با بهانههاي مختلف از گلفروشي گرفته تا تكديگري؛
كودكاني كه در چنگال والدين و شبكهها زخمي به دل اجتماع ميزنند
كودكان كار در كوتهفكريهاي والدين و حرص لجامگسيخته شبكهها اسير شده و در گرده خيابانها با بهانههاي مختلف از گلفروشي گرفته تا گدايي زخمي به دل اجتماع از خردسالان تا كهنسالان ميزنند.
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ بچه ياد گرفته است كه خروس خوانان از تشك چركين و دودآلود خود دور شود و در گوشهاي از خيابانها، چهارراهها و ميدان هاي شهر براي كاسبي اردو بزند تا اسكناسها و سكههاي جمع كردهاش را شب بدون هيچ كم و كاست در دستان والدين و يا رئيس شبكه قرار دهد.
كودك ياد گرفته است كه با تمام احساسات كودكانه خداحافظي كند و در زير مشت آهنين پدر و يا قلچماق شبكه در آسفالت خيابانها دل هر رهگذري را ريشريش كند و يا در اماكن عمومي مانند مترو و اتوبوس در لا به لاي جمعيت بخزد و همه ذهنها را حتي خردسالترين مسافر را بر هم بريزد.
تعداد مراكز نگهداري كودكان آن قدر نيست كه همه كودكاني را كه در بيرحميها گرفتارند در خود جاي دهند و از سويي برخي كودكان چنان با محيط كار خود انس گرفتهاند كه بيتوته در مراكز نگهداري را برنميتابند و فرار را بر قرار ترجيح ميدهند.
دكتر باقري، معاون امور اجتماعي اداره كل بهزيستي استان تهران در گفتوگو با خبرنگار «خبرگزاري دانشجو» ميگويد: كودكاني كه در مراكز شبه خانواده بهزيستي نگهداري ميشوند كودكان بدسرپرست و بيسرپرستي هستند كه از طريق دادگستري معرفي ميشوند.
وي در ادامه ميافزايد: برخي از كودكان از مراكز نگهداري كودكان كار فرار ميكنند؛ چرا كه درآمدشان در خيابانها و محيط كار خود بيشتر از كمكهاي ماست.
وي در ادامه ميافزايد: برخي از كودكان از مراكز نگهداري كودكان كار فرار ميكنند؛ چرا كه درآمدشان در خيابانها و محيط كار خود بيشتر از كمكهاي ماست.
باقري معتقد است: بعضا شبكه ها هستند كه به سراغ اين كودكان ميروند و برخي از آنها با خانوادهشان زندگي ميكنند و از دادن آدرس خودداري ميكنند و تنها تعداد معدودي سر از 26 بهزيستي مراكز ما درميآورند.
معاون امور اجتماعي اداره كل بهزيستي استان تهران يادآور ميشود: بعضي از كودكان كار شب به پيش پدر و مادر خود برميگردند، ولي برخي ديگر كه جذب شبكهها شدهاند، شبها نيز در سرپناه اين باندها زندگي ميكنند.
وي اضافه ميكند: براي ثابت كردن بدسرپرستي بچهها با محدوديتهايي روبرو هستيم؛ به طوري كه حتي والدين اين كودكان ميتوانند عليه ما شكايت كنند و دستور جلب ما را هم از دادگستري بگيرند.
بچهها طوري از تمام صحنهها كنار گذاشته شدهاند كه از ابتداييترين حق زندگي و تحصيل محروم هستند و تمام روزشان را در سياهي استثمار پدر و يا شبكهها به شب ميرسانند و دوباره روزي كه بعد از يك استراحت كوتاهمدت فراخواهد رسيد.
معروفي، كارشناس اداره مراكز نگهداري كودكان كار و خيابان بهزيستي استان تهران در اين زمينه ميگويد: با كلي دوندگي از آموزش و پرورش بخشنامه گرفتيم كه بچهها را ثبتنام كنيم؛ چرا كه برخي از اين كودكان بدون شناسنامه هستند، البته آموزش و پرورش موظف به ثبتنام آنهاست، اما تا زماني كه بچهها شناسنامه خود را نياورند به آنها مدرك نميدهند.
وي با اشاره به آمادگي اين اداره براي كمك به خانواده ها جهت بازگشت كودكان به كانون گرم خانواده يادآور ميشود: توانايي پرداخت كمك پنج ميليوني را هم داريم؛ براي اينكه زمينه اشتغال بزرگسالان فراهم شود تا از استثمار بچههايشان دست بكشند و بگذارند آنها درس بخوانند.
معروفي ميافزايد: خلاهاي عرفي مشكل اصلي در وضعيت حضاني بچههاست؛ پارسال 80 درصد بچههايي كه وارد مراكز كودكان كار شدند هم پدر داشتند هم مادر، در صورتي خيلي از اين پدر و مادرها صلاحيت نگهداري بچه را ندارند، اما به دليل نقص در قانون نميتوانيم حضانت بچه را به عهده بگيريم.
كارشناس اداره مراكز نگهداري كودكان كار و خيابان بهزيستي استان تهران بيان ميكند: قانون كشور ما اجازه نميدهد كه براي گرفتن بچه از چنگال پدر و مادر با آنها كلنجار برويم، در صورتي كه در كشورهاي ديگر بلافاصله فرزند را از خانواده بدسرپرست ميگيرند و سرپرستي وي را به ديگران ميسپارند.
وي در ادامه ميگويد: از طرفي بدترين خانواده از شبه خانواده بهتر است؛ ما راضي هستيم كه بچه اگر پدر و مادر صلاحيتداري هم نداشته باشد پيش بستگان خود بزرگ شود.
معروفي معتقد است: گاهي مشاهده مي شود كه پدر اعتياد داشته، متواري يا مجرم است، مادر هم طلاق گرفته و بستگان بچه هم با وجود حمايتهاي ما نميخواهند نگهداري كودك را قبول كنند.
كارشناس اداره مراكز نگهداري كودكان كار و خيابان بهزيستي استان تهران ميافزايد: براي گرفتن سرپرستي بچهها و فرزندخواندگي، خانوادههاي زيادي در نوبت هستند كه به عنوان امين موقت بچه را از بهزيستي تحويل مي گيرند؛ البته اين امين موقتها كساني هستند كه هفت خوان را براي تأييد صلاحيتشان گذرانده اند.
وي در پايان تصريح ميكند: سيكل اداري براي تأييد صلاحيت سرپرستها شش ماه است، البته افرادي هم هستند كه حتي دو سال پشت نوبت قرار گرفتهاند تا بتوانند حضانت بچهاي را برعهده بگيرند.
غير از شيطنت خود بچهها كه كار در خيابان را بر ماندن در اردوگاهها و مراكز نگهداري ترجيح ميدهند، والديني هم هستند كه با چندين جرم دوران محكوميتشان را در زندان ميگذرانند و با شيوههاي مختلف جواب اعتياد منفي را ميگيرند و ادعاي سرپرستي بچه خودشان را دارند، اما تنها بچه را براي گدايي كردن و تامين پول مواد مخدر خود ميخواهند.
مثل اينكه سال به سال نگاه قضات بهتر شده و بيشتر با سازمان بهزيستي همكاري مي كنند، اما باز سليقهاي بودن برخي حكمها در خصوص سرپرستي بچهها بر سرگرداني بچهها ميافزايد و بار ديگر كودك را به خيابانها ميفرستد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰