اندر اياب و ذهابهاي نمايشگاهي و خدمات رفاهي
پيشقراولي عقربههاي كوچك و بزرگ در حركت به سمت ساعت 17/ تاكسي هاي به صف شده در نزديكي ايستگاههاي مترو/خوردن نوبت مسافران در كول پدر/ ساندويچ فروشيهاي قديمي...
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ با تبعيت از قانون هر پيادهاي را وسيلهاي لازم است، در نوزدهمين نمايشگاه بينالمللي قرآن نيز وسيلههايي فراهم شده است تا مراجعان را به مقصدي بعضا نامعلوم و بعضا پيشبيني شده برساند؛ همه اجزاي ساعت با پيشقراولي عقربهها به سمت ساعت 17 ميتاختند تا روزي ديگر را بر ميزان روزهاي نمايشگاه قرآني بيفزايند و روز بيكاري ديگر را براي خبرنگاران و روز پركار ديگري را براي غرفههاي فروش نويد دهند.
تاكسيهاي به صف شده در نزديكي دربهاي خروجي ايستگاههاي مترو شهيد بهشتي و مصلا، خوب ساعت 17 را پاس ميدارند و يك دقيقه هم زودتر از اين ساعت را برنميتابند و الا يك اعتصابي را به همراه پيادهها به راه مياندازند.
سرانجام مسافري كه مقصدش نمايشگاه قرآن است، در يكي از ونهاي كرايه شده توسط دستاندركاران نمايشگاه مينشيند و در فاصله كمتر از پنج دقيقه در نزديكيهاي درب ورودي اصلي نمايشگاه پايش را دوباره در زمين احساس ميكند.
البته ونها به حد كافي براي رساندن مسافران نمايشگاهي مهياست، اما بعضا ديده ميشود كه منتظران ون، نوبتها را قيچي ميكنند و كودكي كه سوار بر كول پدرش است، صداهاي متناسب با تلنگر به وسيله سواري جاندار را از خود بروز ميدهد، اما با اين حال او در ضايع شدن نوبتها هيچ نقشي ندارد و تنها همه چيز و همه كس را در حد يك سرگرمي ميبيند.
از اسباب و لوازم اياب و ذهاب كه بگذريم، همان غرفههاي ساندويچي گذشته در نمايشگاه براي مشتريانش ساندويچهاي سرد و گرم ميپيچد و غرفههاي سانديس و نوشابه فروشي همچنان در تشتهاي بزرگ آب يخ همه داشتههاي خود را ريخته تا هر مشتري يك دستي در اين تشتها فرو برد و دلخواه خود را از آب گل آلود بيرون بكشد.
كلي از انس با قرآن لذت برديم و صداي قراي مختلف را در داخل سالن اصلي نمايشگاه و بيرون از نمايشگاه به گوش جان شنيديم، ولي نمازخانهاي كه به خاطر نشان دادن چند تا دستاورد فرهنگي از صحنه نمايشگاه محو شد، هنوز بعد از گذشت چندين روز در مخيلهها هضم نميشود.
متروي ايستگاه شهيد بهشتي در ساعت 11:48 دقيقه منتظر است تا مسافران خط يكي خود را در پهنه دشت هموار تهران و در ايستگاههاي پاييني پياده كند و حتي يك دقيقه هم ديرتر برسي بايد دوباره از راهروهاي پيچ در پيچ به تاكسيهاي كف خيابان پناه ببري.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰