از نیمکتهای شریف تا خادمی در هیأت؛ روایت دانشجوهایی که برای عزاداری پای کار آمدند
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ آخرین شبهای ماه صفر که میرسد، دانشگاه صنعتی شریف برای چند ساعت چهرهای متفاوت به خود میگیرد؛ راهروهایی که همیشه محل رفتوآمد دانشجویان، کلاس و آزمایشگاه و بحثهای علمی است، این بار حالوهوای دیگری دارد. مسجد دانشگاه سیاهپوش شده و صدای روضه و مداحی در فضای آن میپیچد. اما پیش از آنکه عزاداران وارد مجلس شوند و پیش از آنکه صدای مداح از بلندگوها شنیده شود، دانشجوهایی آمدهاند که باید مقدمات برگزاری این شب را فراهم کنند؛ دانشجوهایی که اینجا نه پشت میز و نیمکت، بلکه در قامت خادم ایستادهاند.
هیأت الزهرا (س) دانشگاه صنعتی شریف در مراسم آخر صفر، میزبان دانشجویان، دانشگاهیان و عزادارانی است که برای سوگواری اهلبیت (ع) در مسجد دانشگاه جمع شدهاند؛ اما آنچه این مراسم را از یک برنامه معمولی جدا میکند، حضور پررنگ دانشجویان در بدنه اجرایی آن است. اینجا بخش مهمی از کار بر عهده همان دانشجویی است که در طول روز در کلاس درس و آزمایشگاه حضور دارد و حالا چند ساعت از وقت خود را برای خدمت به عزاداران گذاشته است.
چند ساعت مانده به شروع مراسم، هنوز جمعیت زیادی وارد مسجد نشدهاند، اما جنبوجوش در میان خادمان دیده میشود. هر کس مسئولیتی دارد؛ یکی مشغول مرتب کردن فضای مسجد است، دیگری ورودی را سامان میدهد، چند نفر در بخش پذیرایی و چایخانه فعالیت میکنند و گروه رسانه نیز تلاش دارد لحظههای مراسم را ثبت کند. همهچیز باید پیش از ورود عزاداران آماده باشد. برای مخاطبی که چند ساعت بعد وارد مسجد میشود، شاید همهچیز ساده و مرتب به نظر برسد، اما پشت همین نظم، ساعتها کار و هماهنگی دانشجویان قرار دارد.
اینجا «خادم» بودن صرفاً یک عنوان نیست. دانشجویان واقعاً بخشی از مسئولیت برگزاری مراسم را بر عهده دارند؛ از آمادهسازی و پذیرایی گرفته تا انتظامات، رسانه و جمعآوری وسایل پس از پایان مراسم. هیأت الزهرا (س) نیز در برنامهها و فراخوانهای خود برای بخشهای مختلف اجرایی، فرهنگی، رسانهای و انتظامات از دانشجویان برای همکاری دعوت کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد فعالیت این هیأت صرفاً به برگزاری مراسم محدود نمیشود و دانشجویان در ساختن و اداره کردن آن نیز نقش دارند.
کمکم جمعیت وارد مسجد میشود. فضای مسجد شلوغتر میشود و خادمان در جای خود قرار میگیرند. بعضی کنار در ورودی میایستند، بعضی در مسیر رفتوآمد عزاداران حضور دارند و گروهی هم در بخش پذیرایی مشغول خدمت هستند. چای در میان عزاداران توزیع میشود و هر کس تلاش میکند کاری را که بر عهدهاش گذاشته شده، به بهترین شکل انجام دهد. در این میان شاید کمتر کسی بداند دانشجویی که همین حالا یک استکان چای به دست او داده، ممکن است صبح همان روز ساعتها در کلاس یا آزمایشگاه دانشگاه بوده باشد.

دانشگاه صنعتی شریف معمولاً با علم و فناوری، المپیادها، رتبههای علمی و فعالیتهای پژوهشی شناخته میشود؛ اما این شب، تصویری متفاوت از دانشجوی شریف به نمایش میگذارد. همان دانشجویی که روزها درگیر پروژه و درس و پژوهش است، حالا در گوشهای از مسجد ایستاده و به عزاداران خدمت میکند. دانشجویی که شاید برای یک شب، فرصت نشستن در مجلس را هم نداشته باشد؛ چرا که باید مطمئن شود مراسم برای دیگران به بهترین شکل برگزار میشود.
صدای سخنران که بلند میشود، رفتوآمدها کمتر میشود و مجلس شکل اصلی خود را پیدا میکند. عزاداران مینشینند و فضای مسجد آرامتر میشود. اما خادمان همچنان سر جای خود هستند. بعضیها انتهای مسجد ایستادهاند، بعضی کنار ورودی و برخی همچنان مشغول پذیراییاند. برای آنها مراسم از جایگاه دیگری دیده میشود؛ آنها بخشی از مجلساند، اما شاید کمتر فرصت کنند مانند دیگران پای سخنرانی بنشینند و روضه گوش دهند.
وقتی مداحی آغاز میشود، حالوهوای مسجد تغییر میکند. صدای جمعیت با نوای مداح در هم میآمیزد و فضای مسجد رنگ عزا میگیرد. بعضی خادمان لحظهای در کار خود مکث میکنند و به مجلس نگاه میاندازند، اما دوباره به وظیفهشان برمیگردند. یکی باید به ورودی سر بزند، دیگری باید پذیرایی را ادامه دهد و نفر دیگری مراقب نظم مراسم باشد. شاید این همان معنای واقعی خادمی باشد؛ اینکه حتی وقتی دلت میخواهد مانند بقیه در مجلس بنشینی، مسئولیتی که پذیرفتهای تو را به سمت دیگری میبرد.
هیأت الزهرا (س) دانشگاه شریف سالهاست که در مناسبتهای مذهبی مختلف برنامه برگزار میکند و فعالیتهای آن تنها به یک شب یا یک مناسبت خاص محدود نیست. محرم و صفر، فاطمیه، مراسم هفتگی و دیگر برنامههای مذهبی و فرهنگی در طول سال، بخشی از فعالیت این مجموعه را تشکیل میدهد. در این میان، دانشجویان نیز در کنار حضور به عنوان مخاطب، در اجرای برنامهها نقش دارند. همین حضور مستمر باعث شده فعالیت هیأت برای بخشی از دانشجویان، به یکی از تجربههای جدی دوران دانشگاه تبدیل شود.
در یک هیأت دانشجویی، «خدمت» فقط پذیرایی کردن نیست. پشت یک مراسم چندساعته، مجموعهای از کارهای کوچک و بزرگی وجود دارد که معمولاً مخاطب آنها را نمیبیند؛ هماهنگی سخنران و مداح، آمادهسازی مسجد، تنظیم صوت، اطلاعرسانی، تصویربرداری، پذیرایی، انتظامات، نظافت و دهها کاری که باید پیش از شروع مراسم انجام شود و پس از پایان آن نیز ادامه پیدا کند. بخش قابل توجهی از این کارها را دانشجویانی انجام میدهند که شاید نامشان هیچگاه روی پوستر مراسم نوشته نشود.
یکی از دانشجویان خادم که ساعتهاست در مسجد حضور دارد، شاید فرصت نکرده باشد حتی یکبار کامل در مجلس بنشیند. کار او از قبل از شروع مراسم آغاز شده و تا پایان ادامه دارد. اینجا تفاوت میان «حضور در هیأت» و «خادم هیأت بودن» خودش را نشان میدهد. عزادار میآید، مینشیند، روضه میشنود و پس از پایان مراسم برمیگردد؛ اما خادم باید پیش از همه حاضر شود و بعد از همه برود.
هرچه به پایان مراسم نزدیکتر میشویم، جمعیت آرامآرام مسجد را ترک میکند. صدای قدمها بیشتر میشود و فضای مسجد کمکم خلوت میشود. اما برای خادمان هنوز کار تمام نشده است. صندلیها باید جمع شود، وسایل باید به محل خود برگردد، بخش پذیرایی باید سامان بگیرد و فضای مسجد برای روزهای آینده آماده شود. خادمی دقیقاً از همینجا معنای خودش را نشان میدهد؛ جایی که دیگر دوربینها کمتر هستند و جمعیت رفته است، اما دانشجو هنوز ایستاده و کار میکند.

چند نفر مشغول جمع کردن وسایلاند. بعضیها سیاهیها و تجهیزات را مرتب میکنند و عدهای فضای مسجد را تمیز میکنند. خستگی در چهره بعضیها دیده میشود، اما کار باید تمام شود. مراسم برای عزاداران به پایان رسیده، اما برای خادمان هنوز چند ساعت دیگر ادامه دارد. این شاید سادهترین و واقعیترین تصویر از خادمی باشد؛ کاری که زمانی تمام میشود که دیگر کسی برای دیدن آن حضور ندارد.
آخر صفر برای دانشگاه شریف فقط پایان یک دوره عزاداری نیست؛ فرصتی است برای دیدن بخشی از زندگی دانشجویی که معمولاً کمتر دیده میشود. دانشجو در این شب فقط مخاطب یک برنامه مذهبی نیست؛ خودش بخشی از فرآیند برگزاری آن است. از آمادهسازی مسجد گرفته تا پذیرایی و انتظامات و رسانه، همهچیز با حضور دانشجویانی پیش میرود که برای چند ساعت، درس و کلاس و پروژه را کنار گذاشتهاند تا مسئولیتی دیگر را تجربه کنند.
این تصویر، روایت دیگری از دانشگاه است؛ دانشگاهی که در طول روز با علم و فناوری شناخته میشود و در شبهای مناسبتی، بخشی از دانشجویانش را در قامت خادم میتوان دید. دانشجویی که شاید روزها پشت لپتاپ و کتاب بنشیند، شب در چایخانه هیأت ایستاده باشد. دانشجویی که در کلاس درس مسئله حل میکند، اینجا مسئولیت یک بخش از مراسم را بر عهده گرفته است؛ و دانشجویی که معمولاً برای رسیدن به موفقیت شخصی تلاش میکند، این بار وقتش را برای خدمتی جمعی گذاشته است.
شاید ارزش چنین مراسمی فقط در تعداد حاضران یا نام سخنران و مداح خلاصه نشود. بخش مهمی از آن در همین پشت صحنه اتفاق میافتد؛ جایی که دانشجویان یاد میگیرند مسئولیت بپذیرند، کنار یکدیگر کار کنند، برای یک هدف مشترک تلاش کنند و بدون انتظار برای دیده شدن، کاری را به سرانجام برسانند.
در پایان شب، مسجد آرامتر از همیشه است. صدای روضه دیگر شنیده نمیشود و جمعیت رفته است. اما چند دانشجو هنوز در مسجد هستند. یکی وسایل را جمع میکند، دیگری آخرین کارهای پذیرایی را انجام میدهد و نفر دیگری مشغول مرتب کردن فضای مراسم است. شاید اگر چند ساعت قبل از اینجا عبور کرده بودی، فقط جمعیت عزاداران را میدیدی؛ اما حالا میتوانی کسانی را ببینی که پشت آن مجلس ایستاده بودند.
خادمان هیأت الزهرا (س) دانشگاه شریف شاید در طول مراسم کمتر دیده شوند، اما اگر آنها نباشند، بسیاری از جزئیات این شب شکل نمیگیرد. آنها بخشی از همان روایتی هستند که معمولاً پشت صحنه میماند؛ روایت آدمهایی که آمدند تا خدمت کنند، نه اینکه دیده شوند.
آخر صفر تمام میشود. سیاهیها پایین میآید، مسجد دوباره به فضای معمول دانشگاه بازمیگردد و دانشجویان به کلاس و درس و پروژههایشان برمیگردند. اما تجربه این چند شب برای خادمان باقی میماند؛ تجربهای از ایستادن، دویدن، هماهنگی، پذیرایی و خدمت.
در دانشگاهی که نامش با علم و فناوری گره خورده، گاهی باید چند قدم از کلاسها فاصله گرفت و به مسجد دانشگاه رفت تا تصویر دیگری از دانشجو را دید؛ دانشجویی که در آخرین شبهای صفر، به جای نشستن و تماشا کردن، آستین بالا زده و بخشی از بار یک مجلس را بر دوش گرفته است.