احمد همیشه بوی آرامش میداد/ روایت مادر شهید محمدیالموتی از فروتنی و احترام فرزند شهیدش+فیلم

به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، خانه آرام است، اما سکوتش با روزهای گذشته فرق دارد. قاب عکس احمد روی طاقچه نشسته و لبخندی آرام بر لب دارد؛ همان لبخندی که مادر میگوید هیچوقت از چهرهاش جدا نمیشد.
مادر شهید احمد محمدی الموتی در حالی که عکس به عکس فرزندش خیره شده است به روزهایی فکر میکند که احمد هنوز در خانه بود؛ روزهایی که رفتوآمدش میان خانواده و محل خدمت، بخشی از زندگی روزمرهشان شده بود.
او با صدایی که گاه از بغض میلرزد، میگوید: احمد اهل سروصدا نبود. بیشتر از آنکه حرف بزند، عمل میکرد. هر وقت از خانه بیرون میرفت، انگار آرامش را با خودش میبرد و وقتی برمیگشت، دوباره خانه جان میگرفت.
مادر لحظهای سکوت میکند و نگاهش را به قاب عکس میدوزد؛ گویی خاطرات سالها زندگی در ذهنش مرور میشود. از کودکی احمد میگوید؛ از پسری که مسئولیتپذیری را زودتر از همسالانش آموخته بود و همیشه تلاش میکرد باری از دوش دیگران بردارد.
مادر شهید میگوید آخرین روزها نیز مانند همیشه با آرامش سپری شد؛ بیآنکه کسی بداند قرار است نهم اسفند، تاریخ دیگری برای خانواده محمدی الموتی رقم بخورد.
اکنون در خانهای که جای خالی احمد در آن احساس میشود، نام او بیش از همیشه شنیده میشود. مادری که داغ فرزند بر دل دارد، از اشکهایش نمیگوید؛ از افتخارش میگوید. از پسری که سالها در مسیر خدمت گام برداشت و سرانجام به قافله شهدا پیوست.

او در پایان، در حالی که نگاهش همچنان به تصویر فرزندش دوخته شده است و بغض و گریه راه گلویش را بسته است آرام زمزمه میکند: احمد رفت، اما یادش در این خانه مانده است. هر گوشه این خانه برای من خاطرهای از او دارد. دلتنگش هستم، اما میدانم که به آرزویش رسید.
نهم اسفند برای خانواده محمدی الموتی تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روزی است که فرزندشان از زمین دل کند و نامش در شمار شهیدان این سرزمین ماندگار شد.