جنگ تفسیرها؛ درگیریهای ایران و آمریکا بر سر قاعدهسازی در تنگه هرمز
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ در روزهای اخیر، جنوب ایران باز هم شاهد تنشها و درگیریها بین ایران و آمریکا بوده است.
کشتیهای غیرمجاز با خطدهی آمریکاییها تلاش داشتند تا از کریدوری غیرایرانی در تنگه هرمز یعنی از سواحل عمان عبور کنند و عملا کریدور ایران و در نگاهی وسیعتر ترتیبات این کشور بر تنگه هرمز را نامعتبر سازند، اما با واکنش نیروی دریایی سپاه پاسداران مواجه شدند.
در واکنش به این موضوع، ایالات متحده به جزایری همانند سیریک حملاتی را انجام داد که پاسخ نیروهای مسلح ایران به پایگاههای آمریکا همانند علی السالم کویت و ناوگان پنجم دریایی آن در بندر سلمان بحرین را به دنبال داشت.
این تنشها و چرخههای تکرارشونده نشان میدهد که اگرچه تفاهمنامه بین ایران و آمریکا به امضا رسیده، اما جنگ کماکان به اشکالی دیگر ادامه دارد. جنگی که میتوان از آن به «جنگ تفسیرها» بر سر قاعدهسازی و در راستای شکلدهی به معادلات سیاسی، ژئوپلیتیک و استراتژیک یاد کرد.
کشمکش بر سر تفسیر
ویژگی ذاتی متون مبهم و فاقد جزئیات این است که میتوان تفسیرهایی متفاوت و حتی متناقض بر آن تحمیل کرد. بر این مبنا، متن تفاهمنامه بین ایران و آمریکا نیز عملا متنی است که عامدانه ابهامات و عدم کفایت جزئیات آن، راه را بر تفسیرهای مختلف باز گذاشته و جنگی بر سر تحمیل تفسیرهای مطلوب طرفین بر متن تفاهمنامه را آغاز کرده است.
یکی از مفاد این تفاهمنامه نیز به تنگه هرمز و مسئله مدیریت آن بازمیگردد. در واقع، اگرچه آمریکاییها چه به صورت دیپلماتیک و چه با اقدامات نظامی تلاش داشته و دارند تا وضعیت این تنگه را به پیش از جنگ یعنی غیرایرانیبودن آن بازگردانند و تفسیری آمریکایی را بر بند ۵ تفاهمنامه تحمیل کنند، اما اراده ایران بر این است که چنین اجازهای را به آمریکاییها ندهد و قواعد خود را بر تنگه هرمز حاکم گرداند.
به همین دلیل در بند پنجم تفاهمنامه صریحا ذکر شده که «جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد.»
این بند از منظر ایران بدین معناست که کشتیها میبایست از کریدور مدنظر و طراحیشده ایران و نهاد متولی تنگه هرمز یعنی PGSA عبور کرده، پس از ۶۰ روز هزینههای لازم به متولی و خدماترسان آن یعنی ایران پرداخت شده و عبور و مرور هم تنها شامل کشتیهای بیضرر و فاقدتهدید برای ایران بشود.
بر همین اساس، نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس (PGSA) اعلام کرده: «هرگونه تردد از مسیرهای خارج از چارچوب تعیینشده PGSA، مشمول تضمین عبور ایمن نبوده و از پوشش بیمه و مسئولیتهای مرتبط برخوردار نخواهد بود.»
با این حال آمریکاییها قصد دارند تا با ایجاد فشار و رویکرد پرتکرار چماق و هویج خود، اهرم راهبردی تنگه هرمز را از دستان ایران خارج کرده و کریدوری عمانی را به موازات کریدور ایرانی ایجاد کنند تا از بند پنجم تفاهمنامه، تفسیری تحمیل بشود که مدیریت ایران بر تنگه هرمز را مشمول نشود. موضوعی که ایران میبایست از آن جلوگیری کرده و اراده خود را بر طرفهای متخاصم تحمیل کند.
مسئله نظم آینده
جنگ رمضان، جنگی بود که در طرفهای متجاوز تصور میشد، نتیجه آن نهایتا به «خاورمیانه جدید» برای اسرائیل یعنی سلطه این بازیگر بر منطقه و تکمیل پازل مهار چین برای آمریکا منتج خواهد شد.
با این وجود، سهگانه موشک، خیابان و تنگه، سرنوشت نبردی نظامی که البته ریشههای آن به دههها قبل یعنی دهه پسافروپاشی شوروی بازمیگردد را به یک شکست استراتژیک برای آمریکا و اسرائیل بدل کرد. حال اکنون این ایران است که برای باری دیگر، امکان این را دارد تا قواعد و ترتیبات خود را بر منطقه تحمیل کند و نظمی مطلوب خود را پدید آورد.
نکته قابل توجه این است که نظمها، به خودی خود پدیدار نمیشوند بلکه اراده، اهرمها و تواناییها، ریسکپذیری و طراحیهای بازیگران است که نظمها را میسازند؛ بنابراین باید توجه داشت که یکی از اهرمهای نظمساز ایران، تنگه هرمز است که کنترل و مدیریت ایران بر آن در جنگ رمضان زیر سایه قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران حاصل و در متن تفاهمنامه هم نمودار شد.
اما مسئله کماکان این است که باید تفسیری بر بند پنجم تفاهمنامه تحمیل بشود که قواعد مطلوب و خواستههای ایران را شامل بشود.
در نتیجه این موضوع، میبایست علیرغم هزینهها، مهمترین دستاورد جنگ رمضان را به مثابه اهرمی نظمساز بیش از پیش مورد توجه قرار داد تا از رهگذر آن، قواعدی که بتواند امنیت و منافع ملی ایران را تامین کند بر بازیگران مربوطه تحمیل و تثبیت شود تا خلیج فارس به فصلی نوین از تاریخ خود گذار کند. امری که فرمایش و مورد توجه رهبر معظم انقلاب نیز بوده است.
سرنوشت خلیج فارس
یکی از فرمایشات پرتکرار رهبر معظم انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای در رابطه با لزوم مدیریت ایران بر تنگه هرمز بوده که از رهگذر آن میبایست مرحلهای جدید از تاریخ این منطقه آغاز بشود. از همین رو ایشان بیان کردند که «حتما مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.»
این مسئله از این منظر حیاتی و حائز اهمیت است که میتواند دست برتر ایران بر منطقه را ایجاد کند. در واقع، اگرچه ایشان فرمودند «مواهب اقتصادی تنگه هرمز، دل ملت را شاد خواهد کرد» که با پایبندی به کسب هزینههای لازمالاخذ چنین هم خواهد شد، اما از آن مهمتر، قواعد و ترتیباتی است که بتواند روند آمریکازدایی از منطقه را تسریع کرده و در نتیجه امنیت و قدرت ایران را در منطقه بیش از پیش افزایش بدهد.
به همین علت رهبر انقلاب فرمودند: «ایران اسلامی با شکر عملی نعمت اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفادههای دشمن را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه، آسایش و پیشرفت را به نفع همه ملتهای منطقه رقم خواهد زد.»
این موضوع طلیعه نظم جدیدی در منطقه خواهد بود که ایشان آن را «آینده بدون آمریکا» توصیف کردهاند. رهنمودی حیاتی و بنیادین که باید مسئولین سیاسی و نظامی کشور بیش از گذشته آن را مورد توجه خود قرار داده و در راه تحقق آن بکوشند.
در این رابطه، اگرچه ابزارها و امکانات متفاوت و بسیاری ضروری و لازم خواهد بود، اماباید اذعان کرد که یکی از کلیدهای این ماجرا بلاشک چیزی جز حاکمیت ایران بر تنگه هرمز نیز نخواهد بود. تنگهای که باید پس از قرنها بیحاکمیتی ایران بر آن، در فصلی جدید از تاریخ منطقه ذیل قدرت ایران قرار بگیرد.