جهان آینده است، چین بهخوبی میداند که اگر در حوزه هوش مصنوعی و فناوریهای نوین عقب بماند، ممکن است در نظم جهانی آینده جایگاه پایینتری پیدا کند. در مقابل، آمریکا نیز معتقد است برتری تکنولوژیک، مهمترین ابزار حفظ هژمونی جهانی واشنگتن خواهد بود.
تعرفهها؛ جنگ اقتصادی که جهان را گرفتار کرده است
در کنار رقابت فناوری، مسئله تعرفههای گمرکی همچنان یکی از پیچیدهترین پروندههای میان دو کشور محسوب میشود پس از دورهای که به «آتشبس بوسان» معروف شد، دو طرف تلاش کردند از تشدید بحران جلوگیری کنند، اما تعرفههای سنگین آمریکا بر کالاهای چینی و اقدامات متقابل پکن همچنان فشار زیادی بر اقتصاد جهانی وارد میکند.
این تعرفهها تأثیرات گستردهای بر زنجیرههای تأمین جهانی گذاشتهاند؛ از افزایش هزینه تولید گرفته تا رشد قیمت کالاهای فناوری و فشار تورمی در اقتصاد آمریکا.
از سوی دیگر، اقتصاد چین نیز تحت فشار قرار گرفته و کاهش صادرات و افت سرمایهگذاری خارجی، نگرانیهایی جدی درباره آینده رشد اقتصادی این کشور ایجاد کرده است و بازارهای جهانی اکنون امیدوارند نشست ترامپ و شی جینپینگ بتواند زمینه یک توافق جدید یا دستکم تثبیت آتشبس تجاری را فراهم کند.
اگر دو کشور به توافقی برای کاهش بخشی از تعرفهها برسند، پیامدهای آن میتواند بسیار گسترده باشد:
کاهش هزینه تولید در صنایع جهانی
بهبود تجارت بینالمللی
رشد بازارهای مالی
کاهش بخشی از فشار تورمی در اقتصاد جهانی
به همین دلیل، سرمایهگذاران و بازارهای بینالمللی این نشست را با حساسیت بیسابقهای دنبال میکنند.
فلزات نادر؛ سلاح خاموش چین در جنگ اقتصادی
یکی دیگر از محورهای حساس مذاکرات، مسئله فلزات نادر است؛ موادی حیاتی که در صنایع پیشرفته نقش کلیدی دارند و چین در بازار جهانی فلزات نادر نفوذ بسیار بالایی دارد و بخش عمده تولید و فرآوری این مواد در اختیار پکن است.
این فلزات در حوزههای مختلفی استفاده میشوند:
صنایع نظامی
خودروهای برقی
تراشههای الکترونیکی
تجهیزات مخابراتی
فناوریهای مرتبط با هوش مصنوعی
واشنگتن این وابستگی را تهدیدی برای امنیت ملی خود میداند، زیرا هرگونه محدودیت صادراتی از سوی چین میتواند صنایع حساس آمریکا را با بحران روبهرو کند.
در سالهای اخیر، آمریکا تلاش کرده منابع جایگزین برای تأمین فلزات نادر پیدا کند، اما هنوز فاصله زیادی تا کاهش وابستگی به چین دارد به همین دلیل، این پرونده یکی از پیچیدهترین موضوعات نشست خواهد بود؛ زیرا هم جنبه اقتصادی دارد و هم ابعاد امنیتی و ژئوپلیتیکی.
نفت ایران؛ پروندهای که دوباره به مرکز مذاکرات بازگشت
در کنار همه این مسائل، نفت ایران نیز به یکی از مهمترین محورهای گفتوگو تبدیل شده است و چین همچنان یکی از اصلیترین خریداران نفت ایران محسوب میشود و این مسئله همواره نقطه اختلاف میان واشنگتن و پکن بوده است.
آمریکا تلاش میکند صادرات نفت ایران را محدود کند، اما چین بهدلیل نیاز گسترده به انرژی و همچنین ملاحظات راهبردی، همچنان به خرید نفت ایران ادامه داده است و اکنون با افزایش تنشها در منطقه و نگرانی درباره امنیت تنگه هرمز، پرونده نفت ایران بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.
واشنگتن میداند بدون همکاری چین، اعمال فشار حداکثری بر صادرات نفت ایران دشوار خواهد بود. از سوی دیگر، پکن نیز نمیخواهد امنیت انرژی خود را قربانی رقابت ژئوپلیتیکی با آمریکا کند همین موضوع باعث شده مسئله انرژی و نفت ایران به یکی از گرههای اصلی مذاکرات تبدیل شود.
چرا این نشست برای جهان حیاتی است؟
اهمیت این نشست فقط به روابط آمریکا و چین محدود نمیشود امروز اقتصاد جهانی در شرایط شکنندهای قرار دارد؛ تورم هنوز مهار نشده، بازارهای انرژی بیثباتاند، جنگهای منطقهای ادامه دارند و زنجیرههای تأمین جهانی همچنان آسیبپذیر هستند.
در چنین شرایطی، هرگونه شکست در مذاکرات واشنگتن و پکن میتواند بحرانهای اقتصادی جدیدی ایجاد کند.
اگر تنشها افزایش یابد:
قیمت نفت ممکن است جهش شدیدی داشته باشد
بازارهای مالی دچار شوک شوند
تورم جهانی دوباره اوج بگیرد
تجارت بینالمللی آسیب بیشتری ببیند
اما اگر دو طرف بتوانند به تفاهمی نسبی دست پیدا کنند، احتمالاً جهان وارد دورهای از ثبات نسبی خواهد شد.
ترامپ و شی؛ دو نگاه متفاوت به نظم جهانی
در پسِ همه این پروندهها، رقابتی عمیقتر جریان دارد؛ رقابت بر سر شکل نظم جهانی آینده و ترامپ معتقد است آمریکا باید برتری اقتصادی و تکنولوژیک خود را حفظ کند و مانع قدرتگیری بیشتر چین شود.
در مقابل، شی جینپینگ تلاش میکند چین را به قدرت اول اقتصادی و فناوری جهان تبدیل کند و وابستگی کشورش به غرب را کاهش دهد.
به همین دلیل، نشست پیشرو فقط یک مذاکره اقتصادی نیست؛ بلکه نبردی دیپلماتیک بر سر آینده جهان است اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند نشست ترامپ و شی جینپینگ میتواند یکی از تعیینکنندهترین رویدادهای دهه اخیر باشد.
سه پرونده اصلی روی میز قرار دارند:
1- جنگ تجاری
2- رقابت فناوری و فلزات نادر
3- امنیت انرژی و تنگه هرمز
هر تصمیمی که در این نشست گرفته شود، نهفقط بر آمریکا و چین، بلکه بر قیمت نفت، بازارهای جهانی، فناوری، تورم و حتی معادلات ژئوپلیتیکی جهان تأثیر خواهد گذاشت، در واقع، جهان اکنون در نقطهای ایستاده که سرنوشت اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری به نتیجه گفتوگوهای واشنگتن و پکن گره خورده است.