کد خبر:۱۴۶۹۶۵
مشكيني در گفتوگوي تفصيلي با «خبرگزاری دانشجو» تشريح كرد-2
علت تمایل اصلاح طلبان براي ورود به نظام/دليل شرط گذاری خاتمی/تفاوت های احمدی نژاد و خاتمی/ بایسته های 7+8
دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب در گفت وگوی تفصیلی با «خبرگزاری دانشجو» از گوشه و کنار عالم سیاست، تحلیل آرایش سیاسی جناح ها برای انتخابات مجلس، دليل شرط گذاری خاتمی، بایسته های 7+8 و ... می گوید.
گروه سياسي «خبرگزاری دانشجو»؛ در ادامه بررسي علل و عواملي سوم تير جاي 27 خرداد را بگيرد در گفتگوي تفصيلي با عباس زاده مشكيني كه جزو حلقه هاي اول ياران احمدي نژاد در انتخابات 84 و دبير كيمته رسانه اي ستاد وي در آن سال محسوب مي شد وي گفت: گسترش گفتمان 27 خرداد در دانشگاه، محصول تلاش رویشهاي انقلاب است كه در بستر اصولگرايي ايجاد شده اند.
نقطه عطف سالهاي 76 و 80 چه بود؟
مردم درسال 1376 به سمتی اقبال نشان دادند که تبدیل به یک نقطه عطف مي شود. به تعبيري سال 76 در سير سياسي كشور يك نقطه عطف است.
وقتي مردم به يك گفتمان گرايش پیدا می کنند و آن را انتخاب مي كنند گفتمان هايي كه با اقبال عمومي مواجه نمي شوند بايد خودشان را بازبيني كنند و نقد درون گفتماني كنند تا مشخص شود كجاي كارشان ايراد داشته است. البته ممكن است گفته شود كه انتخاب مردم تحت تاثير فشار رسانه هاي خارجي و جنگ رواني بوده است. این ممکن است اما اين گونه نيست كه جنگ رواني صدرصد جواب بدهد.
خوشبختانه در كشور ما سنگين ترين هجوم و جنگ رواني دشمن جواب منفي داد، درست است كه طيفهايي تحت تاثير قرار مي گيرند، ولي اكثريت مردم تحت تاثير قرار نمي گيرند. گفتماني كه راي نمي آورد بايد با يك نقد درون گفتماني، خودش را بازسازي كند، و با واقعيتهاي اجتماعي تطبيق دهد تا دوباره بتواند به میدان بيايد.
پس از اقبال مردم در سال 76 به گفتمان خاتمی، این روند در مجلس و دور دوم ریاست جمهوری نیز ادامه پیدا کرد. اما از سال 80 به بعد رويكرد تغيير كرد. باید دید گرایش مردم به كدام سمت تغيير پيدا كرد. اگر شعارهای جمعیت آبادگران را که مورد توجه مردم در آن مقطع قرار گرفت ملاحظه بفرمائيد، مشخص است بر مدار گفتمان خدمت، مردم، دين باوري و انقلاب اسلامي شكل گرفته است.
پس از آن مجلس هفتم نیز مجدداً بر همين مدار شكل گرفت. و رياست جمهوري سال 84 و 88 هم بر همين مبنا شكل گرفت و روز به روز بر مشارکت و اقبال مردم افزوده شد و در سال 88 به 25 ميليون نفر رسید، اين گرايش مردم نشان مي دهد مردم گفتمان عدالت در سپهر انديشه انقلاب اسلامي را ترجيح مي دهند ، مردم انقلابشان، نظامشان و قانون اساسيشان را دوست دارند. و هر كسي را در چهارچوب همين قانون اساسي سيستم را كارآمد كند، خدمت كند به مردم، كارهاي بزرگ انجام دهد، دوست دارند. باید گفت تا به خال خلاف این خواست مردم ثابت نشده و ريل حركت مردم بر همين مدار است.
عملكرد دولت را چكونه ارزيابي مي كنيد؟
در دولت اصلاحات شوخي مرسومي بود، که مي گفتند اگر دولت كاري نكرد حداقل اثبات كرد كشور بدون دولت هم اداره مي شود. ببينيد دولت احمدي نژاد با همين اختيارات در كشور چه كار كرد؟
كشور هستهاي شد، جراحي بزرگ اقتصادي در اين كشور اتفاق افتاد. تحولات اساسي در كشور اتفاق افتاد، در بحث انرژي ببينيد چه اتفاقي افتاد، تعداد خودرو نسبت به 7 سال پيش دو برابر شده و مصرف كاهش پيدا كرده است، و این و اين يعني تحول، يعني اصلاح. در شش سال گذشته مهاجرت به شهرهاي بزرگ كم شده حتي مهاجرت معكوس شروع شده است.
اين يعني اجراي عدالت و رفتن امكانات و فرصت از مركز به پيرامون. شما هر چه از مركز كشور به پيرامون حركت كنيد آثار عدالت را بيشتر مي بينید و هر چه از مركز كشور به طرف حاشيه حركت كنيد رضايت مردم هم بيشتر مي شود، ببينيد در همين انتخابات رياست جمهوري هر چه از تهران به سمت مناطق مرزي می رفتید راي احمدي نژاد بيشتر مي شد، و اين يعني عدالت اجرا شده است. عدالت در شعارها نيست، مردم را كه با شعار نمي شود راضی کرد.
مردم بايد لمس كنند، نتيجه اجراي سياستها را بايد لمس كنند، خوب لمس كردند، الان هم سياستهاي دولت بر همين مبناست، اتفاقاً با سرعت بيشتر، نظر من اين است كه مردم ما مسلمان هستند و مردم ما ضريب هوشي بسيار بالايي دارند، از نظر سياسي با معرفت ترين مردم روي كره زمين هستند اصلاً اين ملت ذاتاً به صورت تاريخي عدالتخواه هستند، آن هم نه عدالت با تعريف كمونيستي، بلکه عدالت اسلامي، مسير دولت هم كماكان روی همین ریل است اما با قوت بيشتر. وبه نظرم اين حقايق نبايد تحت الشعاع برخي حواشي قرار بگيرد.
احمدي نژاد و خاتمي چه تفاوتي در راستاي همراه کردن جریان ها داشتند؟
احمدي نژاد و خاتمي كاملاً متفاوتند، به نظر من احمدي نژاد در جلب همكاري كارهاي نيروهاي طيف هاي مختلف سياسي مثبت ظاهر شد، همان طور که گفته شد احمدي نژاد بعد از 27 خرداد وقتي رئيس جمهور شد، به خاطر همراه کردن جریان ها، از اعضای اصلی گفتمانش در كابينه استفاده نکرد.
شيوه احمدي نژاد اين بود که اينها بويژه كساني كه سوم تير همراه شدند بيايند در سر خرمن گفتمان عدالت جمع شوند، و بديهي است که پرچمداران اين گفتمان بايد كساني باشند که این براي پا گرفتن اين گفتمان تلاش بيشتري كرده اند، و سایرین به آنها کمک نمایند، و خودشان را با آن تطبیق دهند، اما نيرو هاي كمكي رقيب حاملان اصلي شدند كه اصولا انتظار مي رفت رفيق شوند. به نظر من مشغله مملكت داري و شوق خدمت، احمدي نژاد را از توجه در خور انتظار به حاملان گفتمان 27 خرداد بويژه در استانها كمي غافل كرد.
جريان اصولگرايي چه رويش هايي داشته است؟
در شرایط کنونی ما اميدواريم كه جريان اصولگرايي يك چتر بسيار فراگيري را ايجاد كند و همه نيروهاي معتقد به انقلاب، نظام و ولايت، نیروهای عاشق ساختن كشور، عاشق استقلال و اعتلای كشور و همه طرفداران عدالت، زير اين چتر جمع شوند. اين مطلوب است و البته مستلزم اين است كه دوستان ما بدنه اجتماعي را ببينند، سرمايههاي اجتماعي را ببينند، جوانها را ببينند، دانشجويان را ببينند، اين دوستان بايد رویشهاي جريان اصولگرايي را ببينند، رويشهاي جريان اصولگرايي همانهايي هستند كه مثلا در ماه مبارك رمضان با حضرت آقا ديدار كردند، خوب الان براي دوستاني كه الان دغدغه وحدت اصولگراها دارند اين رويش ها كجاي فرمول آنها قرار دارد؟ گسترش گفتمان 27 خرداد در دانشگاه، محصول تلاش رویشهاي انقلاب است كه در بستر اصولگرايي ايجاد شده اند.
اين گفتمان فرزند مشروع و نخبه و خوب و متدين و كارآمد جريان اصولگرايي است. حاملان گفتمان 27 خرداد، فرزند مشروع، كارآمد، متدين، سربه زير، كارا و با نشاط جریان اصولگرایی هستند، که نبايد فضا بر این فرزند تنگ شود، يا از ظهور و بروز و اعتلای او جلوگيري شود.
برای اصولگرایان راهی جز وحدت حول گفتمان عدالت وجود ندارد من علاقه مند پيش بيني نيستم، اصلا وحدت را ما بايد بسازيم و ساز و كار آن را ايجاد كنيم.
بايد به وحدت اصولگرایان اميدوار بود. هر گفتماني ميل به تعالي دارد، هر گفتمان عقلايي، كامل و كارآمدی ميل به اعتلا و گسترش دارد. گفتماني كه ميل به محدوديت پيدا كند به ضد خودش تبديل مي شود. گفتماني كه علاقه مند به اعتلا و گسترش است بايد روحيه پذيرش ديگران را داشته باشد.
هر جا صداي حقي بلند شد اين گفتمان بايد به كمكش برود. اگر ساز و كار، ساز و كار وحت موثري باشد اين گفتمان وظيفهاش است كمك كند تكليفش است كه كمك كند ما تكليف داريم براي اجماع موث كار كنيم، ما تكليف داريم براي وحدت كار كنيم.
ساز و کار وحدت این است که به حداقلها قناعت كنيد، برای دستیابی به وحدت باید از بخشي از ترجيهات شخصي، گروهي و فاميلي بگذريم. يعني در اصول به وحدت برسيم، در عین حالی که ممکن است در فروع، متفاوت فكر كنيم. بايد چتري درست كنيم که بيشترين سرمايه اجتماعي زير اين چتر قرار بگيرد. اين لازمه وحدت است.
وحدت چهار نفره يا پنج تا حزب و گروه وحدت جريان اصولگرايي نيست، يك جريان بدنه دارد، وحدت در پشت درهاي بسته به درد نمي خورد، هر وحدتي كه معطوف بدنه اجتماعی نباشد در انتخابات به درد نمي خورد، ما خوشبختانه در جريان اصولگرايي وحدت نظري داريم، وقتي وحدت نظري هست، در حوزه عمل به راحتي مي توان به وحدت عملي رسيد.
كافي است حضرات كمي صبر داشته باشند، همديگر را تحمل كنند، به انگشت اشاره رهبري نگاه کنند و ببینند اشاره ایشان به چيست. اگر اين مسائل را دوستان مدنظر قرار دهند به نظر من وحدت قابل دست يافتن است. آن هم وحدت موثر، من از وحدت موثر دارم حرف مي زنم، نه وحدت غيرموثر، وحدتي كه آثار نداشته باشد وحدت نيست. به نظر من عمده ترين سرمايه اجتماعي جريان اصولگرا در شرايط فعلي، متاثر از گفتمان عدالت است و اگر به این گفتمان و حاملان آن بي توجهی شود به وحدت موثر نمي رسیم.
اصولگرایی حقيقي چه تعريفي دارد؟
اگر كسي بگويد من حامل گفتمان عدالت هستم ولي اصولگرا نيستم اين نه عدالت را فهميده و نه اصولگرايي را، من به دلایلی نمي خواهم از این افراد اسم ببرم، و بگویم اين ها وزنشان چقدر است. ما به دنبال وحدت هستيم، وحدت موثر، ، اتفاقاً پذيرش تكثر در جامعه طبيعي و لازم است، و از آن گريزي نيست، جريان، يك مباني نظري دارد و كسي نمي تواند بگويد من اصولگرا هستم اما اصلاح را قبول ندارم.
چنین کسی در حوزه نظري اصولگرا نيست، كسي هم که بگويد من اصولگرا هستم ولي اشتباهم را قبول نمي كنم، اين فرد هم اصولگرا نيست، قبول اشتباه جزو اصول است، اصول در جمهوري اسلامي مشخص است اسلام، انقلاب، امام و رهبري، ولايت فقيه، مردم و منافع ملي و ملزومات اينها شما نمي توانيد بگوييد من اين تكهاش را قبول ندارم، اگر يك تكهاش را قبول داري و تكه ديگرش را قبول نداري پس فقط خودت را قبول داري؟ بي دلیل اسم خودت را گذاشته اي اصولگرا. اصولگرا كسي است كه همه اصول را باور كند. اصولگرایی بازار ميوه نيست كه آن چيزي كه خودتان خوشتان بيايد سوا كني.
اصول مشخص است اين اصول است كه بر من حاكم است نه اينكه من بر اصول حاكم باشم، هر اصولگرايي عدالتخواه است و هر عدالتخواه اسلامي اصولگرا است، هر اصولگرايي اصلاح طلب است، هر اصلاح طلبي بايد اصولگر باشد، چون اگر اصول نداشته باشيد با چه شاخصي مي خواهيد اصلاح كنيد.
البته ممكن است کسی بگويد من گفتمان عدالت را قبول دارم، اما فلاني و فلاني را قبول ندارم. اگر شما اصولگرايي را در كشور اين طور تعريف كنيد، که اصولگرايي يعني فلان حزب و فلان فرد، يعني من و شمايي كه عضو اين حزب نيستيم، ديگر اصولگرا نيستيم. بحث ما اين اصولگرايي نيست، بحث ما روي اصول انقلاب اسلامي است، اصلاً عدالت جزو اصول انقلاب اسلامي است، احمدي نژاد از اين اصول مغفول و ظرفيتهاي مغفول تفكر اصولگرايي استفاده كرد، و بخشي آنها را از قوه به فعل تبديل كرد،اين ها را به تعبيري زنگارش را زدود و به میدان آورد. اگر کسی اصول را از ما بيشتر قبول دارد بسم الله.
اگر كسي بيشتر از ما به اصول معتقد است، دلسوزتر از بنده است و در حوزه عمل كارآمدتر از بنده است، خوب بنده بايد بروم زير علمش سينه بزنم. اصولگرايي يعني همين، يعني اينكه به امام جمعه عادل اقتدا كني، اگر او از من عادل تر است به او اقتدا مي كنم.
مدل «7 + 8»چطور مي تواند تاثير گذاري مثبت داشته باشد؟
ما تجربهای شبیه این در انتخابات دور هشتم مجلس داشتيم، كه با موفقیت نسبی همراه بود، به نظر من ما بايد دنبال ترميم آن تجربه و آن مدل باشیم. 8+7 يا هر مدل دیگری که بتواند فراگيرتر باشد موثرتر خواهد بود. اگر به دنبال مدلی باشیم که فراگیر نباشد تاثیری نخواهیم دید.
البته با شناختي كه از شخصيت و بلند نظري حضرت آيت الله مهدوي كني سراغ است به شكل گيري اجماع موثر اميدوارم. ايشان ذاتاً شخصيتي هستند كه علاقمندند هر چتري در جريان اصولگرايي باز شود بتواند همه نيروهاي اصولگرا به ويژه بدنه اجتماعي و سرمايه اجتماعي این جریان را در برگيرد، اين ساز و كاري است كه در حال پیگیری است و وقت هم به اندازه کافی هست و ما اميدواريم يك اجماع موثر اتفاق بیفتد. اما اينكه امروز و با همين شرايط، ساز و كارها مناسب باشد به نظرم اینگونه نیست.
جريانات سياسي بر چه مبنايي مي توانند در انتخابات آتي كشور سهيم باشند؟
به نظر من شرط اگر واقع بينانه باشد بايد پذيرفته شود، ورود همه نيروهاي معتقد به انقلاب به زير اين چتر آزاد است، اما هرکدام زير اين چتر چقدر بايد سهم داشته باشند؟ به اندازه وزن اجتماعي شان، همين فرمول را اگر آقايان بپذيرند خيلي از مشكلات حل مي شود.
ورود زير اين چتر آزاد است، خدا وقتي به دينش دعوت مي كند نمي گويد فلاني و فلاني بيايند، مي گويد كه ورود آزاد است، اما اين كه چقدر بهشتي هستيد بستگي به عملتان دارد.
شما يك چتري به نام اصولگرايان مي خواهيد باز كنيد هر كس گفت من به اصول انقلاب اعتقاد دارم جايش زير اين چتر است، ممکن است يكي بیاید زير اين چتر و فقط راي خودش را داشته باشد، او هم جايش اينجاست، يكي راي خودش را دارد و زنش را، ورورد او هم آزاد است، يكي هم می آید که 25 ميليون راي دارد.
سهم دهی به برخی اشخاص، بدعت نیست؟
البته الان كه چنین تصميمي گرفته نشده و فقط حرفش هست، اين جريان بايد ادامه پيدا كند تا ببينيم چقدر اين ساز و كار، موثر خواهد بود. اما اصولاً بايد قبل از اين که به افراد سهم بدهیم به وزن آن جريان توجه کنیم. اگر قرار است به کسی سهم بدهيم به اندازه وزنش سهم بدهيم. من شخصاً سهم دهی به اشخاص را خیلی زيبنده نمي دانم. اما اگر برخي اصرار دارند جريان را با تابلوي خودشان معرفي كنند، معرفي كنند. هرچند اگر به نام جريان و گفتمان باشد بهتر است، و از فردمحوري نیز فاصله گرفته ایم.
نقدهای زیاد بر دولت، نشانه انجام کارهای زیاد است دولت وظيفه مشخص قانوني دارد و انجام مي دهد و حق هم ندارد خارج از وظيفه قانونياش کاری انجام دهد، به نظرم دولت از اختيارات قانونياش براي ساختن كشور به طور شايسته استفاده مي كند و مفهوم ايواقعيت اين نيست كه هيچ نقدي هم بر آن وارد نيست. اتفاقاً به اين دولت، نقد بسيار زيادي وارد است، چون بسيار زياد كار كرده است.
و وارد كارهاي بسيار بزرگي شده است، طبيعي است نقد بيشتري هم به آن وارد است، نقدهاي وارد بر اين دولت، دليل بر ضعفش نيست، اتفاقاً دليل بر قوتش است ، اما اين دولت، دولتي است كه به تعبير مقام معظم رهبري بعد از مشروطه چنين دولتي را تجربه نكرده بوديم. از بعد كارآمدي دولت كار بسيار بزرگي انجام داد، .
اين دولت كه اين گونه كار انجام مي دهد، ذيل يك گفتمان شكل گرفته، يك گفتمان سياسي که طرفدار دارد، و همين گفتمان به طور طبيعي در انتخابات هم تاثيرگذار است. معمولاً دولتها خودشان گفتمان آفرينند، گفتمان سازندگي محصول زمان هاشمي، گفتمان اصلاحات متعلق به زمان خاتمي و گفتمان عدالت هم گفتمان دولت فعلی است.
آیا مردم هنوز با گفتمان عدالت همراه هستند؟
ما حق نداريم به عنوان نماينده مردم حرف بزنيم، البته هر گفتماني در طول مسير، با ريزشها و رويشهايي مواجه می شود که قابل بررسي است. به نظر من به دليل اينكه دولت ، بعد از انتخابات سال 84 بر خدمت گزاری و اجرای عدالت در بعد عملی تمركز كرد، در بعد نظري درباره گفتمان عدالت، كار زيادي نشد، و اين از اشكالات دولت ماست، اتفاقاً اين نكتهاي است كه مقام معظم رهبري چندين بار، درباره آن تذکر دادند و اهمیت تبليغ هنرمندانه را گوشزد فرمودند. ما اعتقاد داريم در تبيين گفتمان عدالت، كار رسانهاي موثر و منسجمي انجام نشده است، و ممكن است همين خلاء باعث ريزش برخي از نيروها شده باشد.
هرچند در مقابلش رویشهاي قابل توجهي هم داشته ايم، همين حجم آراي آقاي احمدي نژاد در سال 84 با 88 را اگر مقايسه كنيد آن هم زير آن جنگ رواني پيچيدهاي كه طراحي كرده بودند، متوجه رویش های این گفتمان می شوید. واقعيت روشن شود شبهات برطرف می شود يك مسائلي در كشور مطرح شده در مورد برخي از اشخاص، من شخصاً علاقه ام اين است تا زماني كه اطلاعات كافي و وافي راجع به يك مقولهاي نداشته باشم، تحليل نكنم، چون تحليل بايد مبتني بر اطلاعات درست باشد.
به نظر من نبايد زود قضاوت كنيم. دولتي كه اين قدر در حوزه های مختلف كار كرده، و گفتمانش فراتر از مرزهاي جمهوري اسلامي ايران رفته، حتما نقدهایی نیز به او وارد است.
به نظر من بخشي از جنبشهاي بيداري اسلامي در منطقه متاثر از همين گفتمان است. در حالت كلي متاثر از گفتمان انقلاب اسلامي و در حالت اختصاصي متاثر از گفتمان عدالت است. اين كه ملتي زير اين همه فشار، هستهاي شده است، زير اين همه فشار و تحريمها دارد روز به روز قلههاي توسعه را يكي پس از ديگري طی مي كند ضعف ها و انتقادات، از عظمت كارش و حقانيت گفتمانش چیزی كم نمي كند. البته باید پذیرفت که بخشي از انتقادات هم واقعي است.
مسير همين است و ما در همين مسیر داريم پيش مي رويم، مگر اينكه خداي نكرده اتفاق ديگري بيافتد يا خداي نكرده ما اشتباه بكنيم كه اشتباه ما باعث بشودمردم از این گفتمان جدا شوند.
چه كساني به حق شايستگي ورود به مجلس آينده را دارند؟
ما انتخابات مجلس شوراي اسلامي را در پیش داريم، اگر اين مجلس را محدود كرديم به اسلام، پس مجلس شوراي غيراسلامي نيست، و كساني كه در چارچوب انديشه اسلام فكر نمي كنند، خود به خود مي روند كنار. كسي كه بخواهدوارد عرصه رقابت شود باید بداند اينجا قانونا مجلس شوراي اسلامي است اگر ما در قانون اساسي اقليتهاي ديني را هم مي پذيريم، آنها باز هم طبق مباني اسلام و جايگاه اقليتها در حاكميت اسلامي است.
كسي كه به اينها اعتقاد نداشته باشد خارج از گود قرار مي گيرد، مجلس شوراي اسلامي طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران يك وظايف و اختياراتي دارد. يك سطحي از اختيارات را دارد، خارج از اين اختيارات مجلس نمي تواند كاري بكند.
هر مصوبه ای که داشته باشد بايد به تصويب شوراي نگهبان برسد، كسي كه مجلس مي رود به اين شوراي نگهبان اصولاً بايد اعتقاد داشته باشد، اگر اعتقاد نداشته باشد نبايد ورود پيدا كند. كسي که به شرایط مجلس اعتقاد نداشته باشد طبيعتاً متضرر مي شود. در هيچ جاي دنيا، اجازه نمي دهند كسي كه به اصول آن نظام سياسي اعتقاد ندارد سرنوشت سياسي كشور را به او نمي سپارند.
البته منظور من مخالف است، نه اپوزيسيون، نه منتقد، كسي که مخالف چهارچوب و اصول است، خوب طبيعي است كه جايش در داخل چارچوب نيست، هر نظام سياسي يك فنداسيون دارد، جمهوري اسلامي ايران و قانون اساسي ما يك فنداسيون است.
مجلس ما در چهارچوب اين فنداسيون است اين فنداسيون ما حافظ اين مجلس است كمك مي كند و كمك مي گيرد. وقتي كسي مي خواهد داخل اين مجلس برود، چون اين مجلس در درون اين فنداسيون است اجازه ندارد فنداسیون را تخریب کندو مجلس را متزلزل كند. اين کار نقض غرض است. ما بعد از خرداد سال 76 جريانی را مي بينيم كه با شعار عبور از خاتمي خواستند از نظام عبور كنند و براي اينكه اين عبور كم هزينه شود از مجراي انتخابات وارد شدند. انتخابات را فرصتی مي دانستند كه بيايند از مسير آن فنداسيون را بزنند.
این حرکت، يك نفاق سياسي و يك نوع دشمني است. به جاي اينكه از مقابل بيايند از پشت خنجر مي زنند. اين را هيچ نظامي نمي پذيرد.
چرا برخي سعي مي كنند با موضع گيري هاي خاص، شرط گذاري كرده و براي نظام تكليف مشخص كنند؟
اما آن طيف از جريان اصلاحات كه به انقلاب و به قانون اساسي، به ساختار جمهوري اسلامي، به قانونش، به اصولش، به منافع مردم و حاكميت ملي اعتقاد دارند حق دارند بيايند و در انتخابات شركت كنند. ممكن است به بخشي از كارها انتقاد داشته باشند که این طبيعي است. انتقاد حق همه است، اين انتقاد سرمايه است. چون شاخص قانون اساسی را دارد.
خيمه و ستون اصلي قانون اساسي، اصل ولايت فقيه است. شما نمي توانيد ادعا كنيد من به قانون اساسي اعتقاد دارم اما با ولايت مشكل دارم. خوب اين مي شود نقض غرض. دوستان اصلاحاتی بايد اول تكليف خودشان را با قانون اساسي مشخص كنند. قانون، تراوشات ذهني شخصي بنده نيست.
تراوشات ذهني خاتمي هم نيست. قانون قانون است و يك مقنن دارد، مصوب دارد، ناظر دارد ،نهاد حل اختلاف دارد. وقتي مي گوييم قانون، بايد بپذيريم که این قانون مجري و ناظر دارد، مثلا طبق قانون انتخابات، سازو كار انتخابات، توسط مجلس مشخص شده است که شوراي نگهبان آن را تاييد مي كند و دولت اجرا مي كند.
اگر اختلافي پيش آيد شوراي نگهبان داوري مي كند. برخی دائما شعار قانون مي دهند اما قانون از نظر آنها تراوشات ذهني خودشان است. اين دوستان اول تكليفشان را با جمهوري اسلامي، با منافع ملت، با قانون اساسي، روشن كنند. آن بخشي كه از اين خط عبور كرده اند، اصولا نبايد بيايند، آمدنشان مصداق نفاق است. مردم ما به اندازه اي رشد كرده اند كه نفاق را از دور هم مي شناسند. لازم نيست نفاق بيايد در دو قدمي ما. مردم ما آنها را از دور مي شناسند. مردم در جریان گذشته نيروها و جريانات هستند، عملكردشان را می شناسند، مواضعشان را دارند.
اگر كسي ساختار فعلي را قبول ندارد، براي چه مي خواهد وارد مجلس شود؟
كسي که کل ساختار را درست نمي داند براي چه ورود پيدا مي كند؟ حتما مي خواهد از يك اتاق استفاده كند و كل مجموعه را منفجر كند ديگر؟ كشور قانون دارد، ناظر دارد، كساني كه وارد انتخابات مي شوند اصولا بايد به قانون اعتقاد داشته باشند. قانون شرایط دارد، هر كس اين شرايط را نداشته باشد طبيعي است که رد مي شود. اين هم وظيفه هيئت نظارت و هئيت هاي اجرايي است. كساني كه شرايط قانوني حضور در انتخابات را ندارند، اجازه پيدا نمي كنند بيايند.
بالاتر از اين اگر در مواردی هم با نقاب هايي وارد شوند، مردم جلویشان را می گیرند. در مجلس بحث اعتبارنامه ها هست. البته ممكن است با همه اين ساز و کارها يك نفوذي هم به مجلس راه پیدا کند. اين محال نيست.
چه كساني در شرايط فعلي مطالبات رهبري را ناديده گرفتند؟
کسانی که دولت را متهم می کنند مطالبه رهبری را زمین گذاشتند. اتفاقا براي همين اتفاقات احتمالی، الان يكي از بزرگترين خواسته های ملت از مجلس، همين طرح نظارت بر نمايندگان است كه متاسفانه با وجود اصرار مقام معظم رهبري، مجلس نمره خوبي در اين قضيه نگرفت. جالب است دوستاني كه دولت را متهم مي كنند به عدم جديت در بعضي از مواضع رهبري، خودشان روشن ترين مطالبه رهبري را همين طور رها كرده اند.
جالب است اين پيش نويسي هم كه تهيه شده و من ديده ام خيلي با سيستم نظارت واقعی فاصله دارد. يك قانون باید همه منفذهاي نفوذ و سوئ استفاده را ببندد. منافذ نفوذ، با معرفت مردم، با قانون و با نظارت بسته مي شود. اما با اين وجود باز هم فرض نفوذ محال نيست. از ابتدای انقلاب ما ديديم در دفتر نخست وزيري نفوذ پيدا كردند، در دولت نفوذ پيدا كردند، در مجلس نفوذ پيدا كردند.
بي تجربه نيستيم اما همه اين تجربيات باعث شده در اين زمينه واكسينه شده تر از 30 سال گذشته شویم و هر روز قوي تر شويم.
کدام اصلاح طلبان اجازه حضور در انتخابات را ندارند؟
بخشي از جريان اصلاحات كه در سال 88 به طور رسمي از چارچوب نظام، منافع ملي و منافع ملت عبور كردند در ادامه هم مسير تحريم را در پیش می گیرند.. آنهايي كه رفتار خودشان را در چارچوب قانون و بر منافع مردم تطبيق مي دهند، خود بخود اجازه حضور دارند. كسي كه خودش را در چارچوب قانون مقيد كند خود به خود اين حق برايش ايجاد مي شود.
مي گويند حق گرفتني است، نه دادني. كسي كه در زير چتر قانون قرار گرفت از همه حقوق زير آن چتر برخوردار است.
اصلاح طلبان پایبند به قانون مي توانند سرمايه اي براي نظام باشند؟
اصلاح طلبان پايبند به قانون را مي توان سرمایه کشور تلقي كرد. انتخابات به طیفی از اصلاح طلب ها كه از منافع ملت و از قانون اساسي و مصالح ملي عبور كرده اند كمك نمي كند. چنين طيفي مرزشان مشخص مي شود. اما آنهايي كه در چارچوب قانون رفتارشان را تنظيم مي كنند سرمايه هاي كشورند، بالاخره هر كسي رفتارش در چارچوب قانون باشد براي كشور فرصت است.
دوستان اصلاح طلبي كه رفتارشان در چارچوب قانون است به منافع مردم احترام مي گذارند و لو ممكن است ما را هم به عنوان رقبيشان نقد كنند. من به این حرکت، به عنوان فرصت نگاه مي كنم.
و فعاليت سياسي از جمله شركت در انتخابات جزو حقوق طبيعي شان است ، بستگي به رفتار خودشان دارند. بالاخره اينها در كشور ما دولت تشكيل دادند، مجلس تشكيل دادند. 27 خردادي ها در بدنه دولت كم هستند، خيلي هم كم هستند. من در مطلبي که 21 تير 84 در صفحه اول نشريه يالثارات منتشر شده، به موضوع ايزولاسيون و قدرت، اشاره کردم که و خطر حذف اي جريان اصيل را قبل از تشكيل دولت نهم گوشزد كردم و پيش بيني كردم كه با خانه نشيني حاملان اصلي گفتمان عدالت دايه هاي مهربان تر از مادر از راه مي رسند .
كم لطفي برخي از دوستان اصولگراي ما اين بود كه بعد از خرداد 84 به جاي تلاش براي هماهنگي بيشتر با گفتمان عدالت، سعي كردند بر خرمن اين گفتمان بنشينند اما ترجيحات خودشان را پيگيري كنند. به نظر من تغييرات در بخشي از وزارتخانه ها از جمله وزارت كشور و وزارت خارجه با اين پديده بي ربط نبود.
البته اين ريشه ها را نبايد در يك طرف جستجو كرد از اين طرف هم احمدي نژاد اگر چه در حوزه نظري كماكان پيگير گفتمان عدالت و گفتمان 27 خرداد بود، اما در عمل و شايد به خاطر جلب همراهي مجلس هفتم و هشتم براي استفاده از حاملان گفتمان 27 خرداد يا همان گفتمان عدالت اصرار جدي نداشت
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰