گلستان تشنه تصمیم است، نه افتتاحیه/ سهم اهالی محروم هیرکان از سفر معاون رئیس‌جمهور چه بود؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۷۹۰۳
گزارش|

گلستان تشنه تصمیم است، نه افتتاحیه/ سهم اهالی محروم هیرکان از سفر معاون رئیس‌جمهور چه بود؟

در سفر سه روزه معاون رئیس‌جمهور به گلستان، پروژه‌هایی پرشماری افتتاح شد؛ اما اهالی محروم دیار هیرکان می‌خواهند بدانند که برای آب، اشتغال، راه و مطالبات کشاورزان و روستاییان چه تصمیمی گرفته شد.
معاون توسعه روستایی رئیس جمهور
علی قاسمعلی

به گزارش خبرنگار گروه استان‌های خبرگزاری دانشجو، گلستان با بحران آب، فرونشست زمین، راه‌های روستایی فرسوده، سیلاب، بیکاری، ضعف سرمایه‌گذاری، خام‌فروشی، عقب‌ماندگی صنعتی و چالش‌های محیط‌زیستی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ با این حال سفر سه‌روزه معاون توسعه روستایی و مناطق محروم رئیس‌جمهور بیش از آنکه به تصمیم‌های روشن برای این بحران‌های مزمن منتهی شود، در افتتاح پروژه‌ها، آغاز عملیات اجرایی طرح‌های قدیمی و البته حاشیه‌هایی گذشت که بخشی از افکار عمومی را نسبت به اولویت‌های این سفر دچار پرسش کرد.

عبدالکریم حسین‌زاده در این سفر چندین طرح زیرساختی، انرژی، درمانی و گردشگری را افتتاح یا کلنگ‌زنی کرد، از سد چایلی در شرق گلستان بازدید کرد، عملیات اجرایی طرح گردشگری آشوراده را آغاز کرد و در شورای برنامه‌ریزی استان پای درد دل مدیران و نمایندگان نشست.


او همچنین بر ضرورت عبور از نسخه‌های تکراری محرومیت‌زدایی تأکید کرد. با این حال، پرسش اصلی همچنان باقی است: سهم بحران‌های اصلی گلستان از این سفر چه بود و کدام مطالبه پس از خروج معاون رئیس‌جمهور از استان، صاحب اعتبار، زمان‌بندی و مسئول مشخص شد؟فهرست افتتاح‌ها و بازدیدهای این سفر کم نبود. افتتاح ICU بیمارستان مراوه‌تپه، بهره‌برداری از طرح‌های نیروگاهی و گازی، افتتاح سد آقدکش و آغاز عملیات اجرایی طرح گردشگری آشوراده، بخشی از برنامه‌هایی بود که در جریان سفر انجام شد.


مسئولان استانی نیز تلاش کردند تصویری از تحرک عمرانی و توسعه‌ای دولت در گلستان ارائه کنند، اما واقعیت این است که مشکل استان کمبود پروژه روی کاغذ نیست. بخش قابل توجهی از مشکلات به طرح‌هایی بازمی‌گردد که سال‌ها در صف اعتبار، مجوز، اجرا یا بهره‌برداری مانده‌اند. به همین دلیل، برای استانی با این حجم از مطالبات، ارزش یک سفر دولتی نه در تعداد افتتاحیه‌ها، بلکه در تصمیم‌هایی سنجیده می‌شود که پس از پایان سفر روی زمین باقی می‌ماند.


حسین‌زاده در شورای برنامه‌ریزی استان تأکید کرد که «محرومیت نباید صرفا به یک عدد روی کاغذ تقلیل یابد» و تعلل و بروکراسی‌های غیرضروری در مسیر محرومیت‌زدایی را خیانت در حق مردم دانست. این سخن اگر قرار باشد فراتر از یک موضع‌گیری در جلسه باقی بماند، باید در خروجی همین سفر دیده شود؛ جایی که مردم انتظار دارند مشکل مشخص، اعتبار مشخص و مسئول مشخص داشته باشد.

 


گلستان تشنه است؛ سهم بحران آب از این سفر کجاست؟

در میان همه مشکلات گلستان، بحران آب شاید مهم‌ترین آزمون این سفر بود. در شرایطی که بخش‌هایی از گرگان با قطعی‌های طولانی‌مدت ۱۲ ساعته آب شرب مواجه می‌شوند، ۲۵۷ روستای استان با تانکر آبرسانی می‌شوند و شرکت آب و فاضلاب برای طرح‌های اضطراری آبرسانی به ۱۳۳۶ میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد، دیگر نمی‌توان آب را صرفاً یک مطالبه محلی دانست. این بحران مستقیماً با زندگی مردم و آینده توسعه استان گره خورده است.


وضعیت ناوگان آبرسانی نیز تصویر روشنی از عمق مشکل ارائه می‌دهد. گلستان تنها ۳۰ دستگاه تانکر آبرسانی در اختیار دارد که ۲۵ دستگاه از آن‌ها بیش از ۲۱ سال عمر دارند. تاکنون بیش از ۱۹ هزار سرویس آبرسانی انجام شده و بیش از ۳۰۰ هزار مترمکعب آب از طریق تانکر در مناطق روستایی توزیع شده است. این اعداد نشان می‌دهد مسئله آب با چند طرح مقطعی حل نمی‌شود و به تصمیم ملی، اعتبار پایدار و مدیریت واحد نیاز دارد.

گلستان تنها ۳۰ دستگاه تانکر آبرسانی در اختیار دارد که ۲۵ دستگاه از آن‌ها بیش از ۲۱ سال عمر دارند.


با این حال، پس از پایان سفر، همچنان مشخص نبود برای این بحران چه نقشه راه مشخصی تعیین شده و کدام دستگاه یا مقام مسئول پیگیری و اجرای آن خواهد بود.در کنار بحران آب، نحوه توزیع منابع نیز محل سؤال است. در سال جاری حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان برای توسعه روستایی و محرومیت‌زدایی پیش‌بینی شده که سهم گلستان حدود ۶۹ میلیارد تومان اعلام شده است؛ این در حالی است که سهم جمعیت روستایی گلستان از جمعیت روستایی کشور حدود ۴.۳ درصد است.


فاصله میان سهم جمعیت روستایی استان و سهم اعتبارات، دست‌کم این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا نظام فعلی توزیع منابع می‌تواند پاسخگوی محرومیت‌های انباشته و نیازهای زیرساختی گلستان باشد یا خیر.


این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که مشکلات راه‌های روستایی را نیز کنار بحران آب بگذاریم. بر اساس گزارش ارائه‌شده در شورای برنامه‌ریزی، ۱۶۸ کیلومتر از راه‌های روستایی بالای ۲۰ خانوار استان هنوز آسفالت نشده و حدود ۱۸ درصد راه‌های روستایی گلستان آسفالت نیست.


علاوه بر این، حدود ۳۵۰ کیلومتر از راه‌های موجود به دلیل فرسودگی و خسارت‌های ناشی از سیلاب به بهسازی و روکش آسفالت نیاز دارد و مطالبات پیمانکاران این حوزه به حدود ۴۵۸ میلیارد تومان رسیده است.


این اعداد فقط درباره جاده نیستند؛ راه نامناسب هزینه انتقال محصول را بالا می‌برد، دسترسی روستاها را دشوار می‌کند و انگیزه سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد. در نهایت، توسعه روستایی بدون زیرساخت ارتباطی مناسب، بیشتر شبیه یک شعار باقی می‌ماند تا یک برنامه اجرایی.

 

۷۰ محصول داریم؛ چرا هنوز خام‌فروشی می‌کنیم؟

گلستان در بخش کشاورزی نیز با یک تناقض جدی مواجه است. استانی با بیش از ۷۰ محصول کشاورزی، همچنان از خام‌فروشی، درآمد سرانه پایین و ضعف سرمایه‌گذاری رنج می‌برد. نمایندگان استان در شورای برنامه‌ریزی خواستار تبدیل گلستان به پایلوت ملی توسعه روستایی مبتنی بر زنجیره ارزش کشاورزی و دامداری شدند؛ پیشنهادی که اگر به اجرا برسد می‌تواند بخشی از مشکل قدیمی اقتصاد استان را هدف قرار دهد.


مسئله فقط تولید بیشتر نیست. اگر محصول در گلستان تولید شود اما فرآوری، بسته‌بندی و بخش مهمی از زنجیره صادرات خارج از استان شکل بگیرد، ارزش افزوده نیز از گلستان خارج می‌شود. بنابراین عبور از خام‌فروشی، نیازمند ایجاد زنجیره‌ای است که از مزرعه آغاز شود و تا بازار ادامه پیدا کند.

 

در شورای برنامه‌ریزی، تقریباً همه مشکلات اصلی استان نیز مطرح شد؛ از حق‌آبه اترک و لایروبی گرگانرود تا آبرسانی روستاها، راه‌های روستایی، بیابان‌زایی، فرونشست، سیلاب، اشتغال، سرمایه‌گذاری و پروژه‌های نیمه‌تمام. در این میان، مطالبات گندمکاران نیز یکی از مهم‌ترین موضوعات بود.

در شورای برنامه‌ریزی، تقریباً همه مشکلات اصلی استان نیز مطرح شد


امسال ۶۵ هزار کشاورز گلستانی ۸۴۳ هزار تن گندم تحویل مراکز خرید داده‌اند که ارزش آن حدود ۴۲ هزار میلیارد تومان اعلام شده است. از این رقم حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان پرداخت شده و ۱۷ هزار میلیارد تومان همچنان باقی مانده است. حسین‌زاده در واکنش به این مطالبه از دستور رئیس‌جمهور برای تسریع در پرداخت مطالبات گندمکاران خبر داد. این وعده می‌تواند در صورت تحقق یکی از خروجی‌های ملموس سفر باشد، اما در نهایت معیار، میزان و زمان پرداخت خواهد بود، نه صرفاً اعلام پیگیری.


یکی دیگر از مسائل قابل توجه، تمرکز حجم زیادی از مطالبات تخصصی بر دوش معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم بود. بحران آب بدون وزارت نیرو حل نمی‌شود و پرونده‌های محیط‌زیستی نیز نیازمند حضور دستگاه‌های تخصصی هستند. خلیج گرگان، آشوراده، سد نرماب، سد میرداماد، فرونشست زمین و لایروبی گرگانرود، پرونده‌هایی چندلایه هستند که هر کدام نیازمند تصمیم تخصصی و هماهنگی میان چند دستگاه‌اند.


انتظار می‌رفت در چنین سفری، مسئولان تخصصی دولت نیز متناسب با موضوعات مطرح‌شده وارد میدان شوند تا برای هر پرونده مسیر مشخصی تعیین شود؛ در غیر این صورت، سفر مقام دولتی بیشتر به جلسه‌ای برای شنیدن فهرست مشکلات تبدیل می‌شود.

 

سفر تمام شد؛ حالا چه کسی پاسخگوی وعده‌هاست؟

در کنار مسائل اصلی استان، برخی حاشیه‌ها نیز بر فضای سفر سایه انداخت. یکی از آن‌ها دیدار حسین‌زاده با خانواده سردار آزمون در گنبدکاووس بود. معاون رئیس‌جمهور در این دیدار درباره تلاش برای تسهیل بازگشت آزمون به ترکیب تیم ملی سخن گفت؛ موضوعی که با واکنش منفی بخشی از افکار عمومی و فعالان رسانه‌ای استان مواجه شد.


مسئله، اصل دیدار با خانواده یک چهره ورزشی نیست، بلکه تصویری است که چنین دیداری در کنار مطالبات سنگین مردم ایجاد می‌کند. در استانی که مردم آن با قطعی آب، راه‌های نامناسب، اشتغال و پروژه‌های نیمه‌تمام مواجه‌اند، طبیعی است که چنین موضوعی در مقایسه با مسائل اصلی استان، محل نقد قرار گیرد.

مسئله، اصل دیدار با خانواده یک چهره ورزشی نیست، بلکه تصویری است که چنین دیداری در کنار مطالبات سنگین مردم ایجاد می‌کند.


نحوه پشتیبانی از خبرنگاران نیز حاشیه دیگری ایجاد کرد. نقص فنی یا اتمام سوخت خودروی ون حامل خبرنگاران و بی‌توجهی خودروهای همراه، موجب نارضایتی خبرنگاران شد و در نهایت به عذرخواهی مسئولان انجامید. شاید این اتفاق در نگاه اول موضوعی فرعی باشد، اما در سفر یک مقام عالی‌رتبه دولتی، مدیریت رسانه نیز بخشی از کیفیت اجرای سفر است. خبرنگار برای پوشش سفر اعزام می‌شود و باید حداقل امکانات لازم برای انجام وظیفه خود را در اختیار داشته باشد.


در همین حال، کم‌رنگ بودن حضور مستقیم مردم در برنامه سفر نیز مورد نقد قرار گرفت. حسین‌زاده از کارگاه صنایع دستی و بافت تاریخی گرگان بازدید کرد، اما گفت‌وگوی عمومی و مستقیم با مردم جایگاه پررنگی در برنامه سفر نداشت. برای سفری که عنوان توسعه روستایی و مناطق محروم را دارد، شنیدن صدای مردم اهمیت ویژه‌ای دارد. محرومیت را نمی‌توان فقط از پشت میز مدیران شناخت و برای توسعه نیز نمی‌توان صرفاً بر اساس گزارش‌های اداری تصمیم گرفت.


حالا سفر سه‌روزه به پایان رسیده است. پروژه‌هایی افتتاح شده، عملیات اجرایی طرح‌هایی آغاز شده و وعده‌هایی نیز داده شده است؛ اما آزمون واقعی از روز بعد شروع می‌شود. باید دید سهم گلستان از منابع ملی افزایش پیدا می‌کند یا خیر، مطالبات گندمکاران چه زمانی کامل پرداخت می‌شود، برای بحران آب ۲۵۷ روستا چه اعتبار مشخصی اختصاص پیدا می‌کند، سد نرماب چگونه تعیین تکلیف خواهد شد، حق‌آبه اترک به چه نتیجه‌ای می‌رسد و پروژه آشوراده چه زمانی از مرحله وعده و مجوز به اجرای واقعی می‌رسد.


حسین‌زاده گفته است گلستان ظرفیت گسترده‌ای برای خلق ثروت دارد و باید با تدوین برنامه‌ای متناسب با مزیت‌های استان، از اتکای صرف به منابع دولتی عبور کرد. این نگاه می‌تواند نقطه آغاز یک مسیر درست باشد، اما ظرفیت بدون سرمایه، برنامه بدون زمان‌بندی و وعده بدون مسئول مشخص، توسعه ایجاد نمی‌کند.

اگر نتیجه در قاب افتتاح پروژه‌ها و فهرست وعده‌ها باقی بماند، مشکلات گلستان همچنان پابرجا خواهند


گلستان امروز بیش از افتتاحیه به تصمیم نیاز دارد؛ بیش از وعده به اعتبار و بیش از شعار به زمان‌بندی و مسئول پاسخگو نیاز دارد. سفر مقام دولتی زمانی برای مردم معنا پیدا می‌کند که نتیجه آن در زندگی روزمره دیده شود؛ وقتی آب پایدارتر شود، راه روستاها بهبود پیدا کند، طلب کشاورز پرداخت شود، پروژه‌های سال‌خورده تعیین تکلیف شوند و سرمایه‌گذاری از مرحله وعده عبور کند.


اگر خروجی این سفر به چنین مطالباتی پاسخ دهد، می‌توان از یک سفر اثرگذار سخن گفت؛ اما اگر نتیجه در قاب افتتاح پروژه‌ها و فهرست وعده‌ها باقی بماند، مشکلات گلستان همچنان پابرجا خواهند ماند؛ مشکلاتی که سال‌هاست از سفری به سفر دیگر منتقل می‌شوند.

پربازدیدترین آخرین اخبار