بلاهت ویرانیطلبان؛ اندر احوالات وطنفروشان آواره برای مشروعسازی جنگ اخیر
گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو_ پس از همپیالگی مسعود رجوی و مجاهدین خلق با عراق بعثی، تصور میشد که ایران دیگر پستتر و خائنتر از جماعت «منافقین» را نخواهد دید. با این حال، ویرانیطلبان سطلنتطلب که هم در کودتای دیماه و هم در جنگ اخیر نشان دادند به عنوان یار دوازدهم دشمن آمریکایی-صهیونی هستند، عیان کرد که بالاتر از سیاهی هم رنگی هست.
اگر تا پیش از جنگ سلطنتطلبانِ آواره در کشورهای دیگر عنوان «اپوزیسیون» را یدک میکشیدند، جنگ اخیر نشان داد که این اقلیتِ ویرانیطلب چیزی جز «خائنان به ایران» نبودهاند.
کودتای دیماه و مشروعسازی جنگ
سلطنتطلبان و به اصطلاح رهبرشان یعنی پیرکودک پهلوی که اعتراض مردم را در دیماه به انحراف کشانده و با هماهنگی و همدستی با تلآویو یک اعتراض را با فراخوان خود به یک «جنگ تروریستی» برای اقناع ترامپ در جهت حمله به ایران بدل ساختند، پس از آن هم دست از رویکرد ضدایرانی خود برنداشته و به عنوان بازوی رسانهای اسرائیل عمل کردند.
به همین علت بارها و بارها از سوی ویرانیطلبان آمارسازیهای مختلفی برای جانباختگان دیماه از سوی این جماعت مشاهده شد. به عنوان مثال مراد ویسی، تحلیلگر حاذق شبکه ایراناینترنشنال که رخدادها همیشه ۱۸۰ درجه برعکس تحلیلهایش رقم میخورند آمارهای مختلفی را تا الان مطرح کرده است: دست کم ۱۲ هزار نفر، ۱۲ هزارنفر، ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر، بین ۱۶۵۰۰ تا ۱۸۰۰۰ نفر، دستکم ۲۰هزار نفر، ۴۰ هزار نفر. شخص حسرتالسلطنه پهلوی هم آمارهایی همانند ۴۰ هزار و ۵۰ هزار نفر را مطرح کرده و شبکههای فارسیزبان هم متناوبا آمارها مختلفی را منتشر کردهاند.
با این وجود تاکنون هیچ مدرک معتبری جز لیست منتشر شده توسط دولت ایران ارائه نشده که آمار آن ۳۰۳۸ نفر بوده که بخش مهمیشان شامل نیروهای حافظ امنیت و کشتهسازیها توسط ایادی موساد بوده است.
در واقع، سلطنتطلبان به عنوان عملههای صهیونیستها نه تنها در انحراف اعتراض مردم نقشی اساسی در کودتای دیماه ایفا کردند بلکه با آمارسازیهای دروغین، ادراکسازی غلط برای آمریکا و تقاضاسازیهای شیادانه جنگ علیه ایران، در مشروعسازی تجاوز به ایران و آوردن آتش جنگ به کشور ذرهای کوتاهی نکردند!
تجلی بارز این موضوع را میتوان در تقاضای رضا پهلوی از ترامپ به طور واضح مشاهده کرد: «من مردم را به خیابانها فراخواندهام تا برای آزادی خود بجنگند... از شما میخواهم کمک کنید. شما ثابت کردهاید و من میدانم که شما مرد صلح هستید که به حرف خود عمل میکنید.
لطفا آماده باشید تا برای کمک به مردم ایران مداخله کنید.» در کنار این ویرانطلبی پهلوی هم شبکههای فارسیزبان ضدایرانی همانند ایراناینترنشنال، منوتو، بیبیسی، ایندیپندنت و... بر آتش جنگطلبی و مشروعسازی جنگ با برسازی آمارهای دروغین از جانباختگان جنگ تروریستی دیماه دمیدند تا کشور را به ورطه جنگ و آشوب بکشانند. به عنوان مثال، پوریا زراعتی، مجری اینترنشنال صریحا از غرب تقاضای حمله به ایران کرده بود!
شور و شعف از جنایت!
پس از آغاز جنگ در ۹ اسفند نیز صفحهای دیگر از خیانتپیشگی و دیاثتمسلکی دیاسپورای ایرانی و شبکههای فارسیزبان ورق خورد. تشکر از «عمو ترامپ» و «عمو نتانیاهو»، رقص و پایکوبی برای حمله به ایران و جنایات علیه کشور، جوکسازی و تمسخر جنایت آمریکا در مدرسه شجره طیبه میناب و حتی فراتر از همه تقاضای حمله اتمی به ایران نشان داد که آوارگان وطنفروش فارسیزبان نه تنها مثقالی به سرنوشت ایران و ملت آن اهمیت نمیدهند بلکه آرزوی نابودی ایران را هم داشتهاند.
جالب است رضا ربع پهلوی با ادعاهای توخالی ایران دوستی در نشست «آینده تکنولوژی در ایران» وقیحانه مدعی شده است:
«اگر بخواهیم سیاسی فکر کنیم، اولویت نخست یک هدف ملی است؛ هدفی فراتر از چپ و راست، جمهوریخواه و پادشاهیخواه یا هر گرایش دیگر. اما وقتی وارد مرحله سیاست عملی میشویم، باید زیرساخت سیاسی کشور را هم فراهم کنیم. پایههای تحزب در ایران باید تقویت شود.»
همچنین، علیحسین قاضیزاده، سردبیر اینترنشنال در توییتی عملا از حمله اتمی به ایران به عنوان «راه حل نهایی» سخن گفت که بعد از واکنش علیه آن، توییت خود را حذف کرد! تشکر خانواده پهلوی از ترامپ هم نمادی دیگر از رذالت این خاندان ایرانفروش و آلت صهیونبودگی آنها بود.
همچنانکه نور پهلوی، دختر حسرتالسلطنه پهلوی پس از آنکه ترامپ بیان کرد «ناو دنا را برای سرگرمی زدم» در توییتی از او تشکر کرده و پدر معلومالحالش نیز بدون اشاره به جنایات آمریکا در ایران برای کشته شدن سربازان آمریکایی در جنگ تسلیت گفت!
این چهره عریان خیانت به ایران توسط دیاسپورای ایران و سلطنتطلبهای بلاهتزده نشان داد که اگرچه مجاهدین خلق در خیانت به کشور ید طولایی داشتهاند، اما دست بالای دست بسیار است.
رژیم چنج خیالی
ترامپ که در جنگ اخیر به هیچکدام از اهداف خود نرسیده و فیالواقع شکست سختی خورد، متعددا از «رژیم چنج» خیالی خود سخن گفته و بیان کرده که رژیم ایران را تغییر داده است.
اگرچه ترامپ حتی موفق به تغییر رفتار دولت ایران هم تا کنون نشده و ایستادگی ایران بر خطوط قرمز خود نمودی از همین ماجراست، اما یک حقیقت در پس پرده دروغگوییهای او عیان شده است؛ پهلوی یک مهره سوخته بود.
به سخن دیگر، ترامپ و نتانیاهو عملا از پسر سادهلوح محمدرضا پهلوی استفاده کردند تا جنگ اخیر را به وسیله آوارگان فارسیزبان مشروعیت ببخشند، اما بنایی بر تفویض حکومت به آنها نبود کماکان که اپوزیسیون ونزوئلا هم پس از ربودن مادورو توسط ترامپ به دور انداخته شد. «شاهزاده بازنده» خواندن رضا پهلوی توسط ترامپ و آمریکاییها که نیویورکر گزارش داده، جلوهای بارز و عینی از همین ماجراست.
ویرانطلبی برای «هیچ»
دیاسپورای ایرانی به دلیل عقدهها و نفرت خود از ایران مدتها طلب جنگ و ویرانی برای ایران کردند و به شر مطلقی همانند جنگ مشروعیت بخشیدند، اما اکنون پس از جنگ رمضان، افسردگی، ناامیدی و اختلافات در اردوگاه ویرانیطلبان بالا گرفته است.
این بلاهتزدگان که تصور میکردند جنگ با پایان جمهوری اسلامی به پایان خواهد رسید، اکنون به شکلی واضح و مشخص در حال مشاهدهی اقتدار ایرانِ جمهوری اسلامی هستند که در برابر یک قدرت جهانی و یک بازیگر منطقهای که هر دو دارای زرادخانهای از بمب اتم بودهاند مقاومت کرده و حتی دستاوردی همانند کنترل بر تنگه هرمز را هم به دست آورده است.
نکته حائز اهمیت این است که حتی اگر جنگ منجر به تغییر رژیم در ایران میشد که نشد، اما از چنین چیزی هم هیچ بهرهای به سلطنتطلبان نمیرسید همانگونه که در ونزوئلا به اپوزیسیون آن نرسید. تصور اینکه «جمهوری اسلامی میرود و ما میآییم» از سوی سلطنتطلبان صرفا یک رویا و خیال بود که جنگ رمضان آن را هم به کلی از بین برده است. در حقیقت جنگ اخیر نهتنها منتج به «هیچ» ثمرهای برای دیاسپورای ایرانی نشد بلکه منجر به نفرت ایرانیان از ویرانیطلبان هم شده است.
گوهر مردم
دولتها با مردمشاناند که میمانند. آنچه که باطلالسحر توطئههای آمریکایی-صهیونی در جنگ اخیر شد اوج اثبات و بروز این ادعاست. این مردم بودند که نظم داخلی و نظام جمهوری اسلامی را حفظ کردند و به دلیل نداشتن همین پایگاه اجتماعی است که سلطنتطلبان بیش از ۴۰ سال راهی به سوی ایران نداشتهاند.
آنچه که باید تداوم پیدا کرده و حفظ شود «گوهر مردم» و رضایت ایشان است که سنگبنای ثبات و امنیت ایران خواهد بود. از این روی، رابطه حقیقی و دوسویه صحیح ماجرا این است که حضور مردم در خیابانها و میادین بقای ایران را تامین خواهد کرد، اما از سوی دیگر اهتمام مسئولین به دغدغهها و مسائل مردم نیز این حضور را تداوم خواهد بخشید. به طور خلاصه، ایران با مردم خود علیرغم توطئههای بسیار مانده است و عزم و روحیه و انسجام ملت آن دیگر توطئهها را هم بر باد خواهد داد؛ بنابراین حفظ این گوهر، وظیفه اولیه هر شخصی نیز خواهد بود.