کد خبر:۱۴۱۵۱۵
بينظمي از زمان دانشجويي شروع ميشود؛
بههمريختگاههايي به نام خوابگاه دانشجويي
خوابگاههاي دانشجويي از قديم و نديم به شلوغ پلوغي و بههمريختگيها مشهور است و حاصل جمع بينظمي دانشجوياني است كه قرار است فردا بينظمي را در جامعه نظم ببخشند؛ در صورتي كه...
گروه صنفي «خبرگزاري دانشجو»؛ پنجرههاي ولو شده، ظرفهاي نشسته، كارتنهاي تلنبار، رختهاي آويزان از در و ديوار و پنجره و از اين قبيل تصاوير، چشمانداز هر خوابگاهي است كه با پسوند دانشجو بر سردرش آذين بسته شده است.
دانشجويي كه قرار است از فردا بينظمي را در جامعه نظم ببخشد و محيط را به دسته گلي تبديل كند، در بينظميها چنان غرق ميشود كه با وجود صد ساعت زنگدار و زنگ موبايل و آلودگيهاي صوتي متعدد، همچنان در خواب ميماند.
بيحوصلگيها با ريشه نامعلوم از سر كلاسها تا ميلههاي اتوبوسها و اتاق هاي خوابگاهها امتداد مييابد تا نظم را در محيط دانشجويي خفه كرده و بر نعشش انواع دودها از دود سيگار گرفته تا قليانها و مخدرها و محركهاي سنتي و صنعتي را هديه فرستد.
تقديم خسته نباشيدهاي پيش از موعد به استاد، داد زدن بر سر رانندگان سرويسها، گوش ندادن حداقل به نيمي از حرفهاي استاد، گلآويز شدن با در و ديوار دانشگاه و همكلاسيها و پرتاب كردن خودكارهاي شكسته بر پيادهروها بخش لاينفك از زندگي دانشجويي است.
چند دقيقه بعد از شام تا فرداي همان روز ظرفهاي نشسته با همنوازي قاشقها ضرباهنگهاي نخراشيده را در سينكهاي ظرفشويي مينوازند و تا آخرين اتاق خوابگاه صداها را توزيع ميكنند؛ گرسنگي لحظات قبل از شام در فرداي آن روز، دانشجو را براي چند دقيقه در پاي سينك ظرفشويي ميخكوب ميكند.
رختهاي پهن شده در تمام مساحت خوابگاه، چشمانداز ديگري از خوابگاههاي دانشجويي است كه گاهي حجم لباسهاي نشسته، شسته و پهن شده، فروشگاههاي تاناكورا را در شعبهاي جديد تداعي ميكند؛ برخي لباسها يك هفته از آويزان شدنشان ميگذرد و دريغ از دراز شدن دستي كه آنها را از دست طنابها نجات دهد.
نظم در همان خوابگاهها از زندگي دانشجو خداحافظي ميكند و قبل از اينكه دانشجو از خوابگاه رخت بربندد، رختها هستند كه به دنبال او راه ميافتند و ظرفهاي نشسته را نيز به بدرقه فراميخوانند؛ زندگي خوابگاهي دانشجو چه زود ميگذرد و حسرتهايي ميماند كه بازگشتي براي جبرانش نيست.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰