اندر احوالات سایت دانشگاه کار البرز
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۶۷۲۴

اندر احوالات سایت دانشگاه کار البرز

ساعت 11 وارد سایت دانشگاه کار البرز می‌شوی، هیچ سیستمی خالی نیست؛ کنار مسئول سایت می‌نشینی تا شاید خدا سیستمی را قسمت کند؛ یک ربعی را همین طور در انتظار وصال منتظر می‌مانی، از حرف های رد و بدل شده در سایت در می یابی که دوستان مشغول بازی کانتر هستند.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو»- سید مسعود میر علی؛
 
بزنش...؛ پشتته! خاک بر سرت.....!؟ این... کیه چرا گیج میزنه...
 
دوستانی که تا به حال سرو کارشان به سایت دانشگاه کار افتاده است و با این شانس که دوستی از دوستان کانتر باز خسته شده و برای چند دقیقه ای سایت را ترک گفته است روبرو شده، سیستمی قسمتشان گشته و چند دقیقه ای را در آن جا به سر برده باشند حتما با دیالوگ های بالا آشنا هستند.
 
ترم پیش ساعت 11 وارد سایت میشوی، هیچ سیستمی خالی نیست؛ کنار مسئول سایت می نشینی تا شاید خدا سیستمی را قسمت کند.
 
یک ربعی را همین طور در انتظار وصال منتظر می مانی، از حرف های رد وبدل شده در سایت در می یابی که دوستان مشغول بازی کانتر هستند، جالب تر این که مسئولین سایت خود در خط مقدم اند!!!
 
ناامید می شوی و می روی ساعت 3 دوباره سری به سایت میزنی؛ باز همان آش و همان کاسه! ساعت 5 باز می آیی تا شاید از این ستون تا آن ستون فرجی شده باشد، اما نه این بار هم کاسب نیستی!
 
در روز های بعد می آیی و می روی تا این که شانس با تو یار گردد؛ می نشینی و مطلبی را شاید برای تحقیق، شاید برای پروژه و شاید... دانلود می کنی؛ در این جا قسمت دوم حکایت سایت شروع می شود، باید مبلغی را مازاد بر مبلغ اولیه و متناسب با حجم مطلب دانلود شده پرداخت کنی!
 
ناامید می شوی و با هزار امید به حوزه ریاست مراجعه می کنی، خوب دیدار با آ قای اسدی که مصداق حکایت «آن چه یافت می نشود، آنم ارزوست »، با منشی موضوع را در میان می گذاری وی تعجب کرده و می پرسد: راست می گویی، واقعا پول!؟ بازی؟! و این قول را می دهد که موضوع را با ریاست در میان بگذارد.
 
فردا باز مراجعه می کنی؛ منشی محترم می گوید: منتقل کردم، ایشان قول دادند رسیدگی شود! ترم تمام می شود، ترم جدید می آید و باز همان ماجراست!
 
با چند تن از دانشجویان دانشگاه های دیگر صحبت می کنی و از آن ها می پرسی: آیا در دانشگاه های شما روی سیستم های سایت بازی نصب است و شما می توانید بازی کنید؟؟؟
 
دانشجوی دانشگاه شهید رجایی: نه، چطور مگه!؟ دانشجوی دانشگاه انقلاب اسلامی: نه بابا، اگه بفهمند که بر خورد می کنن! دانشجوی دانشگاه شیراز: نه! خوب باز جای شکر است که تا به حال کسی از من این سوال را نکرده !!!
 
یاد مصاحبه سر کار خانوم ضرابی با مجله تابش می افتم که گفته بودند: من روز اولی که وارد این موسسه شدم....اینجا با دانشجویانی رو برو شدم که انگیزه کافی را برای دانشجو بودن و دانش پژوه بودن را در بسیاری از آنان نمی بینم!
 
نظر شخصی بنده و انتظار و تصورم از دانشجویان به مراتب بالا تر از این است. یاد استاد ترم پیشم می افتم که تا بر سر موضوعی بحث می شد، می گفت: تقصیر من چیست که شما درس نخواندید و اینجا قبول شدید! یاد زمانی می افتم که جواب کنکور کاردانی به کارشناسی آمده بود، بچه هایی که با رتبه های از 46 تا 240 همه آمدیم اینجا و انتخاب اولمان بود!
 
و در آخر عرضی دارم با مسئولین محترم آموزشی دانشگاه، از من وهم دوره ای های من که گذشتولی بیایید در راستای مطالبات خودتان از دانشجو ها ؛ فکری برای یک سایت بکنید سایتی که گیم نت نشود.!
پربازدیدترین آخرین اخبار