مقدم ميهمانان را حتي در پيادهرو گرامي ميدارد
يك پارچهنوشته و يك شيرخوارگاه
پارچهنوشتهاي با زمينه زرد و خط قرمز، مقدم ميهمانانش را حتي در پيادهرو گرامي ميدارد و برايش ابريشمي يا كارتني فراهم ميكند كه در صورت خستگي مفرط ميهمان اندكي به پهلوي چپ دراز بكشد.
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ صبح روز جمعه، 11 شهريورماه، اتفاقي چشمش به يك كودكي كه در پيادهرو دراز كشيده ميافتد و بلافاصله عكسي در گوشي همراهش تصوير ميشود كه همخواني را در همجواري يك پارچه نوشته خير مقدم، يك مجتمع و ميهمان ناخوانده در پيادهرو نشان دهد.
صحنه نمايش شبيه يك تئاتري است كه كودك داستان را در مقابل تابلوي حكاكي شده شيرخوارگاه آمنه قرار داده و يك پارچهنوشتهاي هم به خاطر خيرمقدم براي ميهمان كوچولو در نزديكترين فاصله به كودك و درب شيرخوارگاه نصب كرده است.
عكاس رهگذر با اتوبوس تندروي خط تجريش – راهآهن در اولين ثانيههاي چراغ سبز از محل دور ميشود و از صحنه خداحافظي ميكند و معلوم نيست اين كودك تا چه ساعتي در پيادهرو دراز خواهد كشيد و تا كي پارچهنوشته در جلوي درب شيرخوارگاه باقي خواهد ماند.
ياد منشي مدير ميافتم كه چقدر با صلابت از ارائه هر گونه اطلاعات به خبرنگار پرهيز ميكرد و از جواب دادن حتي يك سوال شديداً امتناع ميورزيد، اما جواب كلي سوال را اين بار نه در اتاق مبلمان منشي مدير بلكه در پيادهرو و در پهنه سنگهاي سرد در يك روز تعطيلي ميگيرم.
چند روز پيش از اين، در يك روز باراني جمعي خبرنگار و مسئولان سازمان بهزيستي در شيرخوارگاه آمنه گرد هم آمده بودند تا مشاركتهاي مردمي و خيرين را خبري كنند و تردد چندين كودك در بغل دايههاي كمي مهربانتر از مادر نزديك بود كه به گزارشم جان تازهاي بخشد اما اجازه نداشتم حتي از نزديكيهاي اتاقهاي كودكان بيسرپرست و بدسرپرست گذري داشته و كمي در لحظههاي ناب زندگي طفلها شركت كنم.
ماحصل اين نشست دو خبر دست و پا شكسته بود كه كمي با عجله و اندكي ديرتر يا زودتر از ساير خبرنگاران از گوشي تلفن همراه خوانده شد اين در حالي است كه اصليترين بخش كار، يعني بازديد از مجتمع شيرخوارگاه آمنه به آساني به فراموشي سپرده ميشود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰