هوشنگ امیر احمدی: مخالفین حکومت عمق جامعه ایران را نمیشناسند و هیچ درکی از ایران ندارند / تاریخ اثبات میکند که درک ما نسبت به شهید خامنهای اشتباه بود
به گزارش گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، هوشنگ امیراحمدی از چهرههای دانشگاهی و سیاسی ایرانی-آمریکایی است که نام او در مرز میان آکادمی، سیاست و رسانه شکل گرفته است. او استاد بازنشسته دانشگاه راتگرز در آمریکا و پژوهشگر حوزههای توسعه، اقتصاد سیاسی و روابط بینالملل است و در آثار خود به موضوعاتی مانند برنامهریزی منطقهای، نابرابریهای توسعهای در ایران و ژئوپلیتیک خاورمیانه پرداخته است. مسیر تحصیلی او از دانشگاه تبریز آغاز شد و با ادامه تحصیل در دانشگاههای آمریکا از جمله دالاس و کرنل به فعالیت دانشگاهی در سطح بینالمللی رسید.
در کنار فعالیتهای علمی، امیراحمدی به دلیل حضور در مباحث سیاسی، تلاش برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری ایران و فعالیت در نهادهای مرتبط با گفتوگوی ایران و آمریکا، به چهرهای چندلایه و بحثبرانگیز تبدیل شده است. او همچنین در سالهای اخیر در رسانههای خارجنشین و فارسیزبان خارج از کشور فعال بوده و دیدگاههای خود را درباره سیاست داخلی ایران، تحریمها و روابط ایران و آمریکا عمدتاً در همین فضا مطرح کرده است.
برای شناخت بیشتر هوشنگ امیراحمدی گزارش زیر را بخوانید:
وی که اکنون به ایران سفر کرده، در گفتوگویی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری دانشجو در گیلان به بیان دیدگاهها و تحلیلهایش درباره ایران، سیاست خارجی، جنگ، برنامه هستهای و تحولات منطقهای پرداخت.
ایران همه چیز من است
امیراحمدی در ابتدای این گفتوگو با تأکید بر هویت ایرانی خود گفت: ایران همه چیز من است؛ یک وطنپرست واقعی زمانی که کشورش به او نیاز دارد، به کمک آن میآید. من قرار بود در زمان جنگ در ایران باشم و البته هنوز هم معتقدم ما در همان جنگ هستیم و جنگ ما به پایان نرسیده است.
وی با اشاره به سوابق حضور خود در ایران افزود: من از سال ۱۳۶۵ به مدت سه سال در جبهه در کنار آقای مهدی چمران حضور داشتم؛ البته برای فعالیتهای بازسازی به جبهه رفته بودم. به یاد دارم که پس از زلزله رودبار و همچنین زلزله بم، بلافاصله به ایران آمدم. من معتقدم وطنپرست کسی است که وقتی کشورش به او نیاز دارد، به کمک آن میآید؛ نه اینکه صبر کند همه چیز آرام شود و سپس بازگردد. برای من، هوشنگ امیراحمدی، کاملاً طبیعی است که اکنون در ایران باشم.
الان لحظه نادرشاهی ماست
امیراحمدی در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به تحولات اخیر منطقه و جنگ علیه ایران گفت: الان لحظه نادرشاهی ماست. آمریکاییها درسی یاد گرفتند که در این ۸۰ سال از هیچ کشوری یاد نگرفته بودند. من جزو نادر ایرانیهایی بودم که نیروهای نظامی را تشویق کردم که مقاومت کنید و شما میتوانید پیروز شوید و الان لحظه نادرشاهی ماست و خوشبختانه مقاومت شد و واقعاً پیروز شدند. پیروزی این نیست که شما طرف مقابل را نابود کنید. آمریکاییها درسی یاد گرفتند که در این ۸۰ سال از هیچ کشوری یاد نگرفته بودند.
وی با اشاره به ارتباطات خود با مقامات آمریکایی افزود: من در آمریکا با رئیسجمهور، سفیر، وزیر و سناتورهای آنها کار کردهام و میکنم. خودشان به من گفتند که آمریکا واقعاً باخت و اکنون هم مانده است که چه کار کند.
جنگ جای سوسولها نیست
امیراحمدی در ادامه با تأکید بر روحیه مقاومت در نیروهای مسلح ایران گفت: جنگ جای سوسولها نیست. آمریکا چرا باخت؟ چون یک عده نادرشاه آمدند وسط و دیگر لحظه سوسولها نبود. این سردارها و سرهنگهای ما آمدند وسط.
وی در خصوص تفاوت ماهوی میان آمریکا و رژیم صهیونیستی اظهار داشت: آمریکا یک کشور کامل است، ابزارهای قدرت را ساخته و یک کشور دارای امنیت ملی است، اما اسرائیل فرق میکند؛ اسرائیل کشوری است که ساخته شده است و مشروعیت ندارد. ما قوم یهود را قبول داریم، پیامبرانشان را قبول داریم، ولی بحث ما با اسرائیل متفاوت است.
ترامپ از ترس مردم آمریکا، کاخ سفید را حصارکشی میکند
امیراحمدی در واکنش به برخی اظهارات درباره اقدامات ایمنی رهبران کشورها در زمان جنگ گفت: در زمان جنگ، زیر زمین رفتن یک چیز عجیب و غریبی نیست؛ در همه کشورها همینطور است. همین الان این ترامپ برای خودش حصار و محدودیت امنیتی ایجاد کرده و مردم آمریکا از او دور هستند؛ با اینکه در کاخ سفید نه بمبی هست و نه موشکی، اما اگر تا یک کیلومتری کاخ سفید بروید، تمام آن منطقه بسته شده است. همه رهبران باید خودشان را حفظ کنند و این حرف آدمهای نادان است که میگویند چرا رفته زیر زمین.
وی در ادامه با اشاره به رهبر شهید انقلاب گفت: نقد من به آقای خامنهای این است که چرا زیر زمین نرفتند و نیروهای محافظ رهبر شهید باید این کار را میکردند.
حمله به میناب بزرگترین ظلمی بود که آمریکا به بشریت کرد
امیراحمدی با اشاره به جنایت دشمن در حمله به مدرسه میناب گفت: حمله به میناب بزرگترین ظلمی بود که آمریکا به بشریت کرد. در تاریخ آمریکا حمله به میناب به عنوان یک لکه سیاه خواهد ماند.
تاریخ اثبات میکند که درک ما نسبت به شهید خامنهای اشتباه بود
این پژوهشگر ایرانی-آمریکایی در بخش دیگری از گفتوگو با اشاره به ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید انقلاب اظهار داشت: تاریخ اثبات میکند که درک ما نسبت به شهید خامنهای اشتباه بود. من فکر میکنم ایشان فردی صلحدوست بود و اولین باری که آقای خامنهای را دیدم، ایشان رئیسجمهور بود و من آنجا سه ربع با ایشان صحبت کردم.
وی افزود: من در کتاب «انقلاب و گذار اقتصادی؛ تجربه ایران» گفتوگوی خودم را با رهبر شهید انقلاب توصیف میکنم. ایشان بسیار آرام به نظر میآمد، بسیار مطلع بود و حتی فرمودند که من خیلی اصرار نمیکنم که شما به ایران برگردید، اما هر جا هستید ایران را فراموش نکنید. دیدی که من نسبت به آقای خامنهای دارم، فکر میکنم حتی ۹۵ درصد حزباللهیها هم نداشته باشند.
امیراحمدی تأکید کرد: تاریخ بهتدریج اثبات میکند که درک ما نسبت به آقای خامنهای اشتباه بود؛ ایشان نمیخواست جنگ کند. ایشان فردی بود که نه جنگ را میخواست و نه صلح را. استراتژی ایشان این بود که ما با کسی نمیجنگیم، اما از آن طرف هم با کسی که میخواهد با ما دشمنی کند، صلح نمیکنیم.
مذاکرات هستهای با آمریکا بزرگترین خطای جمهوری اسلامی بود
امیراحمدی در بخش پایانی این گفتوگو با نقد جدی مذاکرات هستهای ایران با آمریکا گفت: من مذاکرات هستهای با آمریکا را بزرگترین خطای جمهوری اسلامی میدانم. من از آقای خامنهای خواهش کردم که نگذارد درباره هستهای مذاکره کنند و الان هم نباید این کار را بکنند. بزرگترین خطای جمهوری اسلامی در رابطه با آمریکا، مذاکرات هستهای است که از برجام شروع شد و این کشنده بود.
وی با اشاره به نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در موضوع هستهای ایران تصریح کرد: اولاً آمریکا چهکاره است که با ایران درباره هستهای مذاکره کند؟ هستهای یک متولی به نام آژانس دارد. اگر میخواهی با ترامپ مذاکره هستهای کنی، از آژانس بیرون بیا. به آمریکا بگو اگر میخواهی مذاکرات هستهای انجام دهی، من اول از NPT خارج میشوم و بعد میآیم با شما مذاکره میکنم و اگر نمیخواهی، من همانجا میمانم. ما باید این توپ را در زمین آمریکا بیندازیم که متأسفانه اکنون این کار انجام نمیشود.
مخالفین حکومت عمق جامعه ایران را نمیشناسند
امیراحمدی در پایان با اشاره به تصویرسازیهای غلط از جامعه ایران گفت: مخالفین حکومت عمق جامعه ایران را نمیشناسند و هیچ درکی از ایران ندارند. من به دلیل رفتوآمدی که به ایران داشتم، جامعه را میدیدم و میگفتم این جامعه ایران چه ربطی به آن جامعهای دارد که آنها ساختهاند.
وی افزود: من همیشه به جمهوری اسلامی ایراد میگیرم که در رابطه خود با مردم و شناخت آنها کمکاری کرده است، چرا که دشمنان تو بسیار کار کردهاند تا از تو یک تصویر سیاه بسازند. جامعهای را به تصویر میکشیدند که صبح تا شب به آن ظلم میشود، در صورتی که اینگونه نیست.
امیراحمدی با اشاره به اهمیت دیپلماسی عمومی و تبلیغات در عرصه بینالملل خاطرنشان کرد: دنیای امروز، دنیای تبلیغات است؛ وقتی تبلیغات را ببازی، میبازی. در روابط بینالملل، درک، واقعیت است نه خود واقعیت. آن درکی که نسبت به جامعه ما به آمریکا و جاهای دیگر دادهاند، همان درک به واقعیت جامعه ما تبدیل شده است.