کد خبر:۱۵۴۱۸۳
واكاوي كوتاه در ازدواجهاي دانشجویی
در شرایط کنونی جامعه و با توجه به توسعه ارتباطات و تهاجم فرهنگی رسانه ها، می توان امر ازدواج را از اهم واجبات به شمار آورد؛ زیرا متاسفانه لغزشگاه های بسیار زیادی بر سر راه جوانان کشورمان ایجاد شده است.
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو» - امیر رضایی؛ فلسفه ازدواج دانشجویی در کل کار بسیارخوب و پسندیده ای است؛ چرا که در جامعه سن افراد برای ازدواج بالا رفته و آمار ازدواج کم شده، و آمار طلاق رو به افزایش است.
مخصوصا در محیط دانشگاه اگر ترویج ازدواج صورت بگیرد و این امر در دانشگاه نهادینه شود، باعث می شود افراد زیادی روی به این کار بیاورند و یک جو خوب و پسندیده ایی ایجاد شود.
در دانشگاهی که فضا یک فضای مختلط است و شاهد آن هستیم که وضع حجاب و عفاف روز به روز بدتر می شود ازدواج با آگاهی کامل می تواند، راهگشای بسیاری از مسائل دانشجویان باشد.
دانشجويی که برای تحصیل و فراگیری علم به دانشگاه آمده است و می خواهد در کنار درس خواندن، به مسائل اعتقادی و دینی خود برسد و دچار آسيب نشود، ازدواج می تواند یک راه حل برای این عزیزان باشد.
در شرایط کنونی جامعه و با توجه به توسعه ارتباطات و تهاجم فرهنگی رسانه ها، می توان امر ازدواج را از اهم واجبات به شمار آورد؛ زیرا متاسفانه لغزشگاه های بسیار زیادی بر سر راه جوانان کشورمان ایجاد شده؛ به طوری که در این شرایط واقعا «در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است» را اثبات می کند.
امروزه با توجه به این همه خطرات و دام هایی که بر سر راه جوانان ماست ازدواج یک امری واجب و مهم تلقی می شود، مخصوصا براي جوان دانشجویی که در پی کسب علم آمده است.
مثلا جوشش غریزه جنسی، توفیق کسب علم و یا عبادتی با حضور قلب را به او نمی دهد و گاه در پی سرخوردگی ها و بیم به گناه افتادن، از روابط اجتماعی خود می کاهد و رفته رفته تاثیرات روانی این رفتار، موجب عصبی شدن و تند خویی او می گردد.
از تاثیرات ناشی از این مسئله می توان به بی میلی به کار و فعالیت، به درس و مطالعه و بی میلی به معاشرت و مصاحبت با همسالان، اقوام و دوستان نام برد.
هرچند موارد یاد شده از گناهان به شمار نمی آید، اما این ناهنجاری ها مقدمات گناهانی را در انسان به وجود می آورد. بارها و به کرات دیده شده، کسانی که ازدواج می کنند و این مسئولیت را بر عهده می گیرند، از لحاظ روحیه معنوی و روانی به مراتب بهتر از مجردها هستند.
البته نباید فراموش کنیم که بستر یک زندگی آرامش بخش را خودمان باید فراهم کنیم. تحصیلات مهمتر است یا ازدواج!!؟ پسری که علاقه مند به ادامه تحصیل است در صورتی که احساس نیاز به ازدواج ندارد، بهتر است ازدواج را به تاخیر بیندازد.
ولی اگر فرد احساس کند نسبت به جنس مخالف دچارلغزش شده است، احساس می کند کنترل شهوت برایش سخت شده چه در برخورد با جنس مخالف، چه همجنس و چه در تنهایی، همین که این احساس را کرد، این ها همه نشانه ازدواج است و در این صورت نباید به خاطر تحصیلات ازدواج را به عقب بیندازد.
البته در مورد خانم ها چه نیاز به ازدواج پیدا شد و چه نشد، اصل اولیه این است که دختر هر چه زودتر اگر امکان ازدواج فراهم بود، ازدواج کند.
به خاطر انواع و اقسام مزاحمت ها دختر می خواهد درس بخواند، مرتب برایش مزاحمت ایجاد می شود، چه با قصد اذیت و چه با نیت خواستگاری که موجب می شود دغدغه محیط و افراد را پیدا کند؛ البته اینها وقت زیادی را از او می گیرد و فکر او را مشغول می کند.
ذهنیت های اطرافیان دختری که دنبال کسب علم است و می خواهد به مرکزی یا نزد استادی برود و بحث کند، چون مجرد است، همیشه یک ذهنیت منفی به دنبالش هست. این ذهنیت ها مانع خیلی از پیشرفت ها می شود و به دنبال خودش اضطراب ها و استرس هایی کاذب می آورد.
از دست دادن موقعیت های مناسب
در این چندسالی که دختر به دانشگاه آمده است و می خواهد به اهداف علمی خود برسد، خواستگاری های خوبی داشته و رد کرده و حالا که مثلا فوق لیسانس گرفته و در ضمن سنش هم بالاتر رفته، ولی از آن طرف هم کمیت و هم کیفیت خواستگارها پایین آمده است و در ضمن توقعات او هم بالا رفته است.
در این حالت که دختر به یک تعارض می رسد که خودش لیاقت های ویژه ای دارد، ولی طالبین او به این لیاقت ها نرسیده اند و احساس جفا از طرف جامعه می کند و مجبور است به خواستگاری کمتر از آنچه می خواست جواب مثبت بدهد که امکان دارد بعدا دچار مشکل شود.
عدم ناسازگاری انسان و به طور کلی هرچه سنش بالا می رود، قوه سازگاری و انعطاف پذیریش کمتر می شود؛ لذا چه دختر و چه پسر بهتر است زودتر ازواج کنند.
عدم تناسب تحصیلی
میانگین سطح تحصیلی دخترها از پسر بالاتر رفته است؛ بنابراین بخشی از دختران تحصیل کرده مچبورند با پسری ازدواج کنند که از نظر تحصیلی پایین تر از آنها هستند.
بنابراین یا ازدواج نمی کنند و یا ازدواج می کنند و زندگی برای آنها سخت می شود. در هر حال اگر می بینید که شرایط اردواج برایتان مهیا است چرا ازدواج نمی کنید.
نترسید و به صحبت های دیگران هم توجه نکنید که می گویند ازدواج دردسر است و یا می گویند به مخارج سنگینش نمی ارزد و از این قبیل دسته حرف های بی ریشه و اساس!!!! اگر همه شرایط را در نظر بگیریم، تحصیل مانع ازدواج نخواهد بود؛ البته ازدواج کمیت وقت را پایین می آورد، ولی برکتش را زیاد می کند. ازدواج به کار و تحصیل و… برکت می دهد به شرطی که متناسب و مناسب باشد.
شرایط متناسب ضمن ادامه تحصیل یعنی اینکه شما که وضعیت آنچنانی ندارید، از طرف مقابلتان هم انتظار آنچنانی نداشته باشید.
یک نکته ایی را که خیلی هم بارها از این و آن شنیده ام و حیفم می آید که نگویم این است که متاسفانه خیلی ها دچار این توهم شده اند و فقط این دو کلمه را یاد گرفته اند که ما تا «فرد مناسبی» پیدا نکنیم ازدواج نمی کنیم.
البته منظورم از فرد مناسب هم «ایده آل بودن» است؛ سوال من این است از این عزیزان که مگر خود شما ایده آل هستید که می خواهید طرف مقابلتان ایده آل باشد!!؟ (منظور از مناسب یعنی به خود، خانواده و فرهنگت نگاه کن و انتخاب کن) پس ازدواج مانع تحصیل نیست، اما باید توجه داشته باشیم که نوع ازدواج مانع تحصیل است.
موضوع این نیست که کسی رو پیدا کنیم که همانند ما درس بخواند، بلکه گاهی همسر با آنکه خود نتوانسته است ادامه تحصیل بدهد، ولی واقعا احساس علاقه به تحصیلات همسرش دارد و این را می توان در زندگی دید. عشق به تحصیل، بعضی اوقات در وجود فردی هست، ولی به خاطر شرایط زندگی نمی تواند برود دنبال تحصیل.
این عشق را انتقال می دهد به وجود همسرش. این افراد زوج های موفقی هستند؛ بنابراین دخترخانم ها به این نکته توجه کنند که اگر فرد مناسبی برای ازدواج پیدا شود، آنچه مقدم می باشد ازدواج است نه تحصیل.
البته با در نظر داشتن این نکته که در حال سپری کردن مقاطع حساس تحصیلی (کنکور و امتحانات ترم و…)نباشند. بعضی ها تصورشان این است که درحین اینکه دارند درس می خوانند اگر ازدواج کنند برنامه تحصیلی شان بهم می خورد و از نظر درسی افت می کنند.
البته در پرتوازدواج (ازدواج درست و با آگاهی کامل نه از روی احساسات و عاشق شدن های کاذب و بی اساس) شما و همسرتان می توانید یکدیگر را در این راه یاری کنید به هم دلگرمی و امید دهید که این مسئله در تحصیلات علمی بسیار موثر است. این به تجربه ثابت شده است.
ولی خب باید به این موضوع هم توجه داشت که در ماه های اول زندگی فرد تحت الشعاع قرار می گیرد و گاهی دچار تزلزل می شود که با توجه به روحیه خانم ها، این امر در آنها بیشتر است.
توصیه من به شما این است بگردید دنبال آن کسانی که زندگی را با ازدواج دانشجویی شروع کردند از آنها سوال کنید، زندگیشان را بررسی کنید و از تجربیات آنها استفاده کنید تا دچار تشویش ذهنی و اضطراب ها و حساسیت در این زمینه ها نشوید.
اااجالب است یکی از رفقا رفتند به خواستگاری یک دختری که(حالا شما فرض کنید طرف مذهبی، بسیجی و کلا حزب اللهی) در جواب سوال اینکه شما با بنده ازدواج می کنید یا نه این را شنیده بود که من قصد ازدواج ندارم برای اینکه به درسم لطمه وارد می شود و نمی توانم شاگرد اول بشوم!
دیگه قضاوت این حرف باخود شماست. در آخر صحبتهایم چند نکته مهم برای آن دسته از کسانی که نهایتا مسیر ازدواج در حین تحصیل را برگزیدند و نگران مشکلاتی که با آن مواجه می شوند، خواهم گفت:
۱. می توانید با مقدمات ساده و بدون تشریفات عقد کنید، اما زندگی مشترک را به تاخیر بیاندازید. اصطلاحا زندگی نیمه مستقل داشته باشید.
۲. کار کردن در حین تحصیل می تواند مشکلات اقتصادی شما را کاهش دهد؛ البته زندگی دانشجویی بیشتر از دوطرف خانواده ها تامین می گردد؛ چرا که اکثر خانواده ها پذیرفته اند که زندگی دانشجویی شرایط خاص خودش را دارد.
3. وقتی زندگی ساده و قانعی داشته باشید، آرامش روحی و فکری بیشتری خواهید داشت و در این صورت راحت تر می توانید در مسائل علمی و پژوهشی و صنعتی پیشرفت کنید؛ البته موارد زیادی هست که نه مجال نوشتن است و نه فضای آن، بقیه نکات رو به خودتان می سپارم و این همت را می طلبد که خودتان به دنبالش بروید.
رسالت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه
خب حال اگر بخواهیم ازدواج دانشجویی را در دانشگاه نهادینه بکنیم و یک فرهنگ بشود با این دید که دانشجو اگر بخواهد ازدواج کند آن هم ازدواج دانشجویی و هیچ دغدغه ایی نداشته باشد، باید دانشگاه امکانات آن را فراهم کند.
تنها نهادی که در دانشگاه اقدام به این مسئله نموده است نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه است، ولی متاسفانه دراین چندسال اخیر نهاد در این زمینه خوب کار نکرده است و بعضا باعث دوری دانشجویان از جشن ازدواج دانشجویی شده است. در اينجا به چند موارد از این مشکلات می پردازم.
اگر قرار است جشن ازدواج دانشجويی برای زوج های جوان گرفته شود، چرا هزینه ایی برای ورود به جشن گرفته می شود. (منظور من دانشگاه دولتی است) مگر نه این است که این ازدواج یک ازدواج آسان و راحت بدون دوری از هرگونه تجملات بنا شده است.
پس چرا در ابتدای آن هزینه ای گرفته می شود. مگر تعداد چند نفر است که هزینه می گیرند. جالب است که ازدواج دانشجويی هرساله برگزار می شود نه هرماه!! باید این را در نظر داشته باشیم که دانشجو از خودش استقلال مالی ندارد. (البته همه اینجوری نیستند ولی اکثرا محصل هستند)
خیلی جالب است نهادی که طرح ضیافت اندیشه برگزار می کند آن هم با بودجه کلان و میلیاردی!! (البته من نمی خواهم طرح ضیافت اندیشه را زیر سوال ببرم، ولی چرا ادامه پیدا نکرد و فقط یکسال برگزار شد) خب طرح ضیافت اندیشه به دلیل اینکه هزینه زیادی در بر داشت کنسل شد، ولی مگر جشن ازدواج دانشجويی چقدر هزینه بر می دارد.!؟ برنامه ایی مثل ازدواج دانشجويی که یکی از مهمترین برنامه های فرهنگی و کلان دانشگاه است، چرا باید اینقدر ضعیف برگزار شود!؟ این افراط ها و تفریط ها در کار فرهنگی نه تنها جایگاهی ندارد، بلکه موجب تضعیف کار و بدبینی می شود.
یک موضوع مهم دیگری که جای تامل و تاسف دارد این است که قبل از برگزاری جشن ازدواج دانشجويی از زوج های جوان تعهد گرفته می شود که نهاد هیچ گونه تعدی در قبال هدیه دادن (سفر به مشهد مقدس، سکه و وام ) ندارد.!!!!!
اگر قرار باشد جشنی گرفته شود آن هم ازدواج دانشجویی و یک شیرینی خورده شود و چند ساعت حرف بزنند که معنایی نمی ده!! اصلا چه بهتر که دانشجو خودش در خانه خودش این جشن را بگیرد.
بالاخره برای ترغیب جوانان به ازدواج باید مزایایی در نظر گرفته شود یا نه آنهم قشر دانشجو که گفتم از نظرمالی استقلال ندارد.
عروس و داماد با یک شوق و علاقه در این جشن شرکت می کنند و وقتی با این فضای خشک مواجه می شوند به نظر شما رضایتمندی حاصل می شود.هرساله هم اوضاع بدتر از سال قبل می شود؛ چرا که مسئولان تنها پاسخی که دارند این است که هزینه ها سرسام آور و زیاد است و بودجه کافی برای سفر به مشهد مقدس یا سکه نداریم!!!!!! یا کار نکنید خواهشا و اسمش را کار فرهنگی نگذارید یا اگرهم می خواهید کار بکنید خوب و با کیفیت انجام دهید. تا بتوان این کار را یک فرهنگ در جامعه دانشگاهی تثبیت کرد.
جالب است من از هرکسی که در این جشن شرکت کرده بود یا ابراز ناخوشایندی می کرد یا رد می کرد؛ چرا که نهاد هنوز نتوانسته است رسالت خود را انجام دهد.
چندسال پیش زوج های جوانی که با ۱۴ سکه مهریه عقد می کردند یک سکه بهارآزادی به آنها تعلق می گرفت و الان در بعضی از دانشگاه ها یک ربع سکه می دهند آن هم اگر بدهند. جالب اینجا است که اصلا چند نفر هستند که با ۱۴سکه مهریه عقد می کنند.
به نظر من نهاد ابتدا باید فرهنگ مهریه و تعیین مهریه را با برگزاری کلاس های آموزشی برگزار كند تا آگاهی در این زمینه کسب شود، ولی خب شاید به ضررنهاد هم به نوعی بشود؛ چرا که تعداد شاید زیاد بشود و آنوقت دیگه دیگه!!!!
کیفیت برگزاری جشن های ازدواج دانشجویی به مراتب در سال های قبل خیلی بهتر از این چندسال اخیر بوده است، حال چه در بحث اجرای جشن و چه هدایا!! ولی نکته مهمی که هست این است که سن ازدواج همانطور که گفتم به دلایل مختلفی بالا رفته و اگر قرار باشد جشن های ازدواج دانشجویی و چه غیر دانشجویی این گونه برگزار شود، در آینده هیچ کس به ازدواج میل پیدا نخواهد کرد.
طی نظرسنجی که از دانشجویان مجرد در چند دانشگاه صورت گرفت نزدیک به نود درصد از دانشجویان مشکلات مالی را سدی در برابرازدواج دانستند، حال اگر یک ارگانی مثل نهاد نتواند بستر سازی مناسب بکند، این نود درصد به بیش از صد درصد می رسد.
البته خالی از لطف نباشد تنها چیزی که زوج های دانشجو از آن به خوبی یاد کردند، برگزاری کارگاه آموزشی بهداشت خانواده و روانشناسی بود، ولی این یه مورد هم از نظر بنده مشکل دارد، آنهم این است که مگر با چندساعت مشاوره و سخنرانی می شود مباحث مهم زندگی را گفت!؟
با چندساعت سخنرانی و مشاوره نمی شود برای یک زندگی چندین ساله تصمیم گیری کرد!؟ پیشنهاد من این است که قبل از رسیدن این ایام و ثبت نام جشن ازدواج دانشجویی می شود با چند دوره کلاس یا کارگاه آموزشی در دانشگاه ویژه دانشجویان و حتی خانواده ها گذاشت تا این آگاهی بخوبی صورت بگیرد.
هنوز خیلی از دانشجویان و حتی خانواده ها نمی دانند که زندگی دانشجویی بر چه اساسی و شیوه ایی هست!! هنوز خیلی از دانشجویان بلد نیستند که چگونه وقتی کسی را برای زندگی انتخاب کردند در دانشگاه به چه صورتی خواستگاری بکنند. در کل ازدواج دانشجویی همانطورکه گفتم یک امری بسیار پسندیده و خوبی است؛ البته با آگاهی کامل نه از روی احساسات!!
لینک کپی شد
گزارش خطا