بازگشت به وطن زمانی که نقاب از چهره بی‌وطن‌ها افتاد / تحلیل‌گر رسانه‌های خارج‌نشین که به ایران بازگشته است کیست؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۸۹۷۴

بازگشت به وطن زمانی که نقاب از چهره بی‌وطن‌ها افتاد / تحلیل‌گر رسانه‌های خارج‌نشین که به ایران بازگشته است کیست؟

بازگشت یک چهره شناخته‌شده آکادمیک و رسانه‌ای از دل نیویورک به تهران، آن هم در روزهایی که بوق‌های تبلیغاتی غرب عریان‌تر از همیشه علیه امنیت ملی ایران می‌دمند، یک اتفاق ساده نیست. هوشنگ امیراحمدی، استاد دانشگاه راتگرز و تحلیل‌گر رسانه‌های خارج نشین ضد ایرانی، حالا با بازگشت خود به ایران، علامت سؤال‌های بزرگی را در فضای سیاسی ایجاد کرده است؛ فردی که سال‌ها از تریبون رسانه‌های خارج نشین دیده می شد اما در نهایت واقعیت‌های میدان او را به آغوش وطن بازگرداند.
عکس هوشنگ امیر احمدی

به گزارش گروه استان‌های خبرگزاری دانشجو، هوشنگ امیراحمدی، استاد دانشگاه راتگرز آمریکا و از چهره‌های شناخته‌شده در حوزه روابط ایران و آمریکا است که در سال‌های گذشته عمدتاً با حضور در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین و اتخاذ مواضع انتقادی نسبت به ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران شناخته می‌شد. او طی این سال‌ها از طریق همین رسانه‌ها به‌عنوان تحلیلگر مسائل ایران به اظهارنظر درباره تحولات داخلی و سیاست خارجی کشور می‌پرداخت.

اکنون و در شرایطی که حملات جنایتکارانه اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، در کنار حمایت برخی از به‌اصطلاح اپوزیسیون خارج‌نشین و رسانه‌های ضدایرانی از این حملات، ماهیت واقعی این جریان‌ها را بیش از پیش آشکار کرده و زمینه بازنگری در برخی دیدگاه‌ها را فراهم آورده است، بازگشت امیراحمدی به ایران و حضور او در کنار هم‌وطنانش، به موضوعی قابل توجه و بحث‌برانگیز تبدیل شده است. این موضوع ما را بر آن داشت تا به معرفی این چهره و مروری بر زندگی وی و دیدگاه ها و فعالیت های او داشته باشیم.

بیوگرافی؛ از شمال ایران تا دانشگاه‌های آمریکا


هوشنگ امیراحمدی در منابع دانشگاهی به عنوان استاد ایرانی-آمریکایی حوزه برنامه‌ریزی، توسعه و روابط بین‌الملل شناخته می‌شود. او تحصیلات دانشگاهی خود را از ایران آغاز کرد و پس از دریافت مدرک کارشناسی از دانشگاه تبریز، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت. وی کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه دالاس و دکترای خود را از دانشگاه کرنل اخذ کرده و سپس سال‌ها در دانشگاه راتگرز به تدریس و پژوهش در حوزه اقتصاد سیاسی و توسعه پرداخت.

امیراحمدی متولد شمال ایران (منطقه تالش یا شاندرمن گیلان بر اساس برخی منابع) است و از جمله افرادی است که تجربه زندگی و فعالیت علمی در دو فضای ایران و آمریکا را همزمان داشته است. این موقعیت دوگانه، در شکل‌گیری دیدگاه‌ها و فعالیت‌های او در حوزه روابط بین‌الملل و توسعه نقش مهمی داشته است.

وی همچنین در کنار فعالیت دانشگاهی، مرکز تحلیل و پژوهش ایران و شورای ایرانیان آمریکا (AIC) را بنیان‌گذاری کرده است؛ نهادی که با هدف اعلامی ایجاد گفت‌وگو میان ایران و آمریکا فعالیت می‌کرد، هرچند همواره درباره نوع عملکرد و نقش آن در فضای سیاسی، دیدگاه‌های متفاوتی مطرح بوده است.

مواضع سیاسی گذشته؛ نقد ساختار حکمرانی با تأکید بر اصلاحات تدریجی


هوشنگ امیراحمدی در مواضع و مصاحبه‌های خود در سال‌های گذشته، دیدگاه‌هایی انتقادی نسبت به ساختار سیاسی و شیوه حکمرانی در ایران مطرح کرده و بر وجود چالش‌هایی مانند تمرکز قدرت، محدودیت رقابت سیاسی و ضعف نقش نهادهای مدنی تأکید داشته است. او در تحلیل‌های خود، بر ضرورت اصلاحات تدریجی در ساختارهای تصمیم‌گیری و افزایش شفافیت سیاسی برای بهبود وضعیت موجود تأکید می‌کرد. با این حال، رویکرد او برخلاف جریان‌های اپوزیسیون برانداز، عمدتاً معطوف به اصلاح از درون ساختار سیاسی و استفاده از سازوکارهای موجود بوده است.

در حوزه سیاست خارجی نیز امیراحمدی از منتقدان سیاست تقابل میان ایران و آمریکا به شمار می‌رود و تحریم‌های اقتصادی را ابزاری ناکارآمد می‌داند که بیش از آنکه به تغییرات سیاسی منجر شود، فشار را متوجه جامعه می‌کند. در مقابل، او همواره بر ضرورت گفت‌وگو و دیپلماسی مستقیم میان تهران و واشنگتن تأکید داشته است؛ رویکردی که باعث شده دیدگاه‌های او همزمان در برخی محافل مورد توجه و حمایت و در برخی دیگر محل نقد و اختلاف نظر قرار گیرد و از او چهره‌ای بحث‌برانگیز در فضای رسانه‌ای و سیاسی بسازد.

تلاش برای ورود به میدان سیاست ایران با سه نوبت نامزدی برای انتخابات


ورود امیراحمدی به میدان سیاست ایران، یکی دیگر از ابعاد فعالیت‌های عمومی و جنجالی او به شمار می‌رود. او در مقاطع مختلف و به صورت رسمی یا غیررسمی، دست‌کم سه بار برای انتخابات ریاست‌جمهوری ایران اعلام آمادگی کرد یا وارد فرآیند ثبت‌نام شد؛ در سال‌های ۱۳۸۴، ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶. این حضورهای مقطعی باعث شد نام او در فضای رسانه‌ای و سیاسی کشور، در کنار فعالیت‌های دانشگاهی و رسانه‌ای‌اش، بیشتر مورد توجه قرار گیرد.


با این حال، در هر سه نوبت از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شد. در برخی گزارش‌های مربوط به انتخابات سال ۱۳۸۴، موضوعاتی مانند تابعیت آمریکایی و برخی مواضع سیاسی او از جمله دلایل مطرح‌شده برای این تصمیم عنوان شده است. در انتخابات‌های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ نیز رسانه‌ها از تکرار این ردصلاحیت‌ها خبر دادند. این تلاش‌ها هرچند هیچ‌گاه به حضور عملی او در رقابت‌های انتخاباتی منجر نشد، اما نشان می‌دهد او در مقاطع مختلف تلاش داشته جایگاهی فعال تر از یک تحلیل گر سیاسی و نظریه پرداز داشته باشد.

فعالیت رسانه‌ای در خارج از کشور

کد ویدیو

بخش قابل توجهی از فعالیت‌های امیراحمدی در سال‌های اخیر در رسانه‌های خارج‌نشین و بین‌المللی انجام شده است. او در رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا و ایران‌اینترنشنال به عنوان تحلیلگر مسائل ایران و روابط بین‌الملل حضور داشته و درباره موضوعاتی همچون تحریم‌ها، سیاست خارجی ایران، جنگ و تحولات منطقه‌ای اظهار نظر کرده است. این حضور رسانه‌ای گسترده، باعث شده است که تصویر او در افکار عمومی ایران عمدتاً از مسیر رسانه‌های خارج‌نشین شکل بگیرد؛ رسانه‌هایی که اغلب رویکردی ضد ایرانی دارند و مواضع اخیر آنها در حمایت از حملات جنایتکارانه رژیم های جنایتکار آمریکا و صهیونیستی و کشتار ایرانیان چهره واقعی آنها را بیش از پیش برای مردم ایران رسوا کرده است.

در کنار این رسانه‌ها، امیراحمدی در سطح بین‌المللی نیز با نشریات و رسانه‌های تحلیلی آمریکایی مانند The Washington Times، The New Yorker و Brown Political Review مصاحبه یا گفتگو داشته است. در این فضاها او بیشتر به عنوان استاد دانشگاه و کارشناس اقتصاد سیاسی و روابط بین‌الملل معرفی شده و درباره موضوعاتی مانند توسعه ایران، سیاست خارجی و امکان مذاکره ایران و آمریکا اظهار نظر کرده است. در مقابل، حضور او در رسانه‌های رسمی داخل ایران بسیار محدود بوده و عمدتاً به نقل از اظهارات یا تحلیل‌های او اشاره شده است.

هوشنگ امیراحمدی؛ چهره‌ای در مرز دانشگاه، رسانه و سیاست


در مجموع، هوشنگ امیراحمدی را می‌توان چهره‌ای دانست که در مرز میان دانشگاه، سیاست و رسانه حرکت کرده است؛ فردی با سابقه طولانی فعالیت علمی در دانشگاه‌های آمریکا در حوزه توسعه، اقتصاد سیاسی و روابط بین‌الملل که در کنار آن، طی سال‌های گذشته نقش فعالی نیز در فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان خارج‌نشین داشته و به‌عنوان تحلیلگر مسائل ایران شناخته می‌شده است. هم‌زمان، تلاش‌های او برای ورود به عرصه سیاست ایران نیز نشان می‌دهد که حضور او صرفاً محدود به عرصه تحلیل و نظر نبوده است.

اکنون و در پی تحولات اخیر منطقه‌ای و جنگ و حملات جنایتکارانه علیه ایران، همراه با مواضع و رفتار بخش قابل توجهی از جریان‌های به‌اصطلاح اپوزیسیون خارج‌نشین و رسانه‌های این جریان، نگاه‌ها بیش از گذشته متوجه نقش و عملکرد ضد ایرانی این جریان‌ها شده و بحث ضرورت بازنگری جدی در برخی مواضع و تفکیک واقعی میان منافع ملت‌ها و روایت‌سازی‌های رسانه‌ای را برای ایرانیان و جریان‌های سیاسی خارج از کشور پررنگ کرده است.

در چنین فضایی، این افراد ناگزیرند به‌صورت شفاف مسیر خود را از جریانات و رویکردهایی که در تقابل با منافع و امنیت ملت ایران قرار دارند جدا کنند و با اتخاذ مواضع روشن، تکلیف خود را در نسبت با تحولات کشور مشخص نمایند. تداوم حضور در فضای اپوزوسیون خارج از کشور بدون این مرزبندی صریح، به معنای باقی ماندن در وضعیتی است که می‌تواند به هم‌سویی غیرمستقیم با دشمنان ایران تعبیر شود؛ امری که نه‌تنها مسئولیت‌پذیری سیاسی آنان را زیر سؤال می‌برد، بلکه زمینه فاصله بیشتر از بدنه اجتماعی داخل کشور را نیز فراهم می‌کند. در چنین شرایطی، بازگشت به آغوش ملت ایران و بازتعریف نسبت خود با واقعیت‌های میدانی کشور، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌شود؛ موضوعی که بازگشت امیراحمدی به ایران نیز در همین چارچوب مورد توجه قرار گرفته است.


پربازدیدترین آخرین اخبار