کد خبر:۱۴۳۵۴۱
تحليل روزنامه ايران از آرايش سياسي در دوران انتخابات
روزنامه ايران در سرمقاله اش ضمن تحليل چگونگي آرايش سياسي احزاب و شخصيتها در برابر هم در دوران انتخابات، نقش آن را در انتخاب مردم بياثر دانسته است.
به گزارش خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، روزنامه ايران در سرمقاله امروز خود ضمن ارائه تحليلي از فضاي سياسي كشور در دوره هاي مختلف انتخاباتي و نحوه مواجهه مردم با اين فضا، عنوان كرده است: مردم ایران اسلامی اهل تحمیل عقاید دیگران به خود نیستند؛ آنان اگر خود به نتیجهای برسند، به دور از فشار نظری به آن تن درمیدهند، حال مردم ایران اسلامی خود مختارند که به هجمه روانی سیاستبازان چگونه پاسخ دهند؛ پاسخی که قطعاً باز هم سیاستبازان را متعجب خواهد کرد!
اين سرمقاله ضمن تحليلي گذرا از فضاي سياسي انتخابات رياست جمهوري دوره هاي مختلف، به فضاي سياسي دوران حضور اصلاحات پرداخته و افزوده است: وقتی مردم فهمیدند که عدهای میخواهند خوب و بد را به آنها تفهیم کنند، با رایی یکدست، متفاوتترین کاندیدا را برگزیدند تا اثبات کنند که هیچ حزب و دستهای نمیتواند به جای مردم تصمیم بگیرد و بدین سان موج دوم خرداد سنگر به سنگر قوه مجریه، مقننه و شورای شهر را فتح کرد. همین مردم وقتی وادادگی و سیاستبازی رجال اصلاحات را دیدند با وجود دعوت نخبگان و نمایندگانشان در مجلس، حاضر به همراهی تحصن نمایندگان مجلس ششم نشدند.
اين سرمقاله در باب تحليل فضاي انتخاباتي سال 84، به بررسي جريان ها، شخصيت ها و احزاب سياسي پرداخته و ضمن نام بردن از منتصبان به هر يك از اين جريانات آورده است: از سویی هاشمی رفسنجانی مرد بانفوذ سیاست ایران فردی دارای حزب، ساختار و تشکیلات منسجم به میدان آمده بود؛ اکثریت احزاب و گروههای اصولگرا نیز زیر چتر لاریجانی خیمه زده بودند، قالیباف هم توانسته بود حمایت قاطع بسیاری از لابیهای قدرت و ثروت و به عبارت دیگر نیروهای نامرئی را به خود جذب کند.
معین نیز با شعارهای ساختارشکنانه و رد صلاحیت مقدماتی خود در قامت کاندیدای اپوزیسیون ظاهر شده بود؛ در این بین تنها محمود احمدینژاد بود که نخواسته بود حمایت هیچ گروه شاخصی را به خود جلب کند، فردی که نه وزیر بوده نه وکیل، حتی دوستان شهردار تهران هم حاضر به حمایت از وی نشدند؛ به نحوی که در نهایت جمعیت آبادگران تنها ساعاتی به انتخابات مانده از وی حمایت کردند.
حتی نظرسنجیها هم هیچ شانسی را برای احمدینژاد متصور نبود، لیکن این مردم بودند که باید انتخاب میکردند.
در همین ناباوری، فردی که شعارهایی میداد که دیگران به اعتقاد خود آنها را پوسیده میپنداشتند، به دور دوم انتخابات راه یافت و رقیب مردی شد که اکثریت جناح راست و چپ به حمایت از وی پرداختند، حتی خاتمی هم با پشتوانه 22 میلیون رأی خود به مردم توصیه کرد که برای جلوگیری از حاکمیت اختناق به هاشمی رفسنجانی رأی دهید.
نگارنده اين مقاله دو قطبي بودن انتخابات دوره دهم را ويژگي شاخص و بارز آن دانسته و در تحليل خود آورده است: انتخابات دور دهم نیز با دو قطبی شدن وارد فضای عجیب شده بود، در سوی مقابل، اصلاحطلبان به سراغ چهرهای رفته بودند که اصولگرایان و عامه مردم از وی به نیکی یاد میکردند؛ ضمن اینکه میرحسین موسوی توانسته بود حمایت تمامی اپوزیسیون را به خود جلب کند؛ شاید تبریک معنادار اردشیر...
در بخش پاياني اين سرمقاله آمده است: اکنون باید دولت و رئیسجمهور به مقابله با ولایت متهم میشدند تا پایگاههای مردمی دکتر تخریب شود.
اقتدارگرایان متوجه شده بودند که احمدینژاد اهل مسامحه و باج دادن نیست، لذا برای حذف وی از آینده سیاسی کشور برنامهریزی کردند.
کارشکنیها در حال اجرای بزرگترین جراحی اقتصادی کشور میتواند بزرگترین آسیب را به محبوبیت رئیسجمهور بزند، اما باز هم در این بین این هوش و مدیریت مردم ایران بود که نادیده گرفته شده بود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰