آیا مصر دوباره به آغوش اسلام باز خواهد گشت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۸۸۳۹

آیا مصر دوباره به آغوش اسلام باز خواهد گشت

اگر تاریخ مصر را از دوران جمال عبدالناصر بررسی کنیم، متوجه می‌شویم در دوران وي، مصر سردمدار ناسیونالسیم عربی و مبارزه با اسرائیل بوده است، اما ...

به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، فاطمه قاسمی، کارشناس علوم سیاسی؛ مصر یکی از قدیمی‌ترین کشورهای خاورمیانه است و با تاریخ چندین هزار ساله خود، از نظر بسیاری از خاورمیانه پژوهان، تنها ملت – دولت واقعی خاورمیانه تلقی می‌شود. از زمانی که ملی‌گرایان این کشور رهبری موج ملی‌گرایی عربی را در دست گرفتند، به تدریج این کشور به مؤثرترین عامل ثبات یا بی‌ثباتی در منطقه تبدیل شد.

 

حتی با دگرگون شدن وضعیت سیاسی مصر و منطقه و افول ملی‌گرایی دردهه 1950 و 1960، مصر همچنان تاثیر قابل توجهی بر تحولات داخلی کشورهای عربی و همچنین دگرگونی‌های منطقه‌ای دارد؛ لذا رصد کردن تحولات داخلی مصر که طبعاً می‌تواند بازتاب‌هایی بر سایر کشورهای منطقة داشته باشد، اهمیت زیادی دارد.

 

دراین مقاله ضمن اشاره به دلایل وقوع انقلاب در مصر، مشابهت‌های آن با روند انقلاب در ایران بررسی مي‌شود. واکنش آمریکا به اين تحولات، آینده حکومت در مصر و تاثیر شیعیان در حکومت آینده مصر از دیگر مواردی است که در این مقاله بررسی شده است.

 

دلایل وقوع انقلاب در مصر

 

اگر تاریخ مصر را ازدوران جمال عبدالناصر بررسی کنیم متوجه می‌شویم در دوران ناصر، مصر سردمدار ناسیونالسیم عربی و مبارزه با اسرائیل بوده است، اما پس از شکست ناصر از اسرائیل و متحدانش و در دوران پس از مرگ او یعنی در دهه 1970با روی کارآمدن انور سادات و امضای قرارداد کمپ دیوید، مصر راه سازش با اسرائیل را در پیش گرفت و به این تربیت نقش رهبری جهان عرب را کنار گذاشت و در نتیجه ازجامعه عرب رانده شد.

 

در سال 1981روند بازگشت مصر به دامن کشورهای عربی آغاز شد، تا اینکه به زمان معاصر و حکومت حسنی مبارک رسيد که یک حکومت فرمایشي به شکل دموکراسی در این کشور حکم‌فرما شد. همین امر زمینه تنزل مشارکت مردم را در اداره امور کشور فراهم کرده و بدلیل شبه رانتیری بودن دولت مصر روند ایجاد شکاف بین دولت و مردم به مرور زمان افزایش پیدا کرد.

 

از طرف دیگر به سبب وطن فروشی‌های رهبران این کشور و افزایش دخالت آمریکا در این سرزمین، شعله‌های انقلاب فوران کرد و موجب قیام مردم مصر شد، به گونه‌ای که مردم به هیچ‌وجه حاضر به پذیرش حکومت دیکتاتوری نبودند. اداره کشور توسط رهبران مصر به شکل لائیک و در نتیجه عدم تلفیق ملی‌گرایی و اسلام‌گرایی و عدم ارائه یک مدل مناسب در طول تاریخ مصر برای اداره کشور، تمامی راه‌ها را بر حکومت مصر برای جذب رضایت مردم بست و آنها ناگزیر به ترک صحنه سیاست این کشور شدند.

 

بنابراین فرمایشی بودن حکومت دموکراسی، گسست نسلی، آگاهی روز افزون مردم، شبه رانتیری بودن دولت، افزایش فاصله طبقاتی، عدم توجه به خواسته‌های مردم و افکار عمومی، وجود استعمار فرانو و افزایش دخالت دولت در زندگی مردم و همچنین افزایش مداخلات آمریکا و اسرائیل در این کشور از عمده‌ترین دلایل وقوع انقلاب در مصر هستند.

 

شباهت روند انقلاب در مصر با انقلاب اسلامی ایران

 

اگر کشور مصر را از لحاظ استراتژیک مطالعه كنيم، متوجه می‌شویم مانند ایران،  یک موقعیت استراتژیک و حساس در منطقه دارد؛ برای مثال مانند ایران دارای یک تمدن کهن است، یک کانال استراتژیک به نام کانال سوئز دارد، قطب اهل سنت در جهان اسلام است، مانند ایران بیش از 70 میلیون جمعیت دارد، دارای منابع عظیم نفت و گاز است و از همه مهم‌تر در نزدیکی مرزهای فلسطین اشغالی قرار گرفته و کم‌ترین فاصله را از مهم‌ترین متحد غرب یعنی اسرائیل دارد. بر همین اساس اگر سیر پیوستگی تحولات را در مصر دنبال کنیم متوجه می‌شویم شباهت زیادی به روند انقلاب در ایران دارد و آمریکا دقیقا اشتباهاتی را که در ایران مرتکب شد در مصر نیز برای دومین بار تکرار كرد.

 

برای مثال کارتر قبل از وقوع انقلاب در ایران، ایران را یک جزیره با ثبات در منطقه برای حفظ منافع غرب می‌دانست و به هیچ وجه انقلاب را پیش‌بینی نمی‌کردند. در مصر نیز به همین شکل بود و آمریکا هرگز متوجه شکاف عمیق بین مردم و دولت در خصوص دموکراسی فرمایشی مصر نشد و از طرف دیگر با کنار رفتن مبارک از قدرت - مانند حکومت بختیار قبل از پیروزی انقلاب- سعی کرد رژیم حاکم را با نیروی نظامی حفظ كند تا در موقع لازم بتواند محمدرضا یا پسرش را به قدرت برگرداند.

در مصر نیز به کمک شورای نظامی سعی در حفظ منافع خود و حکومت دیکتاتور نمود و سعی کرد به کمک حزب ملی مصر، جمال مبارک پسر حسنی مبارک را به جای پدرش بگمارد که البته موفق نشد زیرا فرصت لازم برای این کار از دست رفته بود و اسلام‌گراها از محبوبیت زیادی در نزد مردم برخوردار شدند و اگر روند انقلاب در مصر بدون انحراف ادامه پیدا کند، می‌توانیم شاهد یک انقلاب اسلامی و ضد منافع غرب در منطقه باشیم.

 

واکنش آمریکا به انقلاب مصر و آینده انقلاب در این کشور

 

جانشینی جمال مبارک به کمک حزب ملی مصر، روی کار آوردن مهره‌های سیاسی فاقد سابقه سیاه نزد مردم و حامی منافع غرب، برنامه‌ریزی یک کودتای نظامی و راه‌اندازی یک جنگ داخلی بین گروه‌ها و اقلیت‌های مذهبی برای بهره‌برداری از موقعیت و نسبت دادن انقلاب مصر به یک قشر خاص برای حمایت از شورای نظامی، از جمله راه‌های انتخابی آمریکاست و در حال حاضر آمریکا بر روی گزینه دوم و سوم و همچنین ارتش و شورای نظامی مصر برنامه‌ریزی زیادی کرده است.

 

 از طرف دیگر معقولانه تر به نظر می‌رسد که آمریکا با نفوذ در احزاب و روی کار آوردن اشخاصی که حامی منافع آنها و اهل سازش با اسرائیل باشند، مانند گذشته منافع خود را در این کشور حفظ کند که البته محمد البرادعی به عنوان یک ملی‌گرای لیبرال گزینه مناسبی است که در حال حاضر (انجمن ملی، برای تغییر مصر) متشکل از ملی‌گرایان لیبرال سکولار و سایر احزاب از وی حمایت می‌کند و آمریکا هم مخالفتی با این امر ندارد، زیرا هدف البرادعی ایجاد عدالت اجتماعی، آزادی و مشارکت مردم در اداره کشور است.

 

اما با توجه به افول سیاسی رهبران حزب ملی مصر در نزد مردم به علت اعمال دیکتاتوری در دوران مبارک، این حزب از محبوبیت چندانی برخوردار نیست و از طرف دیگر با توجه به خاطره بد مردم مصر از لیبرال‌ها به عنوان وطن‌فروش و خائن، برد اصلی در انتخابات با اسلام‌گراها خواهد بود که پرچم‌دار اصلی آنان در مصر جنبش اخوان المسلمین است که با یک برنامه‌ریزی حساب شده می‌تواند حکومت را در دست بگیرد؛ هرچند به دلیل عدم خشونت‌طلبی اخوان المسلمین، امکان سازش آنها با البرادعی زیاد است.

 

به هر حال آنچنان که از اوضاع برمی آید مردم مصر خواهان حکومت اسلامی و برآورده شدن خواسته‌هایش هستند و به جریانی رای خواهند داد که خواسته‌های آنهارا برآورده کند و به دلیل انگیزه و حس شهادت طلبی که در مردم وجود دارد، اگر به خواسته‌هایشان نرسند دست از مبارزه برنخواهند داشت.

بنابراین احتمال اینکه حکومت بعدی مصر یک حکومت اسلامی باشد، بسیار زیاد است و اگر این حکومت منطبق با خواسته‌های مردم باشد، اهل سازش با اسرائیل نیز نخواهد بود.

 

نقش شیعیان مصر در اداره حکومت این کشور

 

شیعیان مصر در انقلاب این کشور مانند سایر اقشار جامعه نقش فعالی داشته‌اند، ولی با توجه به اینکه در دوران مبارک در انزوا بودند و تشیع یک اتهام تلقی می‌شد شاید در این دوره نتوانند فعالیت چشمگیری داشته باشند، ولی بعد از انقلاب به دلیل پاره‌ای از آزادی‌های به دست آماده و اقدام شیعیان مصر برای تاسیس حزب، می‌توانیم در آینده‌ای نزدیک شاهد حضور این جمعیت به عنوان یک قدرت تعیین کننده در عرصه سیاسی مصر باشیم.

  

 

پربازدیدترین آخرین اخبار