فردوسی حدود سی سال از عمر خود را صرف سرودن شاهنامه کرد

به گزارش گروه استان های خبرگزاری دانشجو، علی محمدی رئیس دانشگاه پیامنور زنجان در آیین پاسداشت زبان و ادبیات فارسی با اشاره به جایگاه فردوسی و شاهنامه در فرهنگ ایرانی، اظهار کرد: بر اساس مقالهای که چند سال پیش در مجله بخارا منتشر شده است، شکلگیری آثار بزرگ ادبی را میتوان حاصل دو عامل مهم دانست؛ نخست نبوغ و قریحه فردی شاعر یا نویسنده و دوم شرایط تاریخی، اجتماعی و سیاسی زمانه که هر یک از این دو عامل تقریباً نیمی از تأثیر را در خلق آثار ماندگار ادبی دارند.
وی برای توضیح این موضوع با اشاره به جایگاه رودکی و نیما یوشیج در تاریخ ادبیات فارسی گفت: اگر جایگاه زمانی این دو شاعر را در ذهن جابهجا کنیم، بهگونهای که رودکی در دوران معاصر و نیما در قرن چهارم قرار گیرد، میبینیم که وزن و جایگاه تاریخی آنان در ادبیات فارسی دچار تغییر میشود، زیرا شرایط تاریخی و اجتماعی هر دوره در شکلگیری و اثرگذاری آثار ادبی نقش تعیینکنندهای دارد.
رئیس دانشگاه پیامنور زنجان با بیان اینکه با همین نگاه میتوان شرایط تاریخی دوران فردوسی را نیز بررسی کرد، یادآور شد: فردوسی که در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری میزیست و نزدیک به 85 سال عمر کرد، در دورهای زندگی میکرد که جامعه ایرانی به یک حماسه ملی نیاز داشت. در آن زمان مجموعهای از شرایط اجتماعی و سیاسی سبب شده بود جامعه ایرانی بیش از پیش به گذشته تاریخی و ارزشهای فرهنگی خود توجه کند.
وی با اشاره به پیشینه تاریخی ایران افزود: ایران از جمله سرزمینهایی است که تاریخ بسیار طولانی و اثرگذاری در جهان دارد. اگر از دوران مادها تا امروز را در نظر بگیریم، با تمدنی مواجه هستیم که هزاران سال تاریخ مکتوب و فرهنگی در اختیار دارد. با این حال در دورههایی از تاریخ رویدادهایی رخ داد که آن گذشته پرشکوه را تا حدی محدود یا تضعیف کرد و همین مسئله به تدریج احساس نیاز به بازگشت به هویت تاریخی را در جامعه ایرانی تقویت کرد.
محمدی با اشاره به اینکه این احساس نیاز از قرن دوم و سوم هجری به تدریج در میان نخبگان و سپس در میان عموم مردم شکل گرفت ادامه داد: از جمله نمودهای این روند میتوان به شکلگیری جنبش شعوبیه و نیز ظهور حکومتهای محلی مانند سامانیان، صفاریان و طاهریان اشاره کرد. این حکومتها اگر چه سراسری نبودند، اما در فضای فرهنگی ایران به تقویت هویت ایرانی کمک کردند.
وی عنوان کرد: در چنین فضایی فردوسی توانست این نیاز تاریخی را به خوبی درک کند و با بهرهگیری از نبوغ و قریحه ادبی خود، به گردآوری منابع مکتوب و شفاهی درباره تاریخ و اسطورههای ایران بپردازد. او حدود سی سال از عمر خود را صرف سرودن شاهنامه کرد و اثری پدید آورد که در نسخههای مختلف آن بین 51 تا 60 هزار بیت ثبت شده است. از نظر بسیاری از استادان ادبیات، نسخه تصحیح شده توسط برتلس و نیز نسخه جلال خالقی مطلق از معتبرترین نسخههای شاهنامه بهشمار میروند.
عضو هیئت علمی دانشگاه پیامنور زنجان با بیان اینکه شاهنامه در سه بخش اسطورهای، پهلوانی و تاریخی تنظیم شده است افزود: بخش پهلوانی این اثر از نظر بسیاری از پژوهشگران از خلاقانهترین و جذابترین بخشهای شاهنامه بهشمار میرود. در این بخش قهرمانان ملی ایران در روایتهایی حماسی برای حفظ سرزمین، ارزشها و هویت ایرانی با دشمنان مبارزه میکنند.
وی با بیان اینکه فردوسی شاهنامه را سپهر فرهنگی، ادبی، سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی پرتاب کرد ادامه داد: در تاریخ ادبیات کلاسیک فارسی حدود 12 هزار شاعر شناخته شدهاند، اما محکمه ادبیات آنقدر سختگیر بوده که تنها شمار اندکی از آنان در حافظه فرهنگی جامعه باقی ماندهاند. در مقابل، فردوسی توانست به شکل عمیقی در ذهن و زبان ایرانیان نفوذ کند.
محمدی با اشاره به نظریهای از منتقد ادبی انگلیسی، آی.اِی. ریچاردز گفت: یکی از معیارهای سنجش ماندگاری یک شاعر یا نویسنده این است که آثار او تا چه اندازه در حافظه جمعی جامعه حضور دارد. در مورد فردوسی میبینیم که شاهنامه نه تنها در میان نخبگان، بلکه در میان مردم نیز جایگاه ویژهای یافته و حتی در سنتهایی مانند نقالی در قهوهخانهها و محافل عمومی حضور داشته است.
وی افزود: نفوذ شاهنامه در فرهنگ عمومی را میتوان حتی در نامگذاری فرزندان ایرانی نیز مشاهده کرد؛ جایی که بسیاری از نامهای برگرفته از شخصیتهای شاهنامه در میان مردم رواج یافته است.
استادیار دانشگاه پیامنور با اشاره به اینکه تاریخ ایران در بسیاری از دورهها با جنگها و حملات خارجی همراه بوده است گفت: در چنین شرایطی جامعه ایرانی برای تقویت روحیه مقاومت و حفظ هویت فرهنگی خود به منابعی مانند شاهنامه رجوع کرده است. حتی در دوره مشروطه نیز با وجود نقدهای فراوانی که نسبت به سنتهای گذشته مطرح میشد، بسیاری از روشنفکران آن دوره فردوسی را ستایش میکردند.
زبان حماسی شاهنامه بر دفاع از وطن تأکید دارد
وی تصریح کرد: زبان حماسی و قدرتمند شاهنامه و تأکید آن بر دفاع از وطن و هویت ملی، سبب شده است که این اثر در مقاطع مختلف تاریخی مورد توجه قرار گیرد. در رویدادهای سالهای اخیر نیز میتوان نشانههایی از بازگشت به شاهنامه و روایتهای حماسی آن در فضای فرهنگی و اجتماعی مشاهده کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه پیامنور زنجان با اشاره به نقش زبان در هویت ملی گفت: زبان یکی از مهمترین عناصر هویتساز در هر جامعهای است و زبان فارسی نیز نقش مهمی در شکلگیری هویت ایرانی داشته است. در کنار زبان، عناصر دیگری مانند سرزمین، تاریخ، دین و فرهنگ نیز در شکلگیری هویت ملی نقش دارند.
وی افزود: هویت ایرانی را میتوان در سه بُعد اصلی بررسی کرد؛ بُعد باستانی، بُعد دینی و بُعد مدرن. فردوسی در شاهنامه توانسته است میان بُعد باستانی و بُعد دینی نوعی تعادل برقرار کند. این موضوع را میتوان در آغاز شاهنامه مشاهده کرد، جایی که فردوسی اثر خود را با ستایش خداوند، پیامبر اسلام و اشاره به امامان آغاز میکند.
محمدی با اشاره به اهمیت روایت و قصه در زندگی انسان گفت: انسان موجودی روایتساز است و بخش مهمی از تجربههای زندگی خود را در قالب روایت و داستان بیان میکند. شاهنامه نیز اثری سرشار از روایتها و داستانهای تأثیرگذار است که برخی از آنها مانند داستان رستم و سهراب، سیاوش و رستم و اسفندیار از برجستهترین روایتهای ادبیات فارسی بهشمار میروند.
وی عنوان کرد: یکی از ویژگیهای مهم شاهنامه هماهنگی میان فرم و محتواست؛ به این معنا که زبان، واژگان و تصاویر ادبی در این اثر کاملاً در خدمت فضای حماسی آن قرار گرفتهاند. این هماهنگی یکی از عوامل اصلی موفقیت و ماندگاری شاهنامه در طول تاریخ بوده است.
رئیس دانشگاه پیامنور زنجان تأکید کرد: بسیاری از نظریههای جدید در حوزه نقد ادبی نیز قابلیت آن را دارند که برای تحلیل شاهنامه بهکار گرفته شوند و خوانشهای تازهای از این اثر بزرگ ارائه دهند. به اعتقاد من تا زمانی که زبان فارسی، فرهنگ ایرانی و شعر فارسی زنده باشند، فردوسی و شاهنامه نیز در فرهنگ و هویت ایرانیان ماندگار خواهند ماند